من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
برتر ز جسم و جانم در جسم و جان نگنجم
عقل و خیال انسان ره سوی من نیارد
در وهم از آن نیایم در فهم از آن نگنجم
من بحر بی کرانم حد و جهت ندارم
من سیل بس شگرفم در ناودان نگنجم
من نقش کایناتم من عالم صفاتم
من آفتاب ذاتم در آسمان نگنجم
من صبح روز دینم من مشرق یقینم
در من گمان نباشد من در گمان نگنجم
من جنت و نعیمم، من رحمت و رحیمم
من گوهر قدیمم در بحر و کان نگنجم
من جان جان جانم برتر ز انس و جانم
من شاه بی نشانم من در نشان نگنجم
من رکن ضاد فضلم من دست زاد فضلم
من روز داد فضلم من در زمان نگنجم
من مصحف کریمم، در لام فضل میمم
من آیت عظیمم در هیچ شان نگنجم
من سر کاف و نونم، من بی چرا و چونم
خاموش و لاتحرک من در بیان نگنجم
من سفره خلیلم من نعمت جلیلم
من کاسه سپهرم در هفت خوان نگنجم
من منطق فصیحم من همدم مسیحم
من ترجمان جیمم در ترجمان نگنجم
من قرص آفتابم حرف است آسیابم
من لقمه بزرگم من در دهان نگنجم
من جانم ای نسیمی یعنی دم نعیمی
درکش زبان ز وصفم من در لسان نگنجم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالتهای وجود و عدم محدودیت شاعر میپردازد. شاعر خود را به عنوان یک گنجینه بینهایت معرفی میکند که در هیچ مکان و ظرفی نمیگنجد. او از برتری خود بر جسم و جان صحبت میکند و بیان میکند که عقل و خیال انسان نمیتوانند او را درک کنند. شاعر خود را دریای بیکران، آفتاب ذات، و جنت و نعمت مینامد و تأکید میکند که او فراتر از محدودیتهای دنیوی است. او در عرصههای مختلف وجود، از جمله عشق، علم و رحمت، به عنوان یک حقیقت بینهایت خود را معرفی میکند که در هیچ قالبی نمیگنجد.
هوش مصنوعی: من یک گنجینهی بینظیر هستم که در هیچ جایی نمیتوانم جای بگیرم. بالاتر از جسم و روح هستم، اما در جسم و روح هم نمیتوانم محصور شوم.
هوش مصنوعی: عقل و خیال انسان نمیتوانند به درستی مرا درک کنند و از همین رو، من در تصورات و اندیشههای آنها نمیگنجم.
هوش مصنوعی: من بسیار وسیع و نامحدود هستم و هیچ مرز و محدودهای برایم وجود ندارد. مانند سیلی بزرگ و پرقدرت هستم که در یک مجرای کوچک جا نمیگیرم.
هوش مصنوعی: من نشاندهنده تمام آفرینش هستم و جلوهگر خصوصیات و ویژگیهای هستی. مثل یک خورشید میباشم که در آسمان، نمیتوانم در محدودیتها جای بگیرم.
هوش مصنوعی: من در صبح روز ایمان و یقین به وجود دارم؛ در من هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد و نمیتوانم در دایرهی شک جا بگیرم.
هوش مصنوعی: من بهشت و نعمت هستم، من رحمت و مهربانی هستم. من گوهر با ارزشی هستم که در دریا و معدن جا نمیگیرم.
هوش مصنوعی: من عشق و جانم را از همه چیز مهمتر میدانم و زندگیام را بینیاز از نشانی میبینم. من همچون شاهی هستم که بدون نشانهای شناخته میشوم و در هیچ نشانهای نمیگنجم.
هوش مصنوعی: من اصل و اساس فضیلت هستم، من از نسل فضیلت هستم، من عدالت را در دستان خود دارم و در هیچ زمان و مکانی نمیتوانم محدود شوم.
هوش مصنوعی: من کتابی ارجمند و گرانقدر هستم که در دل خود فضیلت و اهمیت زیادی دارم. آنچنان بزرگ و برجسته هستم که هیچ مقامی نمیتواند همهی ویژگیها و عظمت من را در خود جای دهد.
هوش مصنوعی: من نمایندهی حرف "کاف" و "نون" هستم، بدون هیچ دلیلی صحبت نمیکنم و در حالت سکوت به سر میبرم. عقاید و احساسات من در کلام نمیگنجند.
هوش مصنوعی: من خودم مانند سفرهای بزرگ و پربار هستم که نعمتها و زیباییهای فراوانی را در خود جای دادهام، اما در عین حال نمیتوانم محدود به هفت خوان زندگی شوم.
هوش مصنوعی: من به زبان فصیح صحبت میکنم و همواره در کنار دوستانم هستم. اما نمیتوانم در واژهای خاص به طور کامل توضیح دهم.
هوش مصنوعی: من مثل یک تکه آفتاب هستم که در دلم حرفهای زیادی دارم و به نوعی ناب هستم. من آنقدر بزرگ و مهم هستم که نمیتوانم در دهان کسی جا شوم.
هوش مصنوعی: ای نسیم ملایم، جان من به تو وابسته است. درک کن که وصف من چقدر عمیق است و نمیتوانم همه آن را در کلمات بیان کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
عنقای بی نشانم اندر نشان نگنجم
من بحر بیکرانم مقصود کن فکانم
من جان جان جانم اندر جهان نگنجم
من از خودی فنایم من گوهر بقایم
[...]
من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
برتر ز جسم و جانم درجسم و جان نگنجم
وهم و خیال انسان رو سوی من ندارد
در وهم از آن نیابم در عقل از آن نگنجم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.