یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
دوش بودی یار من، امروز یار کیستی؟
صبر و آرام از دلم بردی و رفتی از نظر
ای انیس جان و دل! صبر و قرار کیستی؟
برده ای دامن ز دست روزگار بخت من
ای نگار من! بدست روزگار کیستی؟
جام در خون می زند بی لعل مستت دیده ام
ای می نوشین روان! دفع خمار کیستی؟
ای به تیر غمزه ابروی کماندارت مرا
کرده قربان پیش چشم، آخر شکار کیستی؟
می کنم هردم به خون رخساره بی رویت نگار
ای ز رویت فتنه عالم! نگار کیستی؟
خار سودای توام زد آتش غم در جگر
ای گل سیراب نسرین بر عذار کیستی؟
ای به شمشیر محبت خون خلقی ریخته
داروی درد دل امیدوار کیستی؟
بی لبت لؤلؤی تر می بارم از مژگان به خاک
ای صدف! پاکیزه در شاهوار کیستی؟
جعد زلفش را بسی آشفته میبینم اسیر
ای نسیمی مر تو باری در شمار کیستی؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی است. شاعر به محبوبش مینگرد و از او میپرسد که کیستی و کجاست، زیرا او در دوریاش دچار رنج و عذاب است. او از فقدان محبوب شکایت میکند و میگوید که آرامش و صبرش را از دست داده است. او به زیبایی محبوب و تاثیر او بر زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که عشقش مانند گل است که آتش غم در دل او بهوجود آورده. در نهایت، شاعر با حسرت از کمبود محبوب و زیبایی او صحبت میکند و به دنبال نشانهای از اوست.
هوش مصنوعی: خدایا، ای درخت زیبای من! امشب کنار چه کسی هستی؟ دیشب تو یار من بودی، امروز با چه کسی هستی؟
هوش مصنوعی: تو که آرامش و صبر را از دلم گرفتی و از دیدهام دور شدی، ای عزیز جان و دل! تو کیستی که اینگونه در من بیقراری به وجود آوردی؟
هوش مصنوعی: ای عشق من، تو که بر دامن روزگار چنگ انداختهای، چه قدر از سرنوشت من خبر داری؟ روزگار چه بر سر من آورده که تو در این میان هستی؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در حال نوشیدن جرعهای هستم که آنقدر شادی و لذت به ارمغان میآورد که نگاهم را پر کرده و مرا سرمست میکند. ای نوشیدنی شیرین و خوشرنگ، تو چه موجود شگفتانگیزی هستی که میتوانی اینقدر خستگی را از من دور کنی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که با نگاه زیبا و دلربایت مرا مانند قربانی به قربانگاه کشاندهای، آخرین سؤالم این است که تو اصلاً چهکسی هستی که اینگونه دل مرا به تسخیر خود درآوردهای؟
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر نبودن تو و چهرهات دلم به درد میآید، ای زیبا! از صفات بینظیرت در عالم چه فتنهای به پا شده است! تو کیستی؟
هوش مصنوعی: در دل من عشق تو چون خار شده و آتشی از غم بر جانم افکنده است. ای گل خوشبو و زیبا، تو کیستی که اینگونه بر چهرهات میتابی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که با شمشیر محبت، خون مردم را به زمین ریختهای و دردی را که در دلهاست با داروی خود درمان میکنی، تو کیستی؟
هوش مصنوعی: اگر لبت نبود، از چشمانم چونان دانههای مروارید بر زمین میریزم، ای صدف! تو در این زیبایی چقدر خالص و زیبا هستی؟
هوش مصنوعی: موهای پیچیده و به هم ریختهاش را به وضوح میبینم و ای نسیم، تو را خواهم پرسید که آیا تو هم از او خبر داری یا نه؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.