بر گل از عنبر تر نقطه سودا زدهای
آتشی در جگر لاله حمرا زدهای
از خط و خال و رخ و زلف و بناگوش چنین
لشکر آورده و بر قلب دل ما زدهای
(عالمی همچو دل من همه دیوانه تو
تو چرا تیغ جفا بر من تنها زدهای؟)
چشم ترک سیهت هرکه ببیند داند
که بسی راه دل عاشق شیدا زدهای
پای بر دیده ما گرچه نهادی به خیال
باخبر شو که قدم بر سر دریا زدهای
دلم از دامن زلفت نکند دست رها
گرچه در خون سویدای دلم پا زدهای
تا شد از لعل لبت روحفزایی ظاهر
طعنهها بر دم جانبخش مسیحا زدهای
تا بخوانند ز روی چو مهت آیت نور
نقطه خال سیهچرده بر اسما زدهای
آستین بر فلک و مهر و سر ماه افشان
که سراپرده حسن از همه بالا زدهای
عارف ادراک کند شیوه رسمی که ز خط
بر عذار سمن از عنبر سارا زدهای
دست رنگین منما تا نشود فاش شها
که به شمشیر جفا گردن دلها زدهای
بر نسیمی زدهای تیر جگردوز مژه
آفرین بر نظرت باد که زیبا زدهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و جذبهای است که عاشق در مواجهه با محبوب خود احساس میکند. شاعر با استفاده از تصاویری زنده و شاعرانه به زیباییهای ظاهری محبوب، از جمله چهره، زلف و خطوط بدنش اشاره میکند و میگوید که این زیباییها بر قلب او تأثیر عمیق گذاشته و آتش عشق را در دلش روشن کرده است. او همچنین به چالشها و دردهایی که از عشق به محبوب تحمّل میکند، اشاره میکند و با بیانی عاشقانه، فریاد میزند که این زیباییها در عین لطافت و دلنشینی، گاهی باعث رنج و جفا نیز میشود. در کل، این شعر تصویرگر احساسی عمیق و غنی از عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: بر روی گل، لکهای از عطر خوشبو زدهای، و آتش را در دل لالههای قرمز روشن کردهای.
هوش مصنوعی: تو با زیباییها و ویژگیهای فیزیکیت همچون خط و خال، چهره، مو و گوش، لشکری از جذابیتها را به قلب ما فرستادهای.
هوش مصنوعی: یک انسان عالم و فرزانهای مانند دل من در عشق تو دیوانه شده است. تو چرا تنها با من با بیرحمی رفتار کردهای و زخم زدهای؟
هوش مصنوعی: چشمان سیاه تو باعث میشود هر کس آنها را ببیند، بفهمد که تو برای دل دیوانه عاشق خود راههای زیادی را پیمودهای.
هوش مصنوعی: اگرچه پای خود را بر چشمان ما گذاشتهای، اما بدان که با این کار تو بر سطح دریا گام گذاشتهای.
هوش مصنوعی: دل من از دست زلف تو جدا نمیشود، هرچند که بر درد و رنج قلبم پا گذاشتهای.
هوش مصنوعی: وقتی لبهای تو زیبایی و شوق را به ارمغان آورد، به طعنهها و کنایهها پاسخ دادهای که مانند جانبخش مسیحا هستند.
هوش مصنوعی: تا وقتی که چهرهات مانند ماه روشن است، بر صورت تو نشانهای از نور وجود دارد، که همان نقطه سیاه بر دامن اسماست.
هوش مصنوعی: دستهایت به آسمان و خورشید و ماه میرسند، زیرا تو زیباییات را از همه بالاتر به نمایش گذاشتهای.
هوش مصنوعی: در اینجا به درک عارفانهای اشاره شده که به نوعی از زیبایی و عشق مربوط میشود. شاعر به شیوهای از زیبا نوشتهها و خطوطی اشاره دارد که بر روی چهرهء معشوق نقش بسته و این نقشها همانند بویی خوش از عطر سارا میماند. به نوعی، زیبایی و جذابیت معشوق به طرز هنرمندانهای منتقل شده است.
هوش مصنوعی: دست رنگیات را نشان نده تا نهان بماند که با نیرنگ و ستم به قلبها آسیب رساندهای.
هوش مصنوعی: بر نسیم به آرامی تیرکی چشمانت را به سمت دل نشانه رفتهای. ای باد، تو هم به زیبایی نگاهت آفرین بگو که چقدر خوشگل پهن شدهای.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا دم معجز از آن لعل شکرخا زدهای
سنگ بر شیشه ناموس مسیحا زدهای
نه دل است اینکه تو داری که یکی سنگ سیاه
به کف آورده و بر شیشه دلها زدهای
دانی احوال دلم با دل سنگین بتان
[...]
دوش بیما صنما ساغر صهبا زدهای
نوش بادت می دوشینه که بیما زدهای
می گلرنگ پسندیده بود خاصه بهار
سخن اینجاست که اینجا نه دگر جا زدهای
بیتو ما جرعه ننوشیم تو خُمخانه زنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.