گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال عضد
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع ز یار قدیمی جدا کی شود مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «د» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | س | ش | ع | ق | ک | گ | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱: به سر انگشت نما زاهد انگشت نما را

شمارهٔ ۲: پیش دلسوزان درآر آن شمع بزم افروز را

شمارهٔ ۳: چون پریشان می کند آن زلف عنبربیز را

شمارهٔ ۴: ساقیا! خیز و بیار آن آب رنگ آمیز را

شمارهٔ ۵: پیش تو عرضه می کنم حال تباه خویش را

شمارهٔ ۶: خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا

شمارهٔ ۷: روز اوّل که به چشمت نظر افتاد مرا

شمارهٔ ۸: نمی کنی نظری بیدلان غمگین را

شمارهٔ ۹: زلفی که چو دود است بر آتش وطن او را

شمارهٔ ۱۰: هر آن کس که دیده ست آن خاک پا

ب

شمارهٔ ۱۱: ای جبینت ماه و رویت آفتاب

ت

شمارهٔ ۱۲: حدیث عشق میسّر کجا شود به کتابت

شمارهٔ ۱۳: چو گل بگشاد لب را در ملاحت

شمارهٔ ۱۴: بس که جانم ز تمنّای رخ یار بسوخت

شمارهٔ ۱۵: دل که از من گشت ناپیدا کجاست؟

شمارهٔ ۱۶: این چه شمع است که در مجلس مستان برپاست

شمارهٔ ۱۷: هر آن نفس که نه با دوست می زنی باد است

شمارهٔ ۱۸: یاقوت شکربار ترا لذّت قند است

شمارهٔ ۱۹: عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است

شمارهٔ ۲۰: سر معشوق بر بالین ناز است

شمارهٔ ۲۱: دلم متاب که هجران سینه تاب بس است

شمارهٔ ۲۲: می گزی لب را که طعم لعل خندانت خوش است

شمارهٔ ۲۳: خطّ تو که در عین خرد عین جمال است

شمارهٔ ۲۴: گهی با ما خوش و گه سرگران است

شمارهٔ ۲۵: آن چه شمع است که از چهره برافروخته است

شمارهٔ ۲۶: شب رو خونی که از چشمم به دور افتاده است

شمارهٔ ۲۷: ای از می عشق تو دلم مست

شمارهٔ ۲۸: پایم مبند از آنکه سرم زیر دست تست

شمارهٔ ۲۹: کجا گوهر وصلش آرم به دست

شمارهٔ ۳۰: چو سلطان فلک را بار بشکست

شمارهٔ ۳۱: من سر زلفش نمی دادم ز دست

شمارهٔ ۳۲: برادران و عزیزان! نگار من اینست

شمارهٔ ۳۳: یا رب آن ماه است یا رخسار دوست

شمارهٔ ۳۴: بگذار تا بمیرم بر آستان دوست

شمارهٔ ۳۵: نگویم در تو عیبی ای پسر هست

شمارهٔ ۳۶: کسی را در دو عالم حاصلی هست

شمارهٔ ۳۷: ساقیا! عقل مرا مست کن ار جامی هست

شمارهٔ ۳۸: از رخت ارغوان نموداری ست

شمارهٔ ۳۹: سوخته ای بر درت شب همه شب می گریست

شمارهٔ ۴۰: در این ایّام کس غمخوار ما نیست

شمارهٔ ۴۱: چون تو گلی در همه گلزار نیست

