قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
مرد این سودا نه ای با دلبر ای دل هی مکن
دولت بوسیدن پایش تمنا می کنی
زین هوس تا سر نبازی بگذر ای دل هی مکن
عقل می گوید: غم ناموس خور، بگذر ز عشق
عاشقی را نیست اینها در خور ای دل هی مکن
گرچه برد آزار و جور از حد رقیب سنگدل
چون توان کردن جدایی زین در ای دل هی مکن
پیش شمع روی او پروانه شو، ز آتش مترس
جان بخواهد سوختن، فکر پر ای دل هی مکن
گفته ای کز عشقبازی توبه خواهم کرد، کرد
بیش از این تدبیر کار منکر ای دل هی مکن
می کنی سودا که روزی دربر آری قامتش
سرو سیمین بر، نیاید در بر ای دل هی مکن
درد باطن سوز جانم عرضه پیش هر طبیب
چون نخواهد شد به درمان کمتر ای دل هی مکن
وصل مهرویان سیم اندام نسرین بر طلب
سعی بی سود است کردن بی زر ای دل هی مکن
جام می نوش از کف ساقی که در دور لبش
توبه کفر است از شراب و ساغر، ای دل هی مکن
چون نسیمی از لب لعلش طلب کن سلسبیل
تکیه بر فردا و آب کوثر ای دل هی مکن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر دل را به عدم امید و دلباختگی دعوت میکند و میگوید که عشق و تمنای وصال یار غالباً به رنج و جدایی منجر میشود. او تأکید میکند که عقل ما را به ترک عشق دعوت میکند، اما دل انسان به دنبال زیباییها و لذایذ عشق است. شاعر همچنین به آتش عشق و سوختن پروانهوار در برابر زیبایی معشوق اشاره میکند و در نهایت، نسبت به عدم امکان درمان دردهای عشق هشدار میدهد. او میگوید که زندگی بدون عشق و لذتهای آن بیمعناست. در کل، این شعر به تضاد میان عقل و عشق میپردازد و به تقدیر عشق و زیباییها تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، چرا فکر کردی که به زلف یار میرسی؟ این خواسته را کنار بگذار و خودت را به دردسر نینداز، چون این آرزو در دسترس تو نیست.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به خوشبختی و رضایت، سختیهایی را تحمل میکنی و از دیگران خواهش میکنی، اما زمانی که به آرزویت نرسی و تمام تلاشهایت بینتیجه بماند، باید از این خواستهها دست بکشی و دل را بیشتر ناامید نکن.
هوش مصنوعی: عقل به تو توصیه میکند که به خاطر ناموس و اعتبار خود غمگین باشی و از عشق بگذری، چون شایستهی تو نیست که این مسائل را جدی بگیری. ای دل، دیگر به این موضوعات اهمیت نده.
هوش مصنوعی: هرچند که رنج و ستم رقیب بیرحم از حد گذشت، دل من، چگونه میتوانی جدایی را تحمل کنی، هی! مکن.
هوش مصنوعی: اگر در کنار شمع محبتی قرار گرفتی، مانند پروانه به سمت او برو و از آتش نترس، زیرا جان تو به سوختن نیاز دارد. ای دل، از فکر و تردید کنارهگیری کن.
هوش مصنوعی: تو گفتهای که از عشق و بازی دست برمیداری، اما دل من بیش از این به فکر تدبیر و کار غیر نرود. پس ای دل، بیش از این نکن!
هوش مصنوعی: تو در خیال خود مشغول این هستی که روزی معشوقت با اندام زیبایش به سراغت بیاید، اما ای دل، این آرزو در واقع به حقیقت نخواهد پیوست.
هوش مصنوعی: درد درونی و سوزانندهام را به هر دکتری نشان میدهم، اما وقتی که درمانی برای آن نداشته باشد، ای دل، کمتر از این نگرانی نکن.
هوش مصنوعی: دیدن و وصال معشوقانی زیبا و دلربا، بیفایده و بینتیجه است اگر بدون سرمایه و دارایی باشد. ای دل، برای چنین چیزی تلاش نکن!
هوش مصنوعی: از ساقی جام شراب بنوش که دور لب او رمز و رازی نهفته است که ممکن است بر ایمان و دین تو تاثیر بگذارد. پس ای دل، بیهوده در این فکر نمان؛ فقط از لذت آن لحظه بهرهبرداری کن.
هوش مصنوعی: به محض اینکه نسیمی از لبان زیبای او را خواهی، به فردا و آب کوثر تکیه نکن، ای دل، دست از این آرزوها بکش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.