گنجور

 
نسیمی

گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست

این چنین دلبر بلا و فتنه دیگر کجاست؟

نقش اشیا سر به سر روشن شد از رویت مگر

جام جمشید رخت آیینه گیتی نماست

چون تو هستی دایم اندر خانقاه و میکده

رند و صوفی را چرا پیوسته باهم ماجراست؟

سالکان را در طریق کعبه وصل رخت

منزل اول فنای خویش و نفی ماسواست

گر نه  رویت آفتاب ذات پاک است از چه رو

از رخت صحن سرای هر دو عالم پر ضیاست

بر صراط الله از آن بر خط رویت می روم

کاهل معنی را صراط الله خط استواست

چار مژگان و دو ابرو و دو خط و موی سر

هشت باب جنت و هم جنت و فردوس ماست

سرو را تا نسبتی کردم به بالای تو نیست

راستی را زین فرح پیوسته در نشو و نماست

دل ز من گفتم که دزدید؟ ابرویت گفتا که چشم

این چنین پرفتنه کج با کسی گفته است راست

تا به سر سی و دو خط رخت ره برده ام

شش جهت چندانکه می بینم همه روی خداست

چون نسیمی رستگار است از فنا و از عدم

هر وجودی را که از سی و دو نطق حق بقاست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

یافت از یزدان ملک سلطان به شادی هرچه خواست

روز شادی روز ما سلطان دین سلطان ماست

بند شاهی کرد محکم راه دولت کرد پاک

چشم عالم کرد روشن‌ کار گیتی کرد راست

وقت وقت رامش است و روز روز عشرت است

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
انوری

آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی

گفت کین والی شهر ما گدایی بی‌حیاست

گفت چون باشد گدا آن کز کلاهش تکمه‌ای

صد چو ما را روزها بل سال‌ها برگ و نواست

گفتش ای مسکین غلط اینک از اینجا کرده‌ای

[...]

خاقانی

شاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست

شه مرا نانی که داد ار باز می‌خواهد رواست

شاه تاج یک دو کشور داشت لیک از لفظ من

تاجدار هفت کشور شد به تاجی کز ثناست

شه مرا نان داد و من جان دادمش یعنی سخن

[...]

سید حسن غزنوی

یارب این مائیم و این صدر رفیع مصطفاست

یارب این مائیم و این فرق عزیز مجتباست

یارب این مائیم و این روی زمین یثرب است

کاسمان را هفت پشت از رشک یک رویش دوتاست

خوابگاه مصطفی و کعبه مان از پیش و پس

[...]

حکیم نزاری

خوش ولایت ها که در تحتِ امورِ اولیاست

مصرِ استغنا و رومِ فقر و بغدادِ رضاست

بخشِ ایران قسمِ عشق و قسم توران بخش عقل

در میان آمویِ حکمت هم روان و هم رواست

هم خراسانِ سلامت هم عراق عافیت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه