دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
بیا گر آرزومندی به جام لعل جانانه
به دور دانه خالش دل و جانی نمی بینم
که در دام سر زلفت نیفتاده است از این دانه
زمان وصل رویت را طلبکارم به جان گرچه
هنوز ارزان بود دادن دو عالم را به شکرانه
جهان و جان و دین و دل، برو در کار زلفش کن
که از مردان مرد آید همیشه کار مردانه
زمان زرق و سالوسی گذشت ای زاهد رعنا
بیا می خور که تقوی را لبالب گشت پیمانه
حدیث عشق گو با من، نه زهد و توبه و تقوی
که عاشق را نمی گیرد به گوش افسون و افسانه
مجو با آتش رویش تقرب، گر همی خواهی
که دور از شمع رخسارش بسوزی همچو پروانه
چو رویش چرخ صورتگر نبندد صورت دیگر
به سر چندان که می گردد در این پیروزه کاشانه
در گنج حقیقت را لبش مفتاح معنی شد
زهی گنج و زهی گوهر، زهی مفتاح و دندانه
نسیمی! پای دل مگشا ز بند زلف او هرگز
که در زنجیر می باید همیشه پای دیوانه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و شوق به معشوق است. شاعر از ساقی و میخانه سخن میگوید و از افرادی که به دنبال لذت و خوشیاند دعوت میکند که به مینوشند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که دل و جان او تنها به دانه زلف معشوق وابسته است. شاعر همچنین از زاهدان و تقوا دوری میکند و خواهان عشق و شور و حال است. او به جای زهد و توبه، عشق را در ترجیح میدهد و میگوید که عاشق نمیتواند تحت تأثیر افسانهها و ترفندها قرار گیرد. در نهایت، او بر لزوم دلبستگی به عشق و زیبایی معشوق تأکید میکند و از خطرات و زیانهای دوری از او میگوید.
هوش مصنوعی: دلیل ما برای خوشگذرانی و جشن و شادی، آن ساقی است که به میخانه میآید. اگر آرزوی قلبیات این است که از این طعم لذیذ و زیبا بهرهمند شوی، باید جامی از شراب سرخ و گرانبها را در دست بگیری.
هوش مصنوعی: به دور دانه زیباییات، هیچ دل و جانی را نمیبینم که در دام و زیبایی موهایت گرفتار نشده باشد.
هوش مصنوعی: من در انتظار زمان دیدار تو هستم و جانم را به خاطر آن میدهم، هرچند هنوز ارزش دو عالم را برای سپاسگزاری از این لحظه نمیدانم.
هوش مصنوعی: به زندگی و دنیای خود و مسائل مهم آن فکر نکن، بلکه به عاشقانهها و زیباییهای عشق و معشوق بپرداز، زیرا از انسانهای واقعی تنها کارهایی مردانه و شجاعانه برمیآید.
هوش مصنوعی: زمان ریا و تزویر سپری شده است، ای زاهد زیبا! بیا و می بنوش زیرا پیمانه تقوا پر شده است.
هوش مصنوعی: با من از عشق صحبت کن، نه از زهد و توبه و پرهیزکاری، چون دل عاشق به داستانها و افسونها جذب نمیشود.
هوش مصنوعی: نزدیک آتش زیبایی او نرو، زیرا اگر میخواهی دور از نور شمع چهرهاش بسوزی، مانند پروانه خواهی شد.
هوش مصنوعی: وقتی که چرخ روزگار به شخصیت فردی شکل میدهد، دیگر نمیتوان به راحتی شکل دیگری به او داد، زیرا او در این دنیای پر از تغییر، به طور مداوم در حال تحول است.
هوش مصنوعی: حقیقت مانند گنجی با ارزش است که کلید فهم آن در کلام او نهفته است. چقدر این گنج و زیور با ارزش است و چه خوب است که کلید و دندانهای برای باز کردن آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: نسیم! دل را هرگز به زلف او وابسته نکن، چرا که دیوانه همیشه باید در زنجیر عشق بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه
زیانشان مور را باشد دو درشان هست یک خانه
اگر ابروش چین آرد ، سزد گر روی من بیند
که رخسارم پر از چین است چون رخسار پهنانه
چو پیمانه تن مردم همیشه عمر پیماید
[...]
زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه
زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
دلم آهن همیخاید از آن لعلین لبی که او
کنار لطف بگشاید میان حلقه مستانه
هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بیچون
[...]
شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
ز عشرت میپرستان را، منور بود کاشانه
ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در سرای دل
که تا قصر دماغ ایمن بود ز آواز بیگانه
چو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلس
[...]
گرانجانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
چو بانگِ صبح بشنیدی سبک برخیز مردانه
به مسمار ارادت خویشتن چون حلقه بربندی
اگر روزی دهندت ره درون بارِ میخانه
تو گردانی که در تفریق مجموعیم پس دانی
[...]
به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه
پریشانی زلفت را فراهم کی کند شانه؟
بلای جان شدی و من هم اول روز دانستم
که روزی بهر ما فتنه شود آن شکل ترکانه
مرا خود شورشی بوده ست، عشقت یار شد با آن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.