سلطان غمت را دل پردرد مقام است
آن دل چه نشان دارد و آن مرد کدام است
در عشق تو چون هست دلم بنده جاوید
کار دلم از دولت وصل تو تمام است
جز پختن سودای سر زلف تو در سر
دیگر هوس عاشق دلسوخته خام است
ای آن که کنی عرضه سجاده و تسبیح
مرغ دل ما فارغ از این دانه و دام است
چون توبه ز مستی کند آن رند که شد مست
زان باده که روح القدسش جرعه جام است
ای کرده رخت روز، شب تیره ما را
صبحی که نه با روی تو باشد همه شام است
ای طالب ناموس رها کن طلب نام
در عشق بزرگی و کرامت نه به نام است
تا محرم اسرار خیال تو دلم شد
کار نظر از اشک چو لؤلؤ به نظام است
بر طالب جنت که مرادش نه تو باشی
وصل تو حرام آمد و حقا که حرام است
بر طور لقا جان کلیمت «ارنی » گوی
دیدار تو می خواهد و مشتاق کلام است
محراب نسیمی رخ و ابروی تو باشد
تا روی تواش قبله و چشم تو امام است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و شور و اشتیاق به معشوق است. شاعر از دردی که در دل دارد و شوق وصل به محبوب سخن میگوید. دل او به خاطر عشق بیپایانش درگیر است و هر نوع آرزویی جز در رابطه با معشوقش برایش بیمعناست. او میخواهد از دنیای مادیات آزاد شود و تنها به عشق و روحانیات بپردازد. در نهایت، شاعر به زیبایی و عظمت معشوق اشاره میکند و میگوید که دیدار معشوق بزرگترین آرزوی اوست.
هوش مصنوعی: غم تو مانند سلطانی است که بر دل من فرمانروایی میکند. دل من پر از درد و رنج است، اما نشانهای از این درد چیست و آن مردی که این درد را تحمل میکند کیست؟
هوش مصنوعی: در عشق تو دل من همیشه در خدمت است و برای من، تنها خوشبختی و خوشحالیام به وصل تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: غیر از اشتیاق و فکر کردن به موها و زیبایی تو، دیگر آرزوهای عاشق دلسوخته هنوز جدی و واقعی نشدهاند.
هوش مصنوعی: ای کسی که سجاده و تسبیح را به نمایش میگذاری، دل ما از این دنیای مادی و گرفتارهای آن آزاد و رهاست.
هوش مصنوعی: وقتی کسی که به خاطر شراب روحالقدس سرمست شده، توبه کند، نشاندهنده این است که او از نوشیدن آن شراب دوری میجوید و در پی بازگشت به حالت طبیعی خود است.
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات روشنایی روز را به ما میبخشد، شبهای تاریک ما فقط با طلوعی که بدون حضور تو باشد، به پایان نمیرسند و همچنان شب باقی خواهند ماند.
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال شهرت و نام و نشان هستی، درخواست نام و مقام را کنار بگذار. در عشق، بزرگی و کرامت به نام و نشان نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که رازهای فکرت را درک کردم، قلبم به تماشای تو مشغول شد؛ اشکهایم مانند مرواریدها به نظم و ترتیب درآمدند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال بهشت است و هدفش غیر از تو باشد، وصل به تو برای او حرام است و واقعا هم این ارتباط حرام است.
هوش مصنوعی: در اوج ملاقات، جان کلیمت بسیار مشتاق دیدار توست و تنها میگوید: «به من خودت را نشان بده» و همزمان به سخن گفتن با تو علاقهمند است.
هوش مصنوعی: چهره و ابروی تو مثل محراب نسیم است که با نگاه تو میتوان به سوی تو روی آورد و چشمان تو به عنوان راهنمایی برای این حرکت عمل میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
ما را غمت ای ماه پریچهره تمام است
برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم
[...]
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است
صیدی که دل خلق جهان بود به دامش
المنت لله که امروز به دام است
چون طالع آن نیست که بوسم لب لعلت
[...]
رویت که ازو عالم خوبی بنظام است
چشم بد از و دور یکی ماه تمام است
نی نی غلطم مه که و خورشید چه باشد
خورشید کنیز است ترا ماه غلام است
یک بنده روی رخت غره صبح است
[...]
ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
در مذهب ما مذهب ناموس حرام است
گو خلق بدانید که پیوسته فلان را
رخ بر رخ جانانه و لب بر لب جام است
سجاده نشین عارف و دانا نه که عامی است
[...]
چون مستی آن نرگس پر فتنه مدام است
گوش من و بانگ نی و دست من و جام است
گر اختر مقصود به ما خوش نبرآید
ما را رخ زیبای تو ماه تمام است
رخسار تو را لالهٔ دلسوخته هندوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.