ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
دل من بی لب لعل نمکینت ریش است
گر کنم روز و شب اندیشه وصلت چه عجب
عاشق غمزده پیوسته محال اندیش است
جور خوبان ز وفا گرچه بود بیش، ولی
ای وفا اندک من! جور تو بیش از بیش است
دل من وصل تو مشکل به کف آرد زانرو
کاحتشام تو نه مقدار من درویش است
جور و خواری همه کس را بود از بیگانه
من بی طالع سودا زده را از خویش است
گرچه آزار و جفا مذهب خوبان باشد
بت بی رحم مرا کشتن عاشق کیش است
گرچه لعل لب تو چشمه نوش است ولی
از رقیبان تو بسیار به جانم نیش است
سر نثار قدمش کرد نسیمی و هنوز
خجل از کرده خویش آمد و سر در پیش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عواطف و دردهای یک عاشق سخن میگوید. شاعر از درد جدایی و عشق خود به معشوق صحبت میکند و میگوید که فکر معشوق همیشه در ذهن اوست. او اشاره میکند که دلش بیلب لعل معشوقش رنج میکشد و این عشق و آرزوهایش هر روز و شب افکارش را مشغول کرده است. او همچنین به وفای معشوق اشاره میکند و میگوید که اگرچه وفا اندک است، اما آزار و جفاهایی که از طرف معشوقش میبیند بیشتر از وفا و خوبیهاست. شاعر احساس میکند که محبت و عشقش او را به دردی عمیق میکشاند و این احساس برایش سخت و دردناک است. در نهایت، او به نوعی از تحقیر و خجالت از عشق خود میگوید، زیرا نمیتواند به معشوق دسترسی پیدا کند و دائماً در عذاب است.
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه در ذهن من هستی، قلبم به خاطر نبودن لبی شیرین و نمکین تو دچار درد و رنج است.
هوش مصنوعی: اگر شب و روز به فکر وصالت باشم، چه تعجبی دارد که یک عاشق غمزده همیشه در خواب و خیال محال غوطه ور است.
هوش مصنوعی: اگرچه بدی خوبان در وفا بیشتر است، اما وفای اندک من، بدی تو را بیش از حد نشان میدهد.
هوش مصنوعی: دل من برای وصال تو سخت در تنگناست، زیرا بزرگی و عظمت تو فرای آن است که من یک درویش به آن برسم.
هوش مصنوعی: هر کس به نوعی تحت فشار و زحمت قرار دارد، اما من، که بدشانس و دلداده هستم، از جانب خودم با درد و رنج بیشتری مواجهام.
هوش مصنوعی: هرچند که آزار و ظلم، ویژگی خوبان به حساب میآید و این بت بیرحم مرا به کشتن رساند، اما عشق من به او همواره باقی است.
هوش مصنوعی: گرچه لبهای تو مانند گوهری شیرین و دلچسب است، اما با وجود رقبایت، زخمها و دردهای زیادی به دل من وارد آمده است.
هوش مصنوعی: نسیمی به احترام قدم او سر خود را پایین آورد و هنوز به خاطر این کار شرمنده است و با خجالت سرش را پایین نگه داشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است
آه ازین راه درازی که ترا در پیش است
پیش جمعی که ز باریک خیالان شده اند
در جهان نوشی اگر هست، نهان در نیش است
بیشتر عفو خداشامل حالش گردد
[...]
گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
لیک چندیست که این غائله بیش از پیش است
بهرۀ من همه زان نخل شکر بر زهر است
قسمت من همه زان چشمۀ نوشین نیش است
هر که شد طرۀ هندوی ترا حلقه بگوش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.