امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
دیدهها را نور و دلها را صفایی دیگر است
شرمم از روی تو میآید بشر گفتن تو را
جز خدا کفر است اگر گویم خدایی دیگر است
تا نهادیم از سر دریوزه در کویت قدم
هر زمان از فضل حق ما را عطایی دیگر است
گرچه هست آب و هوای روضه رضوان لطیف
جنتآباد سر کوی تو جایی دیگر است
هرکسی در سر هوایی دارد از مهرت ولی
در سر ما ز آتش عشقت هوایی دیگر است
نیست این دل قابل تیمار و درمان ای طبیب
درد بیمار محبت را دوایی دیگر است
بر در سلطان، گدا هستند بسیاری ولی
بر در آن حضرت این مفلس گدایی دیگر است
خانه مردم ز بس کز آب چشمم شد خراب
هر زمان با آب چشمم ماجرایی دیگر است
چشم مستش گفت: هستم من بلای جان خلق
گفتم ابرو، غمزهاش گفت: آن بلایی دیگر است
گرچه دارند از گل رویش نوایی هرکسی
بلبل جان نسیمی را نوایی دیگر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد و میگوید که زیبایی و نور چهره او مجلس را روشنتر کرده است. او به عشق و محبت خود اعتراف میکند و میگوید هر زمان که پایش را به کوی محبوب نهاده، نعمتهای تازهای دریافت کرده است. شاعر همچنین بیان میکند که دلدادگی او به معشوق، احساسی خاص و بینظیر است و درد و درمانِ عشق او، چیزی فراتر از معمول است. در نهایت، شاعر به گدا بودن خود در برابر درگاه محبوب اشاره میکند و میگوید بر خلاف دیگران، عشق او حالتی ویژه دارد که قابل توصیف نیست.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر زیبایی تو، جشنی برگزار شده که بسیار روشنتر از همیشه است. چشمها روشنایی خاصی دارند و دلها نیز حالتی پاک و شاداب پیدا کردهاند.
هوش مصنوعی: شرمندهام از اینکه به زیبایی و عظمت تو اشاره کنم، زیرا اگر بهجز خدا از کسی به تو تشبیه کنم، این کار به نوعی بیاحترامی به خدایگانی تو خواهد بود.
هوش مصنوعی: ما هر بار که به سمت تو میآییم و از درگاه تو درخواست میکنیم، همیشه نعمت و بخشش جدیدی از سوی خداوند شامل حال ما میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که آب و هوای باغهای بهشت بسیار دلپذیر است، اما زیبایی و جذابیت سر کوی تو در جایی دیگر قرار دارد.
هوش مصنوعی: هر کس در دلش آرزویی از محبت تو دارد، اما در دل ما به خاطر آتش عشقت، آرزویی دیگر و متفاوت وجود دارد.
هوش مصنوعی: این دل به درمان و مراقبت نیاز ندارد، ای پزشک! دردی که از عشق میکشم، دارویی متفاوت میطلبد.
هوش مصنوعی: در نزد پادشاهان و مقامداران، افراد زیادی به عنوان گدا و تنگدست وجود دارند، اما در برابر آن بزرگوار و شخصیت عالی، این گدا و تنگدستی که من هستم، متفاوت و خاص است.
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهای من، زندگی مردم ویران شده است. هر بار که اشک میریزم، داستان دیگری اتفاق میافتد.
هوش مصنوعی: چشم زیبا و جذابش میگوید که من دردسر و گرفتاری جان مردم هستم. اما من در پاسخ گفتم که ابرو و نازش او، دردسر و بلای دیگری است که فراتر از اینهاست.
هوش مصنوعی: هرچند که همه از زیبایی او نمیکنند، هر بلبل روحی نغمهای خاص و متفاوت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.