ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
سودای تو زد آتش غم در جگر ما
بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم
تا هست نشان تو و باشد اثر ما
بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است
از یارب هر شام و دعای سحر ما
ما زنده به عشق تو از آنیم که نگذاشت
مهر تو که یک ذره بماند اثر ما
جز آینه صورت روی تو نباشد
هر ذره که یابند ز خاک بصر ما
ناسوخته از هستی ما خشک و تری نیست
ای آتش سودای تو در خشک و تر ما
در پای تو چون آب روان تا شده پستیم
از سایه سرو تو بلند است سر ما
چون مملکت حسن تو را حد و کران نیست
در عشق رخت کی به سر آید سفر ما؟
ای کرده به مه نسبت رویش مگرت نیست
از روی خدا شرم و ز روی قمر ما
جز روی تو در دیده ما روی که آید؟
ای آینه صورت رویت نظر ما
ای دیده خونبار بران از مژه ها سیل
زان پیش که طوفان شود از رهگذر ما
خاک قدم فضل خدا ار شوی ای جان
مانند نسیمی ببری سیم و زر ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر عشق و شیدایی شاعر را نسبت به معشوقش به تصویر میکشد. او از آتش عشق و غمش میگوید که در دلش شعلهور است و برای این عشق همیشه وفادار خواهد ماند. شاعر به یکتایی و بینهایت زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز دیگری جز تصویر او برایش وجود ندارد. وجود او در زندگیاش همچون آتش است که همه چیز را تحت تأثیر قرار داده و بدون حضور او، زندگی برایش خشک و بیمزه میشود. شاعر در نهایت از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر قلبش سخن میگوید و این عشق را سفری بیپایان و بیحد و مرز میداند.
هوش مصنوعی: ای کسی که از عشق تو همچون آسمان دچار سرگشتگی شدهای، دلم را با آرزوی تو آتش غم زدی.
هوش مصنوعی: ما همیشه از تو حمایت کردهایم و تا زمانی که نشانهای از تو وجود داشته باشد، به این حمایت ادامه خواهیم داد و اثر ما نیز باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: بشنو که در آسمان چه صدای بلندی از ناله و درخواست ما هر شب و دعای ما در سحرگاهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو زندگی میکنیم و به همین دلیل است که محبت تو هیچ اثر کوچکی از ما باقی نگذاشته است.
هوش مصنوعی: تنها آینهای که تصویر چهرهات را نشان میدهد وجود دارد و جز این هیچ ذرهای نمیتواند از خاک چشم ما پیدا شود.
هوش مصنوعی: هیچ چیز از وجود ما، نه خشک است و نه تر، که تو ای آتش عشق، در دل و جان ما شعلهور هستی.
هوش مصنوعی: ما در پای تو مانند آب روان، خاضع و فروتن شدهایم، در حالی که سایهی سرو تو بلندتر از سر ماست.
هوش مصنوعی: زیبایی تو مرزی ندارد و عشق به تو پایان ندارد. با این حال، نمیدانم چه زمانی این سفر عاشقانه به پایان خواهد رسید.
هوش مصنوعی: ای کسی که به زیبایی ماه نسبت میدهی، آیا از روی خداوند خجالت نمیکشی که ما را با زیبایی قمر مقایسه میکنی؟
هوش مصنوعی: جز چهره تو در نگاه ما، چه چهرهای ممکن است بیفتد؟ ای آینه، فقط چهره زیبای توست که در نظر ما میتابد.
هوش مصنوعی: ای چشم گریان، اشکهای خود را بریز، چون پیش از آنکه طوفانی از ما بگذرد، باید از اشکهای تو سرازیر شود.
هوش مصنوعی: اگر تو خاک پای رحمت خدا شوی، ای جان، مانند نسیمی خواهد بود که نقره و طلا را با خود میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
عالم همه سیراب شد از رهگذر ما
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
امید که جاوید بماند اثر ما
عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم
[...]
ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
کفشی که زنی بر سر ما تاج سرما
می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویش
زان پیش که پرسی و نیابی خبر ما
پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیم
[...]
عشق کرم آموز درآمد ز در ما
صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما
کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی
هرگز نرسد تا سر مژگان نظر ما
ما ناله فروشان جرس محمل دردیم
[...]
بر چرخ محیط است فروغ نظر ما
ساحل دل دریاست ز آب گهر ما
در نامه ما حرف نسنجیده نباشد
از جیب صدف سفته برآید گهر ما
چون دیده ماهی که نماید ز ته آب
[...]
قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما
واشد سر و سامان هوسها، ز سر ما
در تن حرکت نیست، بجز گردش رنگم
دیگر سفر هند حنا شد سفر ما
چون غنچه، زر ما گره مشت ندیده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.