گنجور

 
نسیمی

منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه

چو از اغیار ببریدم شدم با یار همخانه

من آن پیمانه مستی که نوشیدم نیندیشم

که گردم مست و از مستی زنم بر سنگ پیمانه

من آن می چون بنوشیدم لباس عشق پوشیدم

چو بوم از بیت معمورش شدم با کنج ویرانه

مکان را و مکانی را نشان پرسی اگر از من

برآ بر عرش وجه ما ببین آن روی جانانه

نه ملحد داند این معنی نه زاهد و شحنه دعوی (؟)

کز این کونین پا بر جای هست این جای شاهانه

خطاب سی و دو خطش دلیل از زلف ما بشنو

جواب انی اناالله را چو موسی گوی مردانه

اگر باور نمی داری که شد روز پسین ظاهر

بیا بشنو همه اشیا کنون گویا شدند یا نه

همه گویای سی و دو کلام فضل حق گشتند

ولی نشنید دیو این را به صد پند و صد افسانه

نسیمی گر کنی کاری الهی فضل یزدانت

چو از رحمت ببخشاید سجود آرم به شکرانه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کسایی

چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه

زیانشان مور را باشد دو درشان هست یک خانه

اگر ابروش چین آرد ، سزد گر روی من بیند

که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه

چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید

[...]

مولانا

زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانه

زهی یغما که می‌آرد شه قفجاق ترکانه

دلم آهن همی‌خاید از آن لعلین لبی که او

کنار لطف بگشاید میان حلقه مستانه

هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بی‌چون

[...]

سعدی

شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه

ز عشرت می‌پرستان را، منور بود کاشانه

ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در سرای دل

که تا قصر دماغ ایمن بود ز آواز بیگانه

چو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلس

[...]

حکیم نزاری

گران‌جانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه

چو بانگِ صبح بشنیدی سبک برخیز مردانه

به مسمار ارادت خویشتن چون حلقه بربندی

اگر روزی دهندت ره درون بارِ می‌خانه

تو گردانی که در تفریق مجموعیم پس دانی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
امیرخسرو دهلوی

به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه

پریشانی زلفت را فراهم کی کند شانه؟

بلای جان شدی و من هم اول روز دانستم

که روزی بهر ما فتنه شود آن شکل ترکانه

مرا خود شورشی بوده ست، عشقت یار شد با آن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه