ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی
بیا ای دنگه سر صوفی! ببین تا در چه سودایی
تو دنگ باده و بنگی نه از عشق خدا دنگی
از آن پیوسته دلتنگی به غفلت عمر فرسایی
تو را سودای سیم و زر، مرا آن سرو سیمین بر
اسیر و مبتلا کرده ربوده عقل و دانایی
جهان از فتنه حسنش پرآشوب است و پرغوغا
چرا زین فتنه ای غافل چرا در جنگ و غوغایی
حجاب خویشتن بینی ز ره بردار و بیخود شو
که نتوان حسن حق دیدن به خود بینی و خودرایی
جمال حق در این عالم، ببین امروز و حق بین شو
که فردا کور خواهی بود اگر موقوف فردایی
یکی را دیده احول ز کج بینی دو می بیند
ببینی گر نه ای احول به تنهایی که تنهایی
به خط و خال و زلف او شد اشیا جمله پیموده
تو تا کی ز آتش شهوت ز شش سو بادپیمایی
برو مجنون شو ار خواهی که بینی روی لیلی را
که لیلی را نمی بیند بجز مجنون شیدایی
به چشمش دل چرا دادی نگر در من، نگر در من
که عاشق چون نگه دارد دل از ترکان یغمایی
بیا ای صورت رحمان! که آمد روز آن دولت
که مشتاقان رویت را نقاب از چهره بگشایی
شب اسراست آن گیسو و قوسین اسم آن ابرو
بیا حق را در این اسرا ببین گر مرد اسرایی
شدم در قلزم سودا چو گیسوی تو غرق اما
در این دریا تو هرکس را کجا چون در بدست آیی
دلم پرخون شد از سودا، بیا قیفال دل بگشا
که شوقت آتش محض است و ذات عشق صفرایی
صفات ذات مطلق را تویی آیینه صورت
به معنی گرچه از وجه دگر اسمای حسنایی
از آنرو قبله رویت هدی للعالمین آمد
که حق را مظهر کلی و گنج سر اسمایی
تو آن یوسف لقا ماهی که در مصر الوهیت
عزیز حقی و حق را هم اسم و هم مسمایی
ملک شد عاشق رویت از آنرو می کند سجده
چه حسن است این تعالی الله بدین خوبی و زیبایی
تو آن خورشید تابانی که در دنیی و در عقبی
به رخسار آفت جانها به زلف آرام دلهایی
به حسن و صورت و معنی تویی آن واحد مطلق
که چون ذات الوهیت بخوبی فرد و یکتایی
ندید از اول فطرت جهان تا آخر خلقت
چو رویت صورتی زانرو که بی مانند و همتایی
ز اشیا چون جدا دانم تو را ای عین اشیا؟ چون
محیطی بر همه اشیا و عین جمله اشیایی
وجود هرچه می بینم تویی در ظاهر و باطن
چه عالی گوهری یارب! چه بی اندازه دریایی
تویی آن عالم وحدت که هستی منشاء کثرت
از آن در جا نمی گنجی که هم در جا و بی جایی
نهان چون گویم ای دلبر تو را از دیده، چون اعمی
که در هر ذره می بینم که چون خورشید پیدایی
بیا ای بی نظیر من که خوبان دو عالم را
به حسن خود غنی سازی چو روی خود بیارایی
سرای هر دو عالم را لقا بنمای و جنت کن
که رضوان حریر اندام و حور سدره بالایی
نسیمی نفحه عیسی در اشیا می دمد هردم
بیا ای زنده گر مشتاق انفاس مسیحایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی میپردازد، و شاعر از سوز و گداز خود در عشق به معشوق صحبت میکند. او از جذابیت و فتنهای که معشوقش به وجود میآورد، سخن میگوید و از غفلت انسانها نسبت به حقیقت و باری تعالی انتقاد میکند. شاعر به بیخود شدن و رهایی از خودرایی اشاره میکند که برای دیدن جمال الهی لازم است. همچنین او به عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق میبالد و از تمایل به دیدار او سخن میگوید. در نهایت، شاعر از وحدت و یگانگی معشوق و حقیقت گفتگو میکند و این که چگونه وجود و حقیقت در هر ذرهای از عالم مشاهده میشود.
