گنجور

 
نسیمی

قبله عشاق عارف صورت رحمان بود

جان و دل در عشق جانان باختن خوب آن بود

پیش روی خوبرویان سجده می آرم، فقیه!

قبله ای کی به ز روی و صورت خوبان بود

زاهد اندر عشق او در باز جان و دل چو من

زان که هر کو عشق او زینسان بود انسان بود

نکته سر خدا در صورت خوبان خفی است

محرم این نکته جان عاشق حیران بود

کی به جان واماند از جانان، بگو ناصح، کسی

عاشق مقتول خود را چون دیت جانان بود

رنج و اندوه فراق عاشق غمدیده را

صورت سبع مثانی وجه او درمان بود

ناصحا فکر من اندر عشق او جان دادن است

کی مرا فکر غم زولانه و زندان بود

عشق می بازد نسیمی تا اثر باشد از او

عشق بازی با جمال دوست جاویدان بود

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عنصری

تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود

عشق زلفش را بگرد هر دلی جولان بود

تا همی نا تافته تاب اوفتد در زلف او

تافته بودن دل عشاق را پیمان بود

مرمرا پیدا نیامد تا ندیدم زلف او

[...]

فرخی سیستانی

مهتر گو را چو حاتم کهتر و در بان بود

گر کسی گوید چنو باشد کسی نادان بود

آنکه این اندیشه او را باشد او را مرده دان

گو چنو باشد کسی گر کالبد چون جان بود

همچنین باشد به صورت لیکن اندر باب فضل

[...]

قطران تبریزی

تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود

جان و تن را از لب و جام و لب جانان بود

جان و تن را خود غذا می باشد و جانان بدانک

می غذای تن بود جانان غذای جان بود

گرچه تن باشد غمی با جام می باشد قوی

[...]

امیر معزی

تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود

عاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود

تا دل عشاق را رویش همی آتش دهد

آب دادن دیدهٔ عشاق را پیمان بود

تاب زلفش تا همی پیدا بود بر عارضش

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود

قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود

گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو

بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود

دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه