گنجور

 
نسیمی

ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما

وی قدت چون طوبی از خوبی به صد نشو و نما

تا که جان بازد ز شوق روی خوبت جان من

عاشقان خویش را ای ماه گاهی رو نما

چون رخت مقصود خلق است، کعبه عشاق هم

هست از این هر عالمی عاشق تو را تنها نه ما

جان جانها چون سر زلف تو آمد لاجرم

گر تو ننمایی رخت هردم رود صد جان ز ما

ساقیا بر یاد چشم مست یار دلربا

خیز و در عین قدح ریز آن می راحت فزا

خیز و در بحر محیط می فکن کشتی جام

تا چو ما گردی در این دریا به حکمت آشنا

حرمت می دار کز بیت الحرام آورده اند

تا شوی از شرب او واقف ز اسرار قضا

تلخی‌اش را حق شمر چون گفته‌اند «الحق مر»

رنگ و بویش را مدان باطل که آن نبود روا

زاهدا! نوشیدن می از سر اخلاص و صدق

بهتر از ورزیدن زهد است با شید و ریا

در هوای دلبران عمر نسیمی صرف شد

وز همه در عمر خود هرگز نمی‌بیند وفا

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عسجدی

عسکری شکر بود تو گو بیا می شکرم

ای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا

از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چم

گر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا

کشه بربندی گرفتی در گدائی سرسری

[...]

ناصرخسرو

پادشا بر کام‌های دل که باشد؟ پارسا

پارسا شو تا شوی بر هر مرادی پادشا

پارسا شو تا بباشی پادشا بر آرزو

کآرزو هرگز نباشد پادشا بر پارسا

پادشا گشت آرزو بر تو ز بی‌باکی تو

[...]

قطران تبریزی

تا دل من در هوای نیکوان گشت آشنا

در سرشک دیده ام کرد این دل خونین شنا

تا مرا بیند بلا با کس نبدد دوستی

تا مرا بیند هوی با کس نگردد آشنا

من بدی را نیک تر جویم که مرد مرا بدی

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

شاعران بینوا خوانند شعر با نوا

وز نوای شعرشان افزون نمی گردد نوا

طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته

عندلیبم من که هر ساعت دگر سازم نوا

اندران معنی که گوید بدهم انصاف سخن

[...]

امیر معزی

ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا

در جهانداری نباشد چون تو هرگز پادشا

از بشارتهای دولت وز اشارتهای بخت

شاه پیروز اختری و خسرو فرمانروا

پادشاهی یافته است از نام تو عز و شرف

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه