ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
کار دلم شد عشق تو، دل چون کند کاری دگر
بازار زلفت سر به سر، سوداست ای مه رخ ولی
دارد دلم با وصل تو سودا و بازاری دگر
عشق است بار دل مرا ناصح مده دردسرم
عاشق نخواهد بعد از این برداشتن باری دگر
سودای مهرویان مرا بیرون نخواهد شد ز سر
صدبار گفتم این سخن، می گویم این باری دگر
ای مه! دم از خوبی مزن با آفتاب روی او
زیرا که هست آن سیمتن خورشید رخساری دگر
تا عشق روی دلبران کار من دلخسته شد
هردم گرفتارم به جان در عشق دلداری دگر
با زلف او چون بسته ام عهد محبت جاودان
حاشا که چون زاهد میان بندم به زناری دگر
کار من رند از جهان مستی و عشق یار بس
خلوت نشین، می باش گو، با من به انکاری دگر
بر دار ظاهر بود اگر مست اناالحق پیش از این
منصور این اسرار هست هر لحظه بر داری دگر
نظم نسیمی سر به سر دردانه دان ای سیمبر!
در گوش دل کش سربه سر کاین هست گفتاری دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است و شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از شوق و عشق خود به معشوق میگوید و تأکید دارد که هیچ چیز نمیتواند این عشق را از دلش بزداید. شاعر به زیباییهای محبوبش و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که محبت او را در جهانی پر از درد و رنج نگه داشته است. عشق او جاودانه و استوار است و هرگز از آن روی برنمیگرداند. در نهایت، شاعر به طور مختصر به رازهای عشق و لذتهای آن نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تو که با دلم هستی، هر لحظه برای عشق تو به منطقهای جدید میروم. عشق تو باعث شده است که دل من به هیچ کار دیگری فکر نکند.
هوش مصنوعی: بازار زلف تو پر از سود و خوشی است، ای ماه زیبای من. اما دل من فقط به عشق تو مشغول است و به خاطر وصالت، دنیای دیگری دارد.
هوش مصنوعی: عشق، مشکل و بار سنگینی برای من است. نصیحت نکن و دردسر نگذارم، چون دیگر عاشق نخواهم شد و نمیخواهم باری جدید را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: عشق و شوق به زیبایانی که در دل دارم هرگز از فکر و ذهنم خارج نمیشود. بارها این موضوع را مطرح کردهام و حالا دوباره آن را بیان میکنم.
هوش مصنوعی: ای ماه! از زیباییهای خود نگو، چون چهرهی کسی در کنار توست که مانند خورشید درخشان است و زیباییاش را نمیتوان نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، دل من به خاطر عشق معشوقان به شدت زخمی و پریشان است و همیشه در دام عشق دیگری گرفتار آمدهام.
هوش مصنوعی: من با زلف او پیمان عشق جاودانی بستهام و هرگز اجازه نخواهم داد که مثل یک زاهد خود را در قید و بند دیگری بیفکنم.
هوش مصنوعی: من در دنیای عشق و مستی با دلبستگی به معشوق خود به تنهایی نشستهام. با من حرف بزن، اما به شیوهای دیگر.
هوش مصنوعی: اگر حق را بشناسی، ممکن است در ظاهر بر دار بروند، اما هر لحظه اسرار جدیدی از حقیقت وجود دارد که باید کشف شوند.
هوش مصنوعی: ای سیمبر! تو به مانند نسیمی لطیف هستی که اگر صدایت را به گوش دل برسانی، همه چیز تغییر خواهد کرد. این کلامی است متفاوت که باید به آن توجه کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.