جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
این حال که را باشد و این درد که را نیست
تا در نظرم نقش خیال تو درآمد
در خانه چشمم به جز از نور خدا نیست
تا ره به شب قدر سر زلف تو بردم
عهدم به جز از روی تو، ای بدر دجا نیست
ای کرده غمت در حرم تنگ دلم جا
بیرون ز تو منزل نه و خالی ز تو جا نیست
گفتی که مرا با تو سر مهر و وفا هست
چون باورم آید چو تو را مهر و وفا نیست
آن را که نشد سینه پر از مهر جمالت
در چهره چو صبحش اثر صدق و صفا نیست
محروم شد از وصل حیات ابد آن کو
دل زنده و جان داده به بویت چو صبا نیست
از شربت بی زخم طبیب ای دل بیمار
صحت مطلب زان که در او بوی شفا نیست
از ناز و نعیم دو جهان بهره ندارد
آن دل که سزاوار به تشریف بلا نیست
عشق رخ دلدار مرا بی سر و پا کرد
چون گردش افلاک از آنرو سر و پا نیست
منکر ز خطا فکر غلط می کند اما
در دیده حق بین غلط و سهو و خطا نیست
تا کام نسیمی تو شدی از همه عالم
از کام دل و روشنی دیده جدا نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد و آرزوی وصال معشوق است. شاعر به عمق مشکلات و آلام خود اشاره میکند و میگوید که تنها راه حل درد دل او وصال معشوقش است. او بیان میکند که در دلش جایی جز نور خدا و جمال معشوق نمیبیند. شاعر احساس میکند که عشقش به معشوق باعث معصومیت و صداقت در چهرهاش شده و میگوید که اگر کسی در عشق او ناکام بماند، برای او زندگی ابدی وجود ندارد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر دل کسی سزاوار نعمتهای دنیا نباشد، از آن بهرهمند نخواهد شد. در نهایت، او میگوید که عشقش او را بیقرار کرده و در این مسیر، اشتباهات و خطاها در دید حقبین قابل رؤیت نیستند.
هوش مصنوعی: جز دیدار تو هیچ راهی برای درمان دلتنگی ما وجود ندارد. حالا این وضعیت متعلق به کیست و این درد برای چه کسی نیست؟
هوش مصنوعی: زمانی که تصویر تو در ذهنم نقش میبندد، در چشمانم جز نور خدا چیزی نمیبینم.
هوش مصنوعی: وقتی به شب قدر رسیدم و به زیباییهای تو نگاه کردم، فهمیدم که هیچ عهد و پیمانی جز عشق به تو برایم باقی نمانده است، ای ماه در دل تاریکی.
هوش مصنوعی: ای غم تو در دل من به قدری جا گرفته که هیچ جایی برای دیگری باقی نمانده است. من از تو جدا نمیشوم و هیچ مکانی در دل من خالی از تو نخواهد بود.
هوش مصنوعی: گفتی که به من علاقه و وفا داری، اما چطور میتوانم این را باور کنم در حالی که خودت به وفا و محبت پایبند نیستی؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش محبت و عشق تو را نداشته باشد، چهرهاش مانند سپیدهدمی که به روشنی میدرخشد، نشانهای از صداقت و پاکی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: کسی که قلبش زنده و جانش فدای بوی تو شده، از ارتباط با زندگی جاودان محروم میشود، مانند نسیمی که وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی بهبود یابی و از بیماری نجات پیدا کنی، باید از داروهایی استفاده کنی که اثر واقعی دارند. چرا که اگر درمانی نتواند عطر شفا را به همراه داشته باشد، نتیجهای نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: دلهایی که لیاقت تحمل سختیها و بلاها را ندارند، از زیباییها و نعمتهای دو جهان نیز بهرهای نخواهند برد.
هوش مصنوعی: عشق چهره محبوبم مرا بیحالت و بیچاره کرد، مانند دگرگون شدن آسمانها که دیگر نه سر دارد و نه پا.
هوش مصنوعی: کسی که حقیقت را انکار میکند، به اشتباهات خود فکر میکند، اما شخصی که حقیقت را میبیند، در اشتباهاتش چیزی به نام غلط و سهو نمیبیند.
هوش مصنوعی: تا وقتی که نسیمی از تو وزیده، از تمام عالم جدا نیستی؛ زیرا خوشی دل و روشنی چشمانت به هم وابستهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست
آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست
سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست
تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست
از مرگ حذر کردن دو وقت روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
[...]
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
[...]
موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست
مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست
هر جا که تو انگشت نهی آیت حق است
زان نیست معین که کجا هست و کجا نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.