بیار باده که عید است و روز می خوردن
چه خوش بود به می ناب روزه وا کردن
بگوی صوفی خلوت نشین سرکش را
چرا به طاعت خوبان نمی نهد گردن؟
جمال نور تجلی چو دید چشم کلیم
به کید سامری ایمان نخواهد آوردن
سجود قبله روی تو می کنم زانرو
که پیش روی تو کفر است سجده ناکردن
مرا محبت روی تو در دل سوزان
چه آتشی است که هرگز نخواهد افسردن
ایا که منکر میخانه و خراباتی
بیا و گوش به تسبیح باده کن در دن
چو سرکه، رو چه عجب گر ترش کند زاهد
طریق صوفی خام است غوره افشردن
چو گل به بوی رخت جامه چاک خواهم کرد
میان ما و تو حیف است پیرهن بر تن
چگونه پیش وجود تو نفی خود نکنم
که آفتاب رخت محو کرد هستی من
طریق و رسم دوبینی رها کن ای احول
که یک حقیقت و ماهیت است روح و بدن
بیا که چشم نسیمی به نور رخسارت
چنانکه دیده یعقوب شد ز پیراهن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به اهمیت شادمانی و نوشیدن باده در زمان عید اشاره دارد و بر لزوم کنار گذاشتن زهد و دوری از خوشیها تأکید میکند. شاعر با اشاره به زیبایی محبوب و نیروی عشق، معتقد است که دیدن جمال محبوب، ایمان را تقویت میکند و سرسپردگی به عشق را برتر از طاعات خشک میداند. او همچنین به دوگانگی وجود اشاره میکند و بر ضرورت وحدت روح و بدن تأکید دارد. در نهایت، خواهان رهایی از محدودیتهای عرفی و تجربه خوشی در کنار محبوب است.
هوش مصنوعی: بیا، شراب بیاور که امروز عید است و روز خوشحالی و نوشیدن. چه خوب است که در چنین روزی با شراب خالص، روزهامان را بشکنیم.
هوش مصنوعی: چرا صوفی که در تنهایی و استعفا زندگی میکند، به اطاعت از نیکان و خوبان سر تسلیم نمیگذارد؟
هوش مصنوعی: وقتی که چشم موسی جمال نور تجلی را دید، به فریب سامری ایمان نخواهد آورد.
هوش مصنوعی: من در برابر تو سجده میکنم، زیرا در مقابل تو نادیده گرفتن تو یعنی کفر و بیاحترامی.
هوش مصنوعی: محبت و علاقهام به چهرهات در دل من آتشی ایجاد کرده که هرگز خاموش نخواهد شد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به میخانه و خرابات اعتقادی نداری، بیا و به صدای خوش باده گوش بسپار.
هوش مصنوعی: اگر زاهد مانند سرکه ترش باشد، چه تعجبی دارد؟ راه صوفی ناپخته است و مانند چیدن غوره میباشد.
هوش مصنوعی: به مانند گلی که بوی تو را حس میکند، من آمادهام تا به خاطر عشق تو لباس خود را بدرم. در حقیقت، در میان ما و تو، بر تن داشتن پیراهن کار جالبی نیست.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از وجود خود بیخبر شوم در حالی که زیبایی تو تمام وجودم را تحت تأثیر قرار داده است؟
هوش مصنوعی: ای احول، دو بینی و دو گانگی را کنار بگذار، زیرا حقیقتی که وجود دارد، یکی است و آن روح و بدن هستند.
هوش مصنوعی: بیا تا با نگاهی به روشنی چهرهات، چشمهایم مانند چشم یعقوب از اشتیاق به سوی تو زنده شود، همانطور که او به خاطر پیراهن یوسف دیدهاش روشن شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فرو شکن تو مرا پشت و زلف بر مشکن
بزن تیغ دلم را ، بتیغ غمزه مزن
چو جهد سلسله کردی ز بهر بستن من
روا بود ، بزنخ بر مرا تو چاه مکن
بس آنکه روز رخ تو سیاه کردم روز
[...]
خدای داند بهتر که چیست در دل من
ز بس جفای توای بیوفای عهدشکن
چو مهربانان در پیش من نهادی دل
نبرد و برد دلم جز به مهربانی ظن
همی ندانست این دل که دل سپردن تو
[...]
ز تاب عنبر با تاب بر سهیل یمن
هزار حلقه شکست آن نگار عهدشکن
چه حلقه ای ؟ که معلق نهاد دام بلا
چه عنبری ؟ که معنبر نمود اصل فتن
گهی ز نافۀ مشکست ماه را زنجیر
[...]
هوا همی بنکارد بحله روی چمن
صبا همی بطرازد بدر شاخ سمن
سمن شکفته فراز چمن چو روی صنم
بنفشه خفته بزیر سمن چو پشت شمن
زمین بخندد هر ساعتی چو چهره دوست
[...]
چرا نگرید چشم و چرا ننالد تن
کزین برفت نشاط و از آن برفت وسن
چنان بگریم کم دشمنان ببخشایند
چو یادم آید از دوستان و اهل وطن
سحر شوم ز غم و پیرهن همی بدرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.