ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی
چه باشد چاره کارم؟ نمی دانم، دل آرایی
ز سودای سیه چشمان مکن عیب من، ای ناصح
که در سر می پزد هرکس، بقدر خویش سودایی
حدیث طوبی، ای دانا! برو بگذار با فردا
که در سر دارم این ساعت، هوای سرو بالایی
به چشم سر توان دیدن خدا را در رخ خوبان
سر دیدار اگر داری طلب کن چشم بینایی
مرا چون تن ز جان، ای جان! مدار امروز دور از خود
(که پیوند تو با جانم نه امروز است و فردایی)
(نگنجم در همه عالم من بی مسکن مسکین)
چو خاکم بر سر کویت، سعادت گر دهد جایی
گرفت از روی چون ماه تو اشکم رنگ گلگونی
چه رنگ است این، کز او گیرد چنین رنگ آب دریایی
سواد طوطی خطت زبان نطق می بندد
عجب گر در جهان باشد بدین خوبی شکرخایی
طریق سالک عشقت چه داند ساکن خلوت
قدم چون در ره مردان نهد هر سستپیمایی
ز نور طاعت ار خواهی منور دیده دل را
بیا و قبله جان کن رخ خورشید سیمایی
نسیمی گشت سودایی ز زلف او و جز سودا
ز فکر بیسر و پایی چه بندد: بیسر و پایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عواطف و احساسات عمیق خود درباره عشق و زیبایی میگوید. او از پری پیکر و دلارایی معشوقهاش صحبت میکند و از بیصبری و سردرگمی خود در برابر عشق مینالد. شاعر به ناصح میگوید که نباید عیب او را در عشقش به سیه چشمان ببیند، چرا که هر کس به اندازه خود در جستجوی آرزوهایش است. او تمایل دارد تا خود را به عشق و زیبایی معشوقهاش متصل کند و ابراز میکند که عشق حقیقی فراتر از زمان و مکان است. همچنین، او از رنگ اشکهایش یاد میکند که به زیبایی معشوقش مرتبط است و تلنگی به احساسات عمیقش در برابر او میزند. شاعر در پایان به ویژگیهای خاص عشق و طریقت سلوک در آن اشاره میکند و از نور طاعت و صفای دل سخن میگوید.
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی ممکن است آرامش و صبر را از من بگیرد و نمیدانم برای این مشکل چه راه حلی وجود دارد. دلربایی آنچنان جذاب و گیراست که من را به فکر فرو برده.
هوش مصنوعی: ای ناصح، از عشق سیهچشمانم عیب نگیرید؛ زیرا هر کسی در دل خود به اندازه خودش آرزو و خواستهای دارد که در سر میپروراند.
هوش مصنوعی: ای دوست دانا، بیا دست از گفتن بر دار و به فردا بسپار، زیرا در این لحظه، در دل من حسرت دیدن سرو قد بلند و زیبا وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خدا را در زیبایی چهرههای انسانها ببینی، باید با چشم دل و بینش صحیح به دنبال آن باشی. پس اگر چنین ارادهای داری، باید چشم بینایی داشته باشی و به دنبال حقیقت بروی.
هوش مصنوعی: ای جان! امروز من را از خود دور نکن، چرا که ارتباط تو با جان من هیچ وقت محدود به امروز و فردا نیست.
هوش مصنوعی: من در تمام جهان جا نمیشوم، من که بیسرپناه و بیخانمان هستم. اگر سعادت مرا در کنار تو، حتی به اندازهی یک تکه خاک بر سر کوی تو، بپذیری، خوشحال میشوم.
هوش مصنوعی: از روی زیبایت اشک من رنگی شبیه گل پیدا کرده است. این چه رنگی است که از آن چنین رنگی مانند آب دریا به وجود میآید؟
هوش مصنوعی: چشم و خط زیباترین طوطی را هم به سکوت واداشته است. شگفتا اگر در این دنیا کسی با این زیبایی و لطافتی مثل تو باشد.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو گام برمیدارد، چگونه میتواند حال کسی را که در تنهایی خود به سیر و سلوک مشغول است درک کند؟ وقتی کسی که در مسیر مردان واقعی قدم میگذارد، به راحتی نمیتواند با سستپیمایی پیش برود.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دل را با نور عبادت روشن کنی، به سمت پروردگار روی آور و چهرهات را به سمت خورشید زیبایی قرارده.
هوش مصنوعی: نسیمی از زلف او به دلنگرانی و شوقی عمیق دامن زده است و کسی که فکری در سر ندارد، نمیتواند به هیچچیز دیگری از این شور و شوق بچسبد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی
به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی
قدح پر باده رنگین به دست باده پیمایی
چو مرغ از گل به گل هر ساعتی دیگر تماشایی
نگاری با من و رویی نه رویی بلکه دیبایی
[...]
شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی
فلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائی
نشیب و توده و بالا همه خاموش و بیجنبش
چو قومی هر یکی مدهوش و درمانده به سودائی
زمانه رخ به قطران شسته وز رفتن برآسوده
[...]
ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی
تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی
ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی
ز رایی کز هوا خیزد تو دور از چشم آن رایی
پشیمانست دل زیرا که تو اسرارها دانی
[...]
خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
همت بیمغز هشیاری همت بیدیده بینایی
چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد
که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی
کسی کاندر جهان بیهیچ استکمال از غیری
[...]
زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی
زهی ایام تو مشکور همچون عهد برنائی
امام شرق رکن الدینکه سوی حضرتت دایم
خطاب انجم و چرخست مولانا و مولائی
اضافت با کف رادت ز گیتی گنج پردازی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.