گنجور

 
نسیمی

کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد

تا ابد چشم بد، از روی تو یارب دور باد

جور حسنت گرچه بسیار است و بی پایان، ولی

از تطاول های زلفت، ای امیر حسن، داد

کرده ام در سر هوای زلف آتش مسکنت

گرچه می دانم که زلفت می دهد سرها به باد

از برم رفتی و یاد از من نیاوردی دگر

ای ز یادت رفته یادم، هر دمت صد بار یاد

بر دل شیدا نهم داغ شکیبایی و صبر

سینه گر نتوانمت بر سینه سیمین نهاد

عاشق روی تو گشتم هرکه خواهد گو بدان

عشق پنهان چون کنم؟ طشت من از بام اوفتاد

زاهدان را زهد و ما را عشق خوبان شد نصیب

هرکسی را در ازل حق آنچه قسمت بود داد

می کنم سودای بند حلقه زلفت ولی

جز به دست بخت و دولت این گره نتوان گشاد

در غم هجران و دوری سوختم بنمای روی

تا به دیدارت شود جان من غمدیده شاد

ای نسیمی چون ببینی قامتش را سجده کن

زان که پیش سرو همچون شمع نتوان ایستاد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد

برترین مهتر به کهتر کهترش محتاج باد

جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد

برترین مهتر به کهتر کهترش محتاج باد

جاودانه خواجه هر خواجه ای حجاج باد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
منوچهری

چون قلم بست او میان در هجو تو لیکن دهانش

چون دوات از گفته‌های خویشتن پر لوش باد

قطران تبریزی

آنچه ایزد خواست کرد و آنچه مردم خواست داد

شاه را بالنده کرد و تن درستش کرد شاد

شاه را تابنده کرد آن تندرستی در بزه

شد تنش پالوده چون از باده آسوده لاد

هست پنجاه و سه سالش داد پنجاه و سه تب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
ابوالفرج رونی

این مبارک پی بنای محکم گردون نهان

کرده شاگردیش گردون خوانده او را اوستاد

روز و شب در آفتاب و سایه اقبال و بخت

جای ابراهیم بن مسعود ابراهیم باد

مشرق میدان شاه دین فروز دین پرست

[...]

امیر معزی

در معزالدین ملکشاه آفتاب دین و داد

روز عید روزه‌داران فرخ و فرخنده باد

خسرو پیروزبخت و داور یزدان‌پرست

شاه خاقان گوهر و سلطان سلجوقی نژاد

کاست از عالم ستم تا لاجرم شاهی فزود

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه