گنجور

 
نسیمی

سلطان غمت را دل پردرد مقام است

آن دل چه نشان دارد و آن مرد کدام است

در عشق تو چون هست دلم بنده جاوید

کار دلم از دولت وصل تو تمام است

جز پختن سودای سر زلف تو در سر

دیگر هوس عاشق دلسوخته خام است

ای آن که کنی عرضه سجاده و تسبیح

مرغ دل ما فارغ از این دانه و دام است

چون توبه ز مستی کند آن رند که شد مست

زان باده که روح القدسش جرعه جام است

ای کرده رخت روز، شب تیره ما را

صبحی که نه با روی تو باشد همه شام است

ای طالب ناموس رها کن طلب نام

در عشق بزرگی و کرامت نه به نام است

تا محرم اسرار خیال تو دلم شد

کار نظر از اشک چو لؤلؤ به نظام است

بر طالب جنت که مرادش نه تو باشی

وصل تو حرام آمد و حقا که حرام است

بر طور لقا جان کلیمت «ارنی » گوی

دیدار تو می خواهد و مشتاق کلام است

محراب نسیمی رخ و ابروی تو باشد

تا روی تواش قبله و چشم تو امام است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است

ای مجلسیان راه خرابات کدام است

هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند

ما را غمت ای ماه پری‌چهره تمام است

برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم

[...]

امیرخسرو دهلوی

ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است

عالم به مراد دل و اقبال غلام است

صیدی که دل خلق جهان بود به دامش

المنت لله که امروز به دام است

چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت

[...]

ابن یمین

رویت که ازو عالم خوبی بنظام است

چشم بد از و دور یکی ماه تمام است

نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد

خورشید کنیز است ترا ماه غلام است

یک بنده روی رخت غره صبح است

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
کمال خجندی

ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است

در مذهب ما مذهب ناموس حرام است

گو خلق بدانید که پیوسته فلان را

رخ بر رخ جانانه و لب بر لب جام است

سجاده نشین عارف و دانا نه که عامی است

[...]

ناصر بخارایی

چون مستی آن نرگس پر فتنه مدام است

گوش من و بانگ نی و دست من و جام است

گر اختر مقصود به ما خوش نبرآید

ما را رخ زیبای تو ماه تمام است

رخسار تو را لالهٔ‌ دل‌سوخته هندوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه