گنجور

 
نسیمی

تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد

مطلوب میسر شد و حاجات برآمد

بی کیف و کم آن کس که چو ما نطق خدا شد

چون عیسی مریم به سماوات برآمد

از مصحف روی تو به فال من درویش

گه نون و گهی سوره صافات برآمد

ابلیس چو پیچید سر از سجده رویت

مردود خدا گشت و ز جنات برآمد

صوفی که ندید از رخ تو معنی دل را

محروم ز الا شد و از لات برآمد

تا مصحف رخسار ترا دید وجودی

از دایره گلشن لمعات برآمد

تا خواند نسیمی ز رخت آیت رحمت

ایمن ز بلا گشت و ز آفات برآمد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

دی پیر من از کوی خرابات برآمد

وز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمد

شوریده به محراب فنا سر به برافکند

سرمست به معراج مناجات برآمد

چون دردی جانان به ره سینه فرو ریخت

[...]

نسیمی

روح القدس از کوی خرابات برآمد

مشتاق تجلی به مناجات برآمد

خورشید یقین از افق غیب عیان شد

انوار حق از مطلع ذرات برآمد

سلطان ابد سنجق منصور برافراخت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه