ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
زلف تو از هر گره نافه گشایی دگر
چشم تو از هر طرف کرد جهانی سیه
زلف تو در هر سری کرده هوایی دگر
گرچه صفا می دهد صبح به عالم ولی
صبح جمال تو را هست صفایی دگر
گرچه قمر دم زند با رخت از روشنی
در رخ تو چون که هست نور و ضیایی دگر
گرچه همه رنج را فاتحه بخشد شفا
در لب جان پرورش هست شفایی دگر
ناله و غم همدمم، هست و جز این کی شود
عاشق غمدیده را برگ و نوایی دگر
از قد و بالای تو، هر نفس ای جان و دل
دل به غمت مبتلا جان به بلایی دگر
در سر عهد توسر گر برود گو برو
با تو به جان بسته ام عهد و وفایی دگر
خون بشود این دلم گر نرسد هر زمان
بر دل مجروح زار، از تو جفایی دگر
دم مزن از جام جم با رخ یارم که هست
آینه طلعتش چهره نمایی دگر
آل عبا در عبا هست فراوان، ولی
همچو نسیمی بیار آل عبایی دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و به تفاوتهای او با زیباییهای دیگر جهان میپردازد. هر ویژگی محبوبش، مانند زلف و چشم، نسبت به زیباییهای طبیعی و دیگران منحصر به فرد است. شاعر همچنین نسبت به درد و غم عاشقانه خود اعتراف میکند و بیان میکند که هیچ چیز نمیتواند به اندازه عشق او دل را شفا دهد. او برای عشق و وفاداری خود به محبوبش تأکید میکند و به عمق احساساتش، حتی در صورت رنج و جدایی، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به صفای خاصی که از محبوبش برمیخیزد اشاره کرده و تمایل خود را به نزدیکی و ارتباط با او ابراز میکند.
هوش مصنوعی: ای گل! زیبایی چهرهات ارزش و جذابیتی فراتر دارد و موی تو از هر گرهای، شگفتانگیزتر و دلرباتر است.
هوش مصنوعی: چشمان تو به هر سو تاریکی و ناامیدی میپراکنند، و پیشانی زلفهای تو در هر لحظه حال و هوایی جدید ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: هرچند صبح به دنیا زیبایی و طراوت میبخشد، اما صبح چهرهی تو زیبایی و شکوهی متفاوت دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه ماه با زیباییاش به حالت روشنی از تو دم میزند، اما نور و درخششی دیگر در چهرهات وجود دارد که هرگز با آن قابل مقایسه نیست.
هوش مصنوعی: هرچند که شفای دردها را به پایان میرساند، اما در دل جان همچنان پرورش یافته، نوعی شفا و نجات دیگر وجود دارد.
هوش مصنوعی: در زندگی من، ناله و غم همیشه همراه من هستند و جز این، چه زمانی میتواند کسی که دلشکسته و غمگین است، احساس خوشحالی و شور و حال دیگری داشته باشد؟
هوش مصنوعی: هر بار که تو را میبینم، ای عزیزم، دلم به خاطر غم تو بیمار میشود و جانم در معرض خطر دیگری قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر سرم هم برود، برود؛ اما بدان که من با جان و دل به تو وفادارم و هیچ دیگری را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: اگر هر روز به دل زخمزدهام از تو بیوفایی و بیتوجهی برسد، دلم به درد میآید و خون میشود.
هوش مصنوعی: حرفی از جام جم و زیبایی یار نزن، چرا که آینهی چهرهاش تصویر دیگری را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: در جمع افراد مهم و باارزش، بسیاری وجود دارند، اما همانند نسیم، به سختی میتوان فردی دیگر با ویژگیهای مشابه پیدا کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.