آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
در غمش صبر دل امیدوار از حد گذشت
گرچه دلشادم به امید شب وصلت، ولی
محنت هجران و جور روزگار از حد گذشت
گرچه بر راه خیالش دیده می دارم نگاه
انتظار وصل روی آن نگار از حد گذشت
روی بنمای ای گل خندان که بی وصل رخت
بر دل مجروح بلبل زخم خار از حد گذشت
شرط عاشق نیست از بیداد نالیدن، ولی
جور آن آشفته زلف بی قرار از حد گذشت
بر امید جام نوشین شراب لعل دوست
خوردن خون دل و درد خمار از حد گذشت
ز آب مژگانم حذر کن کز غم رویت مرا
گریه جان سوز و چشم اشکبار از حد گذشت
در کمند زلفت ای مه، از کمانداران چرخ
تیرباران بر من لاغر شکار از حد گذشت
بار هجرانت نسیمی بارها بر جان کشید
دل ضعیف است ای نگار این بار، بار از حد گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عمیقاً از درد جدایی و آرزوی وصال یار سخن میگوید. او احساس میکند که آرزوی دیدار یار و غم هجران از حد فراتر رفته و طاقت او تمام شده است. با وجود اینکه امید به وصال یار را در دل دارد، درد و مشکلات ناشی از جدایی گاهی بر او غلبه میکند. شاعر به زیبایی گل و بلبل اشاره میکند و میخواهد که یارش، با لبخندش، زخمهای دلش را شفا بخشد. او تأکید میکند که عشق واقعی نیازی به ناله و شکایت ندارد، اما تحمل درد جدایی از حد قدرت او بیرون رفته است. نهایتاً، او به ضعف دل و شدت درد ناشی از دوری یار خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: آرزو و اندوه جدایی از محبوب فراتر از حد تحمل من رفته است و تحمل من در غم او دیگر به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: اگرچه به خاطر امیدی که به شب وصالت دارم، شاد هستم، اما درد و رنج جدایی و سختیهای روزگار از حد و اندازه گذشته است.
هوش مصنوعی: هرچند در مسیر خیالش با اشتیاق به انتظار دیدن روی آن محبوب هستم، این انتظار از حد و اندازه فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: ای گل خندان، روی خود را به ما نشان بده، زیرا پرنده عاشق که دلش شکسته، از شدت درد و زخمهایی که بر او رفته، دیگر تحملش به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: عاشق نباید به خاطر ظلم و ستم ناله کند، اما بیقراری و عذابی که از پیچ و خم موی محبوبش میکشد، به حدی رسیده که دیگر تاب تحملش را ندارد.
هوش مصنوعی: شخصی برای جلب امید و لذت از شراب خوشمزه و زیبا که نماد عشق دوست دارد، دست به دلبستگی شدید زده و با اشتیاق درد و رنج دل را تحمل کرده است. این احساسات او از حد و مرز خود فراتر رفتهاند.
هوش مصنوعی: از اشکهای چشمانم دوری کن، چون غم دیدن تو باعث شده که من به شدت گریه کنم و چشمانم از حد اشک پر شده است.
هوش مصنوعی: ای ماه، در دام زلفهای تو، تیراندازان آسمان بر من که همچون شکار لاغری هستم، تیر باران کردهاند و این تیرها از حد و اندازهای فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: عزیزم، دوری تو مثل نسیمی است که بارها قلبم را آزرده کرده. دل من از این دوری ضعیف شده و دیگر تاب تحملش را ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.