شمارهٔ ۴۲: به بالین غریبانت گذر نیست

شمارهٔ ۴۳: از تو تا مقصود چندان منزلی در پیش نیست

شمارهٔ ۴۴: جلوه حسن ترا محرم به جز آیینه نیست

شمارهٔ ۴۵: عمری ست که بر منتظرانت نظری نیست

شمارهٔ ۴۶: درون خلوت ما جز من و تو هیچ کسی نیست

شمارهٔ ۴۷: مونس ما ای صبا بجز تو کسی نیست

شمارهٔ ۴۸: «یعلم اللّه» که مرا از تو شکیبایی نیست

شمارهٔ ۴۹: دل از هوای تو دشوار بر توانم داشت

شمارهٔ ۵۰: عمرم همه در آرزوی روی تو بگذشت

شمارهٔ ۵۱: دوش در سودای او بر من به بیداری گذشت

شمارهٔ ۵۲: جان ما دوری ز خاک کوی جانان برنتافت

شمارهٔ ۵۳: آن سرو گل اندام که در زیر قبا رفت

شمارهٔ ۵۴: شوق توام باز گریبان گرفت

شمارهٔ ۵۵: رفت عمر و غم عشقش ز دل ریش نرفت

شمارهٔ ۵۶: هر شب از هجر تو تا روز نمی یارم خفت

شمارهٔ ۵۷: راز غم دوستان به کس نتوان گفت

شمارهٔ ۵۸: ماییم و غم عشق و سر کوی ملامت

شمارهٔ ۵۹: دست ما کی رسد به بالایت

شمارهٔ ۶۰: از دوست به دشمن نتوان کرد شکایت

د

شمارهٔ ۶۱: بویی ز سر زلف به عالم نفرستاد

شمارهٔ ۶۲: چون مرا بر رخ خوبت نظر افتاد

شمارهٔ ۶۳: چه فتنه ای ست که ناگاه در جهان افتاد

شمارهٔ ۶۴: در میان چشم و دل خون اوفتاد

شمارهٔ ۶۵: گل رنگ نگار ما ندارد

شمارهٔ ۶۶: تا کی اندر طلبت دل به جهان در گردد

شمارهٔ ۶۷: دل نیست که در کوی تو در خاک نگردد

شمارهٔ ۶۸: از آن سنبل که بر گلنار دارد

شمارهٔ ۶۹: شوریده دل ما سر بهبود ندارد

شمارهٔ ۷۰: آن چه مشک است که در طرّه پرچین دارد

شمارهٔ ۷۱: سالها شد که دلم مهر نگاری دارد

شمارهٔ ۷۲: نه ترا پند سود می دارد

شمارهٔ ۷۳: تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد

شمارهٔ ۷۴: هوای باده و آهنگ جام خواهم کرد

شمارهٔ ۷۵: عشق آمد و از سینه من جوش برآورد

شمارهٔ ۷۶: صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد

شمارهٔ ۷۷: صبا آمد به من بوی تو آورد

شمارهٔ ۷۸: با لبت اتّفاق خواهم کرد

شمارهٔ ۷۹: چند دلم ز آتش فراق بسوزد

شمارهٔ ۸۰: باد صبا به نافه چینت نمی رسد

شمارهٔ ۸۱: دلم تا کی چنین افگار باشد

شمارهٔ ۸۲: مرا به وصل تو گر زان که دسترس باشد

شمارهٔ ۸۳: خطّی که قرین خال باشد

شمارهٔ ۸۴: گل همچو رویت زیبا نباشد

شمارهٔ ۸۵: مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد

شمارهٔ ۸۶: چمن را رنگ و بو چندین نباشد

شمارهٔ ۸۷: هر که را خال عنبرین باشد

شمارهٔ ۸۸: طاعت ما جز مَی مغانه نباشد

شمارهٔ ۸۹: در شهر فتنه ای شد می دانم از که باشد

شمارهٔ ۹۰: برقی از حُسن تو پیدا شد و ناپیدا شد

