قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
جان و دل در عشق جانان باختن خوب آن بود
پیش روی خوبرویان سجده می آرم، فقیه!
قبله ای کی به ز روی و صورت خوبان بود
زاهد اندر عشق او در باز جان و دل چو من
زان که هر کو عشق او زینسان بود انسان بود
نکته سر خدا در صورت خوبان خفی است
محرم این نکته جان عاشق حیران بود
کی به جان واماند از جانان، بگو ناصح، کسی
عاشق مقتول خود را چون دیت جانان بود
رنج و اندوه فراق عاشق غمدیده را
صورت سبع مثانی وجه او درمان بود
ناصحا فکر من اندر عشق او جان دادن است
کی مرا فکر غم زولانه و زندان بود
عشق می بازد نسیمی تا اثر باشد از او
عشق بازی با جمال دوست جاویدان بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق حقیقی و وصل به معبود، به ویژه زیباترین و کاملترین صورتها و جلوههای الهی است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و عشق به او را راهی برای رسیدن به انسانی کامل میداند. او فراق را دردناک مینامد و به سادگی خاطر نشان میکند که عشق عاشق را شگفتزده و حیران میکند. در این میان، نصیحتگری که میان عشق و غم زندگی میکند، به درک عمیقتری از عشق واقعی دست نمییابد. در نهایت، شاعر عشق را بسان نسیمی میداند که اثراتی جاودان بر دلها میگذارد.
هوش مصنوعی: عاشقان بیخبر از دنیا، همواره به سمت تصویر خداوند متمایلاند. دادن جان و دل به عشق محبوب، زیباترین و ارزشمندترین کار است.
هوش مصنوعی: من در برابر چهرههای زیبای دلربا سجده میکنم، ای فقیه! آیا قابل قیاس میتوان قبلهای بهتر از زیبایی و صورت خوبان پیدا کرد؟
هوش مصنوعی: زاهد در عشق او جان و دلش را به دست آورده است، مانند من، زیرا هر کسی که عشق او را اینگونه تجربه کند، انسان کامل است.
هوش مصنوعی: در زیباییهای ظاهری افراد نیکوکار، اسراری از خدا نهفته است. تنها عارفانی که جانشان پر از عشق است، میتوانند به این راز پی ببرند.
هوش مصنوعی: کیست که در عشق و وابستگی از محبوب خود جدا بماند؟ ای نصیحتکننده، بگو آیا کسی را دیدهای که عاشق به درد و رنج خود اهمیت ندهد، مثل عاشق جانان؟
هوش مصنوعی: رنج و اندوه جدایی عاشق غمگین، با محبت و عشق زیبایی که در چهره او وجود دارد، تسکین مییابد.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگران، باور کنید که من فقط به عشق او فکر میکنم و جانم را در این راه میدهم. دیگر خبری از غم زولانه و زندانی برای من نیست.
هوش مصنوعی: عشق مانند نسیمی است که اثری از خود به جا میگذارد. عشق ورزیدن به زیبایی معشوق، امری ابدی و ماندگار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود
عشق زلفش را بگرد هر دلی جولان بود
تا همی نا تافته تاب اوفتد در زلف او
تافته بودن دل عشاق را پیمان بود
مرمرا پیدا نیامد تا ندیدم زلف او
[...]
مهتر گو را چو حاتم کهتر و در بان بود
گر کسی گوید چنو باشد کسی نادان بود
آنکه این اندیشه او را باشد او را مرده دان
گو چنو باشد کسی گر کالبد چون جان بود
همچنین باشد به صورت لیکن اندر باب فضل
[...]
تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود
جان و تن را از لب و جام و لب جانان بود
جان و تن را خود غذا می باشد و جانان بدانک
می غذای تن بود جانان غذای جان بود
گرچه تن باشد غمی با جام می باشد قوی
[...]
تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود
عاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود
تا دل عشاق را رویش همی آتش دهد
آب دادن دیدهٔ عشاق را پیمان بود
تاب زلفش تا همی پیدا بود بر عارضش
[...]
روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود
گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو
بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود
دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.