ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
خوشنود شو بدانچه مراد و رضای اوست
تن در جفای او نه و از غم مدار باک
کاین غصه و جفا همه عین وفای اوست
قدر قدر چه داند و قاضی هر قضا
آن دل که او نه قابل قدر و قضای اوست
دنیی و دین برای وصالش دهیم و جان
زانرو که دل ز جمله صلاحی برای اوست
فوتی نمی شود اگرش جان فدا کنم
چون جان بود یکی، صد از این جان فدای اوست
چندین بلا ز قامت و بالای پر بلاش
گر می رسد به جان بکشم چون بلای اوست
راهم نمای ای دل! اگر رهبری مرا
تا بگذرم از آنکه نه میل و هوای اوست
بر گرد گرد دامن مردی اگر رسم
جان ها بها دهم که دلم بی بهای اوست
ای غم! دگر به سوی نسیمی گذر مکن
کاین حجره های جان و دلش، خاصه جای اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دل خود میگوید که در عشق و دلبستگی به محبوب، باید رنج و بلا را تحمل کند و از آن شاد باشد چرا که این چالشها در واقع نشانهای از عشق و وفاداری به اوست. او به اهمیت این عشق اشاره میکند و میگوید که ارزش دنیا و دین در مقابل وصال محبوب ناچیز است. شاعر میپذیرد که اگر جانش را نیز فدای عشق کند، این کار بیهوده نخواهد بود زیرا جانش به محبوب وابسته است. او از دلش میخواهد که راهی نشان دهد تا از غیر محبوب دوری کند و تاکید میکند که جای غم و مشکلات، تنها برای محبوب است. در نهایت، همه چیز را در خدمت عشق و محبت میبیند و به آن ارزش میدهد.
هوش مصنوعی: ای دل! اگر دلت به عشق او گرفتار شده، باید صبر کنی و تحمل کنی. از آنچه که خواسته و رضایت اوست، شاد باش.
هوش مصنوعی: بدن خود را در برابر سختیها و ناعدالتیهای او با جدیت نگاهدار و از غم و اندوه نترس، زیرا این مشکلات و رنجها خود نشانهای از وفاداری و محبت اوست.
هوش مصنوعی: کسی که ارزش و مقام را نمیداند، نمیتواند دربارهی آن قضاوت کند. تنها دلی که درک و قابلیت محبت و لطف را ندارد، قضاوتهای او هم بیارتباط با حقیقت است.
هوش مصنوعی: ما در دنیا و دین همۀ چیزها را برای وصال او فدای میکنیم و جان خود را نیز از همین رو که دل ما به خاطر او از همه چیز پاک است.
هوش مصنوعی: اگر جانم را فدای او کنم، ضرری ندارد چون جان او برای من مانند جان خودم است و من حاضر هستم بارها جانم را برای او فدای کنم.
هوش مصنوعی: اگر مشکلات و بلاها از قد و قامت او به سرم بیفتند، باز هم میکشم چون آن بلاها ناشی از خود اوست و برای من قابل تحمل است.
هوش مصنوعی: ای دل، مرا راهنمایی کن تا از کسی که خواسته و آرزویی ندارد بگذرم.
هوش مصنوعی: اگر به دور دامن مردی بچرخم و جانهایم را ارزشمند بدانم، در حالی که دلم بدون ارزش اوست.
هوش مصنوعی: ای غم! دیگر به سوی ما نیا که این جا، دل و جان فقط برای اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاقانیا چو آب رخت رفت در سال
مستان نوال کس که وبال آشنای اوست
بر خستگی دل مطلب مرهم قبول
نه دل نه مرهمی که جراحت فزای اوست
آن را که بشکنند نوازش کنند باز
[...]
کردارهای خصم تو اندر قفای اوست
تا در کنار او نهد آنچ آن سزای اوست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
درویش هر کجا که شب آید سرای اوست
بیخانمان که هیچ ندارد به جز خدای
او را گدا مگوی که سلطان گدای اوست
مرد خدا به مشرق و مغرب غریب نیست
[...]
جانم فدایِ آن که دلم مبتلای اوست
جان و جهان و هر چه دگر از برای اوست
آبِ حیات در قدحِ جان فزایِ او
انفاسِ روح در دمِ معجز نمایِ اوست
هرگز دگر خلاص و نجاتش کجا بود
[...]
آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست
و آن یار سر کشید که تن خاک پای اوست
گر زانکه عاشقی به مثل خاک دوست شد
ما خاک آن سگیم که پیش سرای اوست
سازی ندیدهایم و نوایی ازو، مگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.