شمارهٔ ۹۱: جانم از عشق تو بی صبر و سکون خواهد شد

شمارهٔ ۹۲: مگر فتنه عشق بیدار شد

شمارهٔ ۹۳: هر که را دلدار باید، درد بی درمان کشد

شمارهٔ ۹۴: گدای کوی تو از پادشا نیندیشد

شمارهٔ ۹۵: شب چو به سر رفت و آفتاب برآمد

شمارهٔ ۹۶: باده بیاور که نوبهار آمد

شمارهٔ ۹۷: من سرو ندیدم که به بالای تو ماند

شمارهٔ ۹۸: سرو را خطه کمال نماند

شمارهٔ ۹۹: عهد ما مشکن و بر باد مده خاکی چند

شمارهٔ ۱۰۰: معاشران که مقیمان کوی خمّارند

شمارهٔ ۱۰۱: من نشنیدم که خط بر آب نویسند

شمارهٔ ۱۰۲: چون مرغ سحر در غم گلزار بنالد

شمارهٔ ۱۰۳: آن را که غمی باشد و گفتن نتواند

شمارهٔ ۱۰۴: باز در سودای او امروز جان خواهم فشاند

شمارهٔ ۱۰۵: اگر نسیم صبا زلف او برافشاند

شمارهٔ ۱۰۶: عشّاق ز دل درد ترا دام نهادند

شمارهٔ ۱۰۷: ای زده در مشک ناب صد گره و بند

شمارهٔ ۱۰۸: بتم باز قصد جفا می کند

شمارهٔ ۱۰۹: شوخی نگر که آن بت عیّار می کند

شمارهٔ ۱۱۰: زلف تو خورشید را در سایه پنهان می کند

شمارهٔ ۱۱۱: آنان که طالب تو نگشتند جاهلند

شمارهٔ ۱۱۲: عاشقان اوّل قدم بر هر دو عالم می زنند

شمارهٔ ۱۱۳: گرچه یاران وفادار جفا نیز کنند

شمارهٔ ۱۱۴: چشم و ابرویت به دل بردن قیامت می کنند

شمارهٔ ۱۱۵: چند جانم پس زانوی عنا بنشیند

شمارهٔ ۱۱۶: دوش شبم را صفت روز بود

شمارهٔ ۱۱۷: ازین دیار برفتیم و خوش دیاری بود

شمارهٔ ۱۱۸: مرا خیال وصالش ز سر به در نرود

شمارهٔ ۱۱۹: دل از بند زلفت رها کی شود

شمارهٔ ۱۲۰: یک لحظه درد عشق تو از دل نمی شود

شمارهٔ ۱۲۱: شب نیست کز غمت دل من خون نمی شود

شمارهٔ ۱۲۲: عشق تو هر لحظه فزون می شود

شمارهٔ ۱۲۳: تیری کز آن دو غمزه پرفن برون جهد

شمارهٔ ۱۲۴: عاشق آن باشد که بر خود سخت و سست آسان نهد

شمارهٔ ۱۲۵: بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید

شمارهٔ ۱۲۶: گر از لعل تو کام جان برآید

شمارهٔ ۱۲۷: هیهات که نامم به زبان تو برآید

شمارهٔ ۱۲۸: بویی ز سر زلف نگارین به من آرید

شمارهٔ ۱۲۹: چون سرانگشت آن نگارین دید

شمارهٔ ۱۳۰: دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید

شمارهٔ ۱۳۱: ای از فروغ روی تو خورشید رو سپید

ر

شمارهٔ ۱۳۲: ای دُرج ثمین تو گهربار

شمارهٔ ۱۳۳: هر شبی بر خاک کویت جای سازم تا سحر

شمارهٔ ۱۳۴: تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر

شمارهٔ ۱۳۵: چشم مستت می زند هر لحظه ام تیری دگر

شمارهٔ ۱۳۶: زلف و رخ تو شب است و هم نور

شمارهٔ ۱۳۷: زهی کشیده دل ما به زلف در زنجیر

شمارهٔ ۱۳۸: سیه چاهی ست زلفت تار و دلگیر

