کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
تا ابد چشم بد، از روی تو یارب دور باد
جور حسنت گرچه بسیار است و بی پایان، ولی
از تطاول های زلفت، ای امیر حسن، داد
کرده ام در سر هوای زلف آتش مسکنت
گرچه می دانم که زلفت می دهد سرها به باد
از برم رفتی و یاد از من نیاوردی دگر
ای ز یادت رفته یادم، هر دمت صد بار یاد
بر دل شیدا نهم داغ شکیبایی و صبر
سینه گر نتوانمت بر سینه سیمین نهاد
عاشق روی تو گشتم هرکه خواهد گو بدان
عشق پنهان چون کنم؟ طشت من از بام اوفتاد
زاهدان را زهد و ما را عشق خوبان شد نصیب
هرکسی را در ازل حق آنچه قسمت بود داد
می کنم سودای بند حلقه زلفت ولی
جز به دست بخت و دولت این گره نتوان گشاد
در غم هجران و دوری سوختم بنمای روی
تا به دیدارت شود جان من غمدیده شاد
ای نسیمی چون ببینی قامتش را سجده کن
زان که پیش سرو همچون شمع نتوان ایستاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر از یار خود که با زیبایی بینظیرش چشم همه را خیره کرده، سخن میگوید و از دوری و هجران او ناله میکند. او با آهنگی غمانگیز بیان میکند که هرچند زحمت و مشکلاتی در عشق وجود دارد، ولی عشق به معشوق زیبایش را بر خود واجب میداند. شاعر به صبر و تحمل در برابر دوری اشاره کرده و عشق پنهانی خود را بیان میکند. در نهایت، او به زیبایی و مقام والای معشوق اشاره میکند و توصیه میکند که در برابر او سجده کنند، چرا که زیبایی معشوق فراتر از هر چیز است و مقام او با دیگران قابل مقایسه نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس به زیبایی تو از مادر زمین متولد نشده است، پروردگارا، از چشمان حسود تا ابد، چهرهات دور باشد.
هوش مصنوعی: هرچقدر زیبایی تو زیاد و بیپایان است، اما از بلند شدن زلفهایت، ای امیر حسن، شکایت دارم.
هوش مصنوعی: من در فکر و خیالم به زیباییهای موهای تو مشغول هستم، حتی اگر بدانم که این زیباییها ممکن است مرا به خطر بیندازد و باختی را به دنبال داشته باشد.
هوش مصنوعی: تو از کنارم رفتی و دیگر به یاد من نیفتادی. ای کسی که فراموش کردهای، من در هر لحظه صد بار به یاد تو هستم.
هوش مصنوعی: بر دل عاشق زخم صبر و تحمل میگذارم، اگر نتوانی این درد را بر سینهای نقرهای بگذاری.
هوش مصنوعی: عاشق چهره تو شدم و هر کسی که بخواهد بداند، بگوید که این عشق پنهان را چگونه بیان کنم؟ چرا که راز دلم برملا شده است و دیگر نمیتوانم آن را پنهان کنم.
هوش مصنوعی: زاهدان (مؤمنان) به پرهیزکاری و زهد مشغولند، ولی ما به عشق نیکان و خوبان پرداختهایم. هر کس در ابتدا به آنچه که شایستهاش بود، از سوی خداوند نصیبش گردید.
هوش مصنوعی: من در آرزوی گیسوی تو هستم، اما جز به دست سرنوشت و شانس، نمیتوانم این مشکل را حل کنم.
هوش مصنوعی: در درد جدایی و فراق میسوزم، ببین چهرهات را تا جان افسردهام با دیدارت شاد شود.
هوش مصنوعی: اگر نسیم بودی و قامت او را دیدی، باید سجده کنی زیرا در برابر سرو، مانند شمعی ناتوان ایستادهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد
برترین مهتر به کهتر کهترش محتاج باد
جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد
برترین مهتر به کهتر کهترش محتاج باد
جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد
[...]
چون قلم بست او میان در هجو تو لیکن دهانش
چون دوات از گفتههای خویشتن پر لوش باد
آنچه ایزد خواست کرد و آنچه مردم خواست داد
شاه را بالنده کرد و تن درستش کرد شاد
شاه را تابنده کرد آن تندرستی در بزه
شد تنش پالوده چون از باده آسوده لاد
هست پنجاه و سه سالش داد پنجاه و سه تب
[...]
این مبارک پی بنای محکم گردون نهان
کرده شاگردیش گردون خوانده او را اوستاد
روز و شب در آفتاب و سایه اقبال و بخت
جای ابراهیم بن مسعود ابراهیم باد
مشرق میدان شاه دین فروز دین پرست
[...]
در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد
روز عید روزهداران فرخ و فرخنده باد
خسرو پیروزبخت و داور یزدانپرست
شاه خاقان گوهر و سلطان سلجوقی نژاد
کاست از عالم ستم تا لاجرم شاهی فزود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.