ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
چون نظر کردم به گل، روی توام آمد به یاد
طره مشکین شبی دیدم مسلسل بر قمر
سنبل زلفین هندوی توام آمد به یاد
معجزات انبیا میخواند ارباب معین
سحر چشم مست جادوی توام آمد به یاد
از شب قدر آیتی تفسیر میکرد آفتاب
قصه سودای گیسوی توام آمد به یاد
وصف باغ خلد میکردند با هم زاهدان
جنتآباد سر کوی توام آمد به یاد
ساقیان روضه میکردند ذکر سلسبیل
ذوق جام لعل دلجوی توام آمد به یاد
چون رقیبانت به خونم نیز میکردند تیغ
ساعد سیمین بازوی توام آمد به یاد
عابدان از قبله میگفتند هر یک نکتهای
گوشه محراب ابروی توام آمد به یاد
(حاصلی از بهر دستاویز روز آخرت
فکر میکردم شبی موی توام آمد به یاد)
میزد اشعار نسیمی دم ز انفاس مسیح
از دم جانبخش خوشبوی توام آمد به یاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر در هر بیت به یادآوری ویژگیها و زیباییهای معشوق خود میپردازد. او هر بار که به همراهی معشوق میاندیشد، چندین تصویر زیبا و الهامبخش از او را در ذهن خود مرور میکند. از ابرو و چهره گرفته تا زلف و گیسوانش، هر کدام به نوعی او را به یاد معجزات و زیباییهای عالم هستی میاندازد. شاعر در نهایت، این جذابیت را به قدری عمیق میبیند که نه تنها در دنیای مادی، بلکه در روح و جانش نیز تأثیر میگذارد و او را به یاد افکار معنوی و الهی میاندازد.
هوش مصنوعی: وقتی ماه نو را دیدم، ابروی تو به یادم آمد. و زمانی که به گل نگاه کردم، چهره تو در ذهنم تداعی شد.
هوش مصنوعی: شبی موهای تیرهای را دیدم که به صورت زنجیری به ماه آویزان شده بود، و به یاد زلفهای خوشفرم تو، که شبیه سنبل هستند، افتادم.
هوش مصنوعی: معجزات پیامبران را میخواندند، اما جاذبه و زیبایی چشمان مست تو برای من یادآور جادو و سحر است.
هوش مصنوعی: در شب قدر، نور خورشید داستان عشق و جذابیت موهای تو را برایم تفسیر میکرد و مرا به یاد تو میانداخت.
هوش مصنوعی: زاهدان بهشت به زیباییهای باغ خلد اشاره میکردند، اما من به یاد کوی تو افتادم که در جنتآباد قرار دارد.
هوش مصنوعی: در باغ بهشتی، شرابنوشان یاد از حوض سلسبیل میکردند و من هم یاد میکردم از لذتهای شیرین و دلانگیز تو.
هوش مصنوعی: وقتی رقیبانم به من آسیب میرساندند و به نوعی به من ضربه میزدند، یاد بازوی نقرهای تو برایم زنده شد.
هوش مصنوعی: عابدان هر کدام دربارهی قبله و عبادت نکتهای میگفتند، اما من وقتی به محراب نگاه میکردم، به یاد ابروی تو میافتادم.
هوش مصنوعی: یک شب به یاد موهای تو افتادم و در فکر این بودم که برای روز آخرت چه توشهای جمع کردهام.
هوش مصنوعی: نسیم شعر میوزد و بویی دلانگیز از نفسهای مسیح به مشام میرسد. در این لحظه، یاد تو با جانبخشی خوشبو در ذهنم نقش میبندد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نام مَه بردم شبی روی توام آمد به یاد
در دل شب حلقهٔ موی توام آمد به یاد
در نماز عشق پیش قبله رخسار تو
سورهٔ نون خواندم ابروی توام آمد به یاد
وصف اغلال و سلاسل خواندم اندر آیتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.