ز

شمارهٔ ۱۳۹: افکند گل ز چهره خود روی پوش باز

شمارهٔ ۱۴۰: ای ز رخ چون مه و زلف دراز

شمارهٔ ۱۴۱: نازنینان و چار بالش ناز

شمارهٔ ۱۴۲: گشت خط بر گرد آن رخسار چون گلنار سبز

شمارهٔ ۱۴۳: دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز

شمارهٔ ۱۴۴: دلبر نرفت بر سر عهد و وفا هنوز

شمارهٔ ۱۴۵: در خشم رفت و خوش نشد آن تندخو هنوز

شمارهٔ ۱۴۶: باز می ناید دل ما از پریشانی هنوز

شمارهٔ ۱۴۷: ای زلف و رخ تو چون شب و روز

س

شمارهٔ ۱۴۸: ماییم و به جان مهر تو ورزیدن ازین پس

ش

شمارهٔ ۱۴۹: مرد این میدان نه ای همچون زنان در خانه باش

شمارهٔ ۱۵۰: آن کآتشی اندر دل خلق است ز یادش

شمارهٔ ۱۵۱: می دهم جان ز پی لعل زمرّد پوشش

شمارهٔ ۱۵۲: وقت صبوحی آن شوخ سرکش

شمارهٔ ۱۵۳: ای لعل تو کانِ آفرینش

شمارهٔ ۱۵۴: ای گلستان روی تو چون نوبهار خوش

شمارهٔ ۱۵۵: دُزدانه در آمد از درم دوش

شمارهٔ ۱۵۶: گل خودروی و شمشاد قصب پوش

شمارهٔ ۱۵۷: آن دم که می گذشتی ای سرو سبزپوش

شمارهٔ ۱۵۸: به سر طواف کنم بر در شراب فروش

شمارهٔ ۱۵۹: تا کی از دست جفایت تیره بینم روز خویش

شمارهٔ ۱۶۰: زلف تو بر ماه نهد پای خویش

ع

شمارهٔ ۱۶۱: آتش دل چند سوزد رشته جانم چو شمع؟

شمارهٔ ۱۶۲: ما بریدیم به دوران تو از کام طمع

شمارهٔ ۱۶۳: سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریف

ق

شمارهٔ ۱۶۴: باز به بستان شکفته گشت شقایق

ک

شمارهٔ ۱۶۵: مدّعی در عشق او گر طعنه زد بر من چه باک

شمارهٔ ۱۶۶: ای ز دوری رخت جامه صبرم شده چاک

گ

شمارهٔ ۱۶۷: غلغل میخوارگان و غلغله چنگ

ل

شمارهٔ ۱۶۸: اگرچه روز و شبم با تو در خیال خیال

شمارهٔ ۱۶۹: ز بس که در نظر آمد مرا خیال خیال

شمارهٔ ۱۷۰: دامن کشان رسید سوی جویبار گل

شمارهٔ ۱۷۱: دور نشاط آمد و دوران گل

شمارهٔ ۱۷۲: ای به ما نزدیک همچون جان و دور از ما چو دل

م

شمارهٔ ۱۷۳: رسید وقت صبوحی بیار ساقی جام

شمارهٔ ۱۷۴: در میان موج بحری بیکران افتاده ام

شمارهٔ ۱۷۵: تو آفتاب بلندی و من چنین پستم

شمارهٔ ۱۷۶: دوش جان را در فضای کوی جانان یافتم

شمارهٔ ۱۷۷: صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم

شمارهٔ ۱۷۸: باز از چمن غیب برآورد صبا دم

شمارهٔ ۱۷۹: منم کز درت سر به راهی نکردم

شمارهٔ ۱۸۰: دوش می رفت و آه می کردم

شمارهٔ ۱۸۱: در آرزوی وصالت اگرچه با غم و دردم

شمارهٔ ۱۸۲: در ره کعبه مقصود و بیابان حرم

شمارهٔ ۱۸۳: وقت است که در بر رخ اغیار ببندم

شمارهٔ ۱۸۴: ترا از هر دو عالم برگزیدم

شمارهٔ ۱۸۵: به دستی دل، به دستی سنگ دارم

