تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
صد صومعه ویران شد و صد خانه برافتاد
بر طور دل افتاد شبی پرتو رویت
جان مست تجلی شد و از پای درافتاد
در کوی هوای تو قدم کی نهد آن کو
کرد از خطر اندیشه و در فکر سر افتاد
زاهد که طریقش همه شب ذکر و دعا بود
در عشق تو با ناله و آه سحر افتاد
(بردار سر از خواب خوش ای خفته که آتش
در جان گل از ناله مرغ سحر افتاد)
با غمزه بگو حاجت شمشیر زدن نیست
کان تیر که بر جان زده ای کارگر افتاد
(از پختن سودای سر زلف سیاهت
حاصل همه این بود که خون در جگر افتاد)
گر شعله زند بر دل خورشید بسوزد
این آتش سودا که مرا بر جگر افتاد
آمد به سر کوی دلم دوش خیالش
جان نعره زنان از حرم تن به در افتاد
مقبول نظرها شد و منظور الهی
آن دل که به نزد تو قبول نظر افتاد
در وصف گل روی تو پیچید نسیمی
اشعار منقش همه زان خوب و تر افتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و تاثیر شگرف محبوب بر دل و جان شاعر میپردازد. شاعر میگوید که از زیبایی و نور چهره محبوبش، همه جا تحت تاثیر قرار گرفته و صومعهها و خانهها ویران شدهاند. او از عشق و گرمای وجود محبوب صحبت میکند و به حال زاهدی اشاره میکند که در عشق محبوب دچار ناله و آه شده است. شاعر همچنین از درد و رنجی که در دل احساس میکند و آتش عشق که بر جانش افتاده سخن میگوید. او میگوید هر شعلهای بر دلش بزند، دلش بیشتر میسوزد و در نهایت به زیبایی محبوب و اثرات آن بر اشعارش اشاره میکند؛ اینکه وصف محبوب به شکل شعرهای زیبایی درآمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و عشق تو به دیگران شناخته شد، بسیاری از عبادتگاهها خراب شدند و خانههای زیادی از بین رفتند.
هوش مصنوعی: شبی پرتو چهرهات بر دلم تابید و جانم از زیباییات سرشار شد، به گونهای که نتوانستم سر پا بایستم و به زمین افتادم.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، چه کسی میتواند قدم بردارد که از خطرهایش اندیشهای در سر دارد و در فکر فروافتاده است؟
هوش مصنوعی: زاهدی که تمام شبهایش را به ذکر و دعا میگذرانید، در عشق تو، به ناله و آه در سحرگاه دچار شد.
هوش مصنوعی: از خواب خوش بیدار شو، ای کسی که خوابیدهای، چون آتش در دل گل به خاطر نالهی پرندهی سحر افتاده است.
هوش مصنوعی: با ناز و ادا بگو که نیازی به آغاز جنگ نیست، زیرا آن تیر که به جان من نشسته، تاثیر خودش را گذاشته است.
هوش مصنوعی: از صرف کردن زمان و تلاش برای عاشقی و اندیشیدن به موهای سیاه و زیبایت، تنها نتیجهای که بدست آوردم، ناراحتی و غم عمیق در دل بود.
هوش مصنوعی: اگر شعلهای بر دل خورشید بزند، این آتش عشق که بر دل من افتاده، میسوزاند.
هوش مصنوعی: دیشب در کوی دل من، خیالش آمد و با شور و شوقی بسیار، جانم را به چالش کشید و از قید جسم رهایی یافت.
هوش مصنوعی: دلهایی که در نظر تو مورد قبول واقع شدند، به حقیقت به هدف و مقصود الهی دست یافتهاند.
هوش مصنوعی: نسیمی به زیبایی چهرهات دمید و انگاه تمام اشعارم به خاطر آن زیبایی خوشبو و تازه گرفت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد
کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن
تا قصه خوبان که بنامند برافتاد
بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید
[...]
زان گه که بر آن صورت خوبم نظر افتاد
از صورت بی طاقتیم پرده برافتاد
گفتیم که عقل از همه کاری به درآید
بیچاره فروماند چو عشقش به سر افتاد
شمشیر کشیدست نظر بر سر مردم
[...]
باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
بس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد
لطفی کن و تیری دگرم سوی دل انداز
کان تیر نخستین که زدی بر جگر افتاد
پرسیدن یاران کهن رسم قدیم است
[...]
جان بر لب لعلش چو مگس بر شکر افتاد
با وصل تو دل چون شبهی در گهر افتاد
کی دست زند در کمر صحبت شیرین
فرهاد که با درد فراق از کمر افتاد
با روی تو زد آب روان لاف لطافت
[...]
تا دیده ی من بر رخ همچون قمر افتاد
راز دلم از پرده محنت بدر افتاد
دیگر نکند چشم به خورشید جهانتاب
آن را که بدان طلعت چون مه نظر افتاد
بر بوی گذاری که کند بر سر او دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.