هوش مصنوعی: من از خیال سر زلف او درگیر و شیدا هستم. بیا ای دنگ، ای سرپرست صوفی! نگاه کن که من در چه حال و هوایی هستم.
هوش مصنوعی: تو نمونهای از سرخوشی و شادابی هستی، نه به خاطر عشق خدا بلکه به خاطر این که همیشه دلخوش و سرمست هستی. اما غفلت از عمر باعث میشود که لحظهها از دست بروند و احساس دلتنگی در دل باقی بماند.
هوش مصنوعی: تو به دنبال ثروت و طلا هستی، اما من تحت تأثیر زیبایی آن دختر خوشصورت قرار گرفتهام و این عشق فکر و دانش را از من گرفته است.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیباییهای حسن پر از اشفتگی و سر و صدا است. چرا از این آشفتگی غافل هستیم و چرا در این جنگ و درگیری توجه نمیکنیم؟
هوش مصنوعی: اگر به خودت مشغول باشی و خود را بزرگ ببینی، نمیتوانی زیباییهای الهی را ببینی. از خودخواهی خود دور شو و از مسیر خویشتن عبور کن تا بتوانی زیبایی حق را درک کنی.
هوش مصنوعی: زیبایی و حضور خداوند را در این دنیا امروز ببین و حقیقت را درک کن؛ چون اگر فقط به آینده فکر کنی و از حال غافل باشی، فردا به حقیقت نخواهی رسید و در تاریکی خواهی ماند.
هوش مصنوعی: کسی که دیدش انحراف دارد، تنها یک واقعیت را به طور ناقص میبیند. اگر تو هم مثل او نباشی، بداند که تنهایی و عدم همراهی دیگران میتواند باعث کجفهمی شود.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتهای او همه اشیا تحت تاثیر قرار گرفتهاند. باید دید تا کی میخواهی در آتش میل و اشتیاقش بگویی و در این مسیر بیفتی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی چهرهٔ لیلی را ببینی، باید مثل مجنون دیوانه شوی؛ چرا که فقط مجنون است که لیلی را میبیند و دیگران نمیتوانند او را ببینند.
هوش مصنوعی: چرا به چشمان او دل دادهای؟ به من نگاه کن، به من که یک عاشق چگونه میتواند دلش را از زیباییهای یغماگران حفظ کند.
هوش مصنوعی: بیایید ای چهرهی زیبا! روزی فرارسیده که افرادی که مشتاق دیدن روی شما هستند، نقاب از چهرهتان بردارید.
هوش مصنوعی: در شب اسرارآمیز، زیباییهای آن شخص مانند موها و قوس ابروهایش درخشندگی خاصی دارد. اگر به دنبال حقیقت هستی، نگاهی به این اسرار بینداز و حق را در این زیبایی آشکار ببین. اگر واقعا مردی هستی که به جستجوی حقیقت آمدهای، این زیبایی تو را به درک عمیقتری از واقعیت نزدیک میکند.
هوش مصنوعی: در دل آرزوها و افکارم غرق شدم، مانند موهای زیبایت که در آب ریزان است. اما در این دریا، وقتی تو به کسی نزدیک میشوی، او چه باید کند؟
هوش مصنوعی: دل من به شدت از عشق و آرزوها آزرده شده است. بیایید دل خود را برای عشق باز کنیم؛ زیرا محبت تو همچون آتش خالص است و طبیعت عشق پر از زلالی و خلوص است.