شمارهٔ ۱۸۶: آشکارا کنم این درد که در جان دارم

شمارهٔ ۱۸۷: به جز ذکر لبت کاری ندارم

شمارهٔ ۱۸۸: مرا دردی ست اندر دل، ولی گفتن نمی یارم

شمارهٔ ۱۸۹: گرچه غریق بحر مضایق چو لنگرم

شمارهٔ ۱۹۰: بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم

شمارهٔ ۱۹۱: در پایت اوفتادم ای دوست! دست گیرم

شمارهٔ ۱۹۲: تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم

شمارهٔ ۱۹۳: من شمع طلعتت را پروانه ای حقیرم

شمارهٔ ۱۹۴: همی خواهم که تا من زنده باشم

شمارهٔ ۱۹۵: خیال روی تو مأوا گرفت در بر چشم

شمارهٔ ۱۹۶: شکر است که سجّاده درافتاد ز دوشم

شمارهٔ ۱۹۷: ساقی بده به باده خلاصم ز چنگ غم

شمارهٔ ۱۹۸: از دوری کنار تو هستم میان غم

شمارهٔ ۱۹۹: المنّة لِلّه که برآمد همه کامم

شمارهٔ ۲۰۰: ز سودای غم عشقت چنانم

شمارهٔ ۲۰۱: من بنده آن قامت و بالا و میانم

شمارهٔ ۲۰۲: ای قامت تو سرو روانم

شمارهٔ ۲۰۳: روزی کزین سراچه سفلی گذر کنم

شمارهٔ ۲۰۴: هر شام شمع چرخ ز طارم درافکنم

شمارهٔ ۲۰۵: کی دهد دستم که در پایت سراندازی کنم

شمارهٔ ۲۰۶: دارم غم نهانی و پیدا نمی کنم

شمارهٔ ۲۰۷: در هجر تو زین گونه که بی صبر و سکونم

شمارهٔ ۲۰۸: ما سر بر آستانه دلبر نهاده ایم

شمارهٔ ۲۰۹: به رخ خاک درت رُفتیم و رَفتیم

شمارهٔ ۲۱۰: دادیم بسی جان و به جانان نرسیدیم

شمارهٔ ۲۱۱: ما شب و روز رند و و مَی خواریم

شمارهٔ ۲۱۲: منِ غریب که در هجر یار می گریم

شمارهٔ ۲۱۳: بیا که داد صبوح از بهار بستانیم

شمارهٔ ۲۱۴: پدید نیست دگر ره دل بلا جویم

شمارهٔ ۲۱۵: دردی که مراست با که گویم

ن

شمارهٔ ۲۱۶: سحر چون غنچه بگشاید گریبان

شمارهٔ ۲۱۷: که می برد به سوی دوستان سلام غریبان

شمارهٔ ۲۱۸: آن ابرو و رخ نیست هلال و قمر است آن

شمارهٔ ۲۱۹: مکن وز مهربانان رو مگردان

شمارهٔ ۲۲۰: از آن ساعت که افتادم جدا از صحبت یاران

شمارهٔ ۲۲۱: چون سایه منم فتان و خیزان

شمارهٔ ۲۲۲: ای چشم نیم مست تو خمّار عاشقان

شمارهٔ ۲۲۳: ای حریم آستانت مسکن آوارگان

شمارهٔ ۲۲۴: از سر کوی تو با دل باز نتوان آمدن

شمارهٔ ۲۲۵: درد تو در سینه دارم دم نمی یارم زدن

شمارهٔ ۲۲۶: امروز درین شهر هر آن دل که شود گم

شمارهٔ ۲۲۷: ای زلف تو بخت تیره من

شمارهٔ ۲۲۸: ای بت سرو قد سیمین تن

شمارهٔ ۲۲۹: ای وصالت آرزوی جان غَم پرورد من

شمارهٔ ۲۳۰: الا ای گل لاله رخسار من

شمارهٔ ۲۳۱: چند خوری خون دلم، چیست ترا با دل من؟

شمارهٔ ۲۳۲: باز برآمد اختر میمون

شمارهٔ ۲۳۳: چه نکهت است مگر بوی بوستان است این

شمارهٔ ۲۳۴: چرا گل می کند بیداد چندین؟

