گنجور

 
نسیمی

این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟

در مقام خویش هر یک دلبری صاحب کمال

عاشق بالای دلجوی تو شد سرو چمن

انبت الله ای نگار، این است حد اعتدال

واله و حیران شود صورتگر چینی اگر

صورت پاکیزه چون روی تو آرد در خیال

بر جمالت مست و حیرانم، ندانم چون کنم

شرح آن شکل و شمایل، وصف آن حسن و جمال

رخ متاب از چشمه چشمم چو می دانی که خوب

می نماید عکس ماه بدر در آب زلال

چشم دوران جز به دور زلف و رخسارت ندید

گشته طالع در شب قدر آفتاب بی زوال

با خیال زلف و خالت عشق می بازم بلی

اینت کار عاشق سودایی آشفته حال

در غم روی تو هردم ز آتش دل چون قلم

دود آه و ناله ام در سینه می پیچد چو نال

می کنم بر یاد ابرویت نظر بر ماه نو

گرچه دور است از کمال حسن ابرویت هلال

چون نسیمی وصل آن گلچهره گر داری هوس

در تن ای عاشق چو بلبل تا نفس داری بنال

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عنصری

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال

نیک وقت و نیک جشن و نیک روز و نیک حال

فال فیروزی و زرّست : آسمان و بوستان

کان یکی پیروزه جامه است این دگر زرّین نهال

گرد برگ زرد او بر چفته شاخ زرد خوش

[...]

ازرقی هروی

اهل گردون دوش چون دیدند بر گردون هلال

خرمی کردند و فرخ داشتند او را بفال

با دعا و با تضرع دستها بر داشتند

پنج حاجت خواستند از کردگار ذوالجلال

نصرة دین و دوام دولت و امن جهان

[...]

قطران تبریزی

تا شمر چون درع داودی شد از باد شمال

گشت چون تخت سلیمان گلبن از حسن و جمال

در ببارد از هوا هر ساعتی ابر بهار

مشگ پالد بر زمین هر ساعتی باد شمال

کرد چون عمان زمین را اشگ ابر قطره بار

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
امیر معزی

عید را با مهرگان هست اتفاق و اتصال

هر دو را دارند اهل دولت و ملت به فال

اتفاق و اتصال هر دو بر ما خرم است

مرحبا زین اتفاق و حبذا زین اتصال

عید آیینی است کز وی هست ملت را شرف

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

بس کنید آخر محال ای جملگی اصحاب مال

در مکان آتش زنید ای طایفهٔ ارباب حال

زینهار و زینهار از گرم رفتن دم زنید

زین یجوز و لایجوز و خرقه و حال و محال

خرقه‌پوشان گشته‌اند از بهر زرق و مخرقه

[...]

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از سنایی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه