دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
خرم کسی که با تو زمانی وصال یافت
آواره ای که بر سر کوی تو شد مقیم
مقدور قدر عزت و جاه و جلال یافت
جز سوختن چه کار کند پیش روی شمع
پروانه ای که پرتو نور جمال یافت؟
آن خسته ای که یاد تواش بر زبان گذشت
طعم حیات و لذت جان در مقال یافت
از خانقاه و مدرسه اعراض کرد و رفت
آواره ای که در طلبت ذوق و حال یافت
جانم ز غیر صورت روی تو، محو کرد
نقشی که بر صحیفه وهم و خیال یافت
اندیشه خلاص محال است اگر کند
مرغی که دام و دانه آن زلف و خال یافت
در کربلای عشق شهیدی که تشنه رفت
از کوثر وصال تو آب زلال یافت
شادی اهل عشق غم وصل دوست است
شاد آن دلی که با غم عشق اتصال یافت
جانی که با وصال تو شد یک نفس قرین
جاوید زنده گشت و جهانی کمال یافت
جان در میان نهاد نسیمی چو شمع از آن
در سلک عاشقان جمالت مجال یافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و روز دلbroken خود در فراق محبوب میگوید. او به زیباییهایی که در وصال محبوب تجربه میشود اشاره میکند و میگوید که تنها در آغوش محبوب است که انسان میتواند به لذت و حیات واقعی دست یابد. شاعر به سرنوشت کسانی که در جستجوی عشق و جمال محبوب آواره شدهاند، اشاره میکند و بیان میکند که عشق میتواند جان را زنده و جاوید کند. او میگوید که حتی در غم عشق، خوشحالی وجود دارد و وصل محبوب موجب کمال و زیبایی زندگی میشود. به طور کلی، شعر از تأثیر عمیق عشق و وصال بر زندگی و روح انسان صحبت میکند.
هوش مصنوعی: دل بدون تو از نعمتهای جهان ناراحت شده است. خوشبخت کسی است که مدتی را در کنار تو بوده و با تو ارتباط داشته است.
هوش مصنوعی: مردی که در پی عشق تو آواره و بیخانمان شده، در نهایت به مقام و منزلتی بزرگ دست یافته است.
هوش مصنوعی: جز این که بسوزد، پروانهای که در برابر شمعی قرار دارد و نور زیبایی او را میبیند، چه کاری از دستش برمیآید؟
هوش مصنوعی: آن کس که از یاد تو سخن گفت، طعم زندگی و شادی را در دل خود حس کرد.
هوش مصنوعی: او از خانقاه و مدرسه دوری کرد و به جستجوی حال و ذوقی رفت که در پی تو به دست آورد.
هوش مصنوعی: جانم از هر چیز غیر از چهره تو متأثر و فریبخورده است، چون تصویری که بر دفتر خیال و توهم نقش بسته است.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای از دست و دامانی که به آن وابسته است، بخواهد به آزادی فکر کند، این کار غیرممکن است؛ چرا که آن زلف و خال به نوعی او را اسیر کردهاند.
هوش مصنوعی: در کربلا، شهیدی که در عشق تو جان داد، با اینکه تشنه بود، از چشمه زلال وصال تو سیراب شد.
هوش مصنوعی: شادی افرادی که عاشقند، ناشی از درد و رنجی است که در پی وصال معشوق به وجود میآید. قلبی که با غم عشق ارتباط برقرار کرده، واقعاً شاد است.
هوش مصنوعی: جان کسی که با وصل تو یک لحظه پیوند میخورد، به زندگی جاودان دست مییابد و جهانی از کمال و زیبایی را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: در دل خود، زندگی را با نگاهی مانند نسیمی که شمع را روشن میکند، فدای عشق تو کردهام. از این رو، زیبایی تو فرصتی برای عشق ورزیدن به من داده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از صورت تو مسند خوبی جمال یافت
وز قامت توباغ ملاحت نهال یافت
هرک او مرا زحور بهشتی سوال کرد
چون صورت تو دید جواب سوال یافت
خورشید را نبود به تابندگی همال
[...]
هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
عنقای همتش دو جهان زیر بال یافت
هر جا که در بلای ولایش گرفت انس
از نعمت و نعیم دو عالم ملال یافت
آداب خدمت درش آن را میسر است
[...]
هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
عنقای همتش دو جهان زیر بال یافت
بر چتر مرغ قبه زر تا مجال یافت
قاف قطیفه شهپر او زیر بال یافت
خوش وقت آن سجیف که او بر کنار رخت
[...]
مروان بن محمد مروان بن حکم
در سال یکصد و سی و دو ارتحال یافت
در بام ملک نوبت عباسیان زدند
وز خاندان حرب شهی انتقال یافت
ز آن پس بسال ششصد و پنجاه و ششهمی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.