شمارهٔ ۲۳۵: درد ما دوری درمان برنتابد بیش ازین

و

شمارهٔ ۲۳۶: گرچه رفت آب رخ من در سر یاری او

شمارهٔ ۲۳۷: گر عاقلی در عشق او، دیوانه شو دیوانه شو

شمارهٔ ۲۳۸: ای صبا! احوال من با او بگو

ه

شمارهٔ ۲۳۹: نمی کنی نفسی سوی من به لطف نگاه

شمارهٔ ۲۴۰: آهی که من خسته برآرم ز جگرگاه

شمارهٔ ۲۴۱: ای سایبان شاهی بر آفتاب بسته

شمارهٔ ۲۴۲: زهی زلف تو نرخ سنبل شکسته

شمارهٔ ۲۴۳: ای بی سببی ز بنده برگشته

شمارهٔ ۲۴۴: ماییم و دلی به غم نشسته

شمارهٔ ۲۴۵: قدحی نوش کن و جرعه به مخموران ده

شمارهٔ ۲۴۶: ای از آن طرّه سرافکنده

شمارهٔ ۲۴۷: ای جمال رخ تو تا بوده

شمارهٔ ۲۴۸: معشوقه به چنگ آر و می و چنگ و چغانه

شمارهٔ ۲۴۹: ای ز نور رخت افتاده به شک پروانه

شمارهٔ ۲۵۰: بیاور ای بت ساقی شراب دوشینه

ی

شمارهٔ ۲۵۱: ای سهی قدّ ترا سرو و صنوبر بنده ای

شمارهٔ ۲۵۲: ای یار! دوش همدم و یار که بوده ای؟

شمارهٔ ۲۵۳: جانا! تو سوز و درد دل ما ندیده ای

شمارهٔ ۲۵۴: من کی ام ، بر آستانت خسته بیچاره ای

شمارهٔ ۲۵۵: ای ز چشمان تو در دیده بختم خوابی

شمارهٔ ۲۵۶: ما کرده ایم نامه هستی خویش طی

شمارهٔ ۲۵۷: به یاد آور که در ایّام خُردی

شمارهٔ ۲۵۸: چه جرم رفت که یکباره مِهر ببریدی

شمارهٔ ۲۵۹: ز سودای گل سوری ز عشق روی گلناری

شمارهٔ ۲۶۰: در زمستان بر امید آنکه باز آید بهاری

شمارهٔ ۲۶۱: آیم که رُخت بینم و دیدن نگذاری

شمارهٔ ۲۶۲: بکوش تا دل آزرده ای به دست آری

شمارهٔ ۲۶۳: صبحدم می گفت نالان بلبلی بر شاخساری:

شمارهٔ ۲۶۴: چنین کرشمه کنان گر به شهر برگذری

شمارهٔ ۲۶۵: من صورتی چنین نشنیدم به دلبری

شمارهٔ ۲۶۶: ای برگ گل سوری! از خار مکن دوری

شمارهٔ ۲۶۷: بزن تیغ و مکن تندی و تیزی

شمارهٔ ۲۶۸: بده ساقی شراب لایزالی

شمارهٔ ۲۶۹: ای چشم و دهان تو به هم خواب و خیالی

شمارهٔ ۲۷۰: خیز که شب رفت و صبح کرد تجلّی

شمارهٔ ۲۷۱: سرگذشتی بشنو از من داشتم وقتی دلی

شمارهٔ ۲۷۲: بیاور ساقیا! در دِه من دل خسته را جامی

شمارهٔ ۲۷۳: هر کجا بشکفد گلستانی

شمارهٔ ۲۷۴: جهان پیر را نو شد جوانی

شمارهٔ ۲۷۵: [چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟

شمارهٔ ۲۷۶: ای به بازار غم عشق تو صد جان به جوی

شمارهٔ ۲۷۷: ای حسن ترا مثال شاهی

شمارهٔ ۲۷۸: تا بدو کرده ام تولاّیی

شمارهٔ ۲۷۹: خوش آن زمان که چو بخت از درم فراز آیی

شمارهٔ ۲۸۰: گر گریه من بشنوی ای یار بگریی

شمارهٔ ۲۸۱: هر کس به جست و جویی هر گوشه گفت و گویی

شمارهٔ ۲۸۲: نگارا! با هواداران ز بیزاری چه می گویی