دولت وصل تو را یافتهام در کپنک
نظر لطف خدا یافتهام در کپنک
یافتم در کپنک آنچه طلب میکردم
تو چه دانی که چهها یافتهام در کپنک
کپنکپوشم و از طایفههای دگرم
شرف این بس که تو را یافتهام در کپنک
مکن ای خواجه! مرا در کپنکپوشی عیب
زان که من نور خدا یافتهام در کپنک
چون نسیمی کپنکپوش شد از فضل اله
جنت و حور و لقا یافتهام در کپنک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از کپنک سخن میگوید و بیان میکند که در این مکان (کپنک) به دولت و نعمتهای زیادی دست یافته است. او از لطف خدا و وصل به محبوب خود در کپنک سخن میگوید و احساس خوشبختی و شرافتی که با پیدا کردن محبوبش به دست آورده را ابراز میکند. شاعر به دیگران گوشزد میکند که نباید او را به خاطر کپنک بودنش زیر سوال ببرند، زیرا در این مکان نور خدا را یافته و از فضل الهی بهرهمند شده است. در نهایت، او به زیبایی و تجربههای روحانی خود در کپنک اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من به برکت و نعمت وصل تو در کپنک دست یافتهام و به لطف خدا در کپنک به این حالت رسیدهام.
هوش مصنوعی: در کپنک، چیزهایی را یافتم که به دنبالش بودم؛ تو نمیدانی که چه چیزهایی را در این سفر به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: من لباس خاصی برتن کردهام و این برایم ارزشمندتر از هر نسب و نسبتی است، چون تو را در کنار خود دارم.
هوش مصنوعی: ای آقا! مرا به خاطر پوشش خاصی که دارم، عیب نکن؛ زیرا من نور خدا را در این لباس پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: مثل نسیمی که در پوشش خود از رحمت خدا بهشت و حوری و دیدارهایی زیبا را به دست آوردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.