هوش مصنوعی: تو به مانند آینهای هستی که صفات و ویژگیهای کامل خدا را منعکس میکند، هرچند از جنبهای دیگر، این صفات به زیباییهای نامحدود مربوط میشود.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، چهرهی تو نشاندهندهی هدایت برای همه انسانها است، زیرا حق به عنوان نمایانگر کلیت و گنجینهی اسمهای پروردگار ظهور یافته است.
هوش مصنوعی: تو همان یوسف زیبای محبت هستی که در سرزمین الهی به مقام والایی رسیدهای و حقیقت و حق را به یک نام و یک مفهوم توصیف کردهای.
هوش مصنوعی: فرشتهها به خاطر زیبایی روی تو عاشق شدهاند و به همین دلیل، به سجده میافتند. چه زیبایی و شکوهی است که خداوند به این حد زیبا و خوشصورت خلق کرده است.
هوش مصنوعی: تو مانند خورشید درخشان هستی که در این دنیا و در عالم آخرت، بر چهره جانها میتابی و به آرامش دلها میافزایی.
هوش مصنوعی: تو به زیبایی و صفات نیکو، همان یکی هستی که مانند ذات خداوند، در کمال و یگانگی بینظیر و منحصر به فردی.
هوش مصنوعی: از آغاز خلقت تا پایان دنیا، هیچ چیز به زیبایی و بینظیری چهره تو دیده نشده است. تو همتا و مشابهی نداری و هیچ موجودی مانند تو نیست.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم تو را از اشیا جدا بدانم، ای حقیقت همه چیز؟ تو همواره بر همه اشیا حاکم هستی و خود همه اشیاء را در بر گرفتهای.
هوش مصنوعی: هر چیزی که میبینم، چه در ظاهر و چه در عمق وجودش، تویی. چقدر باارزش هستی! چه عمق بیپایانی داری!
هوش مصنوعی: تو هستی آن دانش و آگاهی که اصل و منبع تنوع و کثرت به شمار میروی. تو در مکانی مشخص نمیگنجی، زیرا هم در مکان خاصی وجود داری و هم فراتر از آن.
هوش مصنوعی: ای دلبر، حتی وقتی که از دیدگان دوری، خود را از چشمانم پنهان کردهای، اما من همچون فردی نابینا میبینم که در هر ذرهای از دنیا، نور تو را همچون خورشید مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: بیا ای بینظیر من، که با زیباییات همیشه دلهای خوبان دو جهان را پر از محبت میکنی، هر زمان که چهرهات را زیباتر نشان دهی.
هوش مصنوعی: به من نمایش بده که خانه هر دو جهان چگونه است و جنتی بساز که در آن رضوان با اندامی از حریر و حورهایی که درختان بلند را دارند، حضور داشته باشند.
هوش مصنوعی: هر لحظه نسیمِ روحافزایی از عیسی در جهان میوزد. بیا، ای کسی که مشتاق نفسهای پرشکوه و زندهکننده هستی، به این بغل بیا.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی
به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی
قدح پر باده رنگین به دست باده پیمایی
چو مرغ از گل به گل هر ساعتی دیگر تماشایی
نگاری با من و رویی نه رویی بلکه دیبایی
[...]
شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی
فلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائی
نشیب و توده و بالا همه خاموش و بیجنبش
چو قومی هر یکی مدهوش و درمانده به سودائی
زمانه رخ به قطران شسته وز رفتن برآسوده
[...]
ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی
تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی
ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی
ز رایی کز هوا خیزد تو دور از چشم آن رایی
پشیمانست دل زیرا که تو اسرارها دانی
[...]
خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
همت بیمغز هشیاری همت بیدیده بینایی
چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد
که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی
کسی کاندر جهان بیهیچ استکمال از غیری
[...]
زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی
زهی ایام تو مشکور همچون عهد برنائی
امام شرق رکن الدینکه سوی حضرتت دایم
خطاب انجم و چرخست مولانا و مولائی
اضافت با کف رادت ز گیتی گنج پردازی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.