صبحدم بر بوی جانان سوی گلزار آمدم
همچو بلبل پیش گل در ناله زار آمدم
تا ببینم نرگس و سنبل چو چشم و زلف او
این چنین سرمست و آشفته به بازار آمدم
از جفای غمزه مستش سوی گل با خروش
از درِ بُستان شدم در کوی خمّار آمدم
حُسن روی او طلب کردم به بتخانه شدم
تار زلفش دَر گرفتم پیش زنّار آمدم
جلوه زن شد حُسن جانان از همه سو بر جلال
من که بودم تا برین دولت سزاوار آمدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر صبحگاهان به باغی میرود و به زیباییهای آن، مانند گلها و نرگسها، توجه میکند. او خود را مانند بلبل میداند که به خاطر عشق و زیبایی جانانش دچار ناله و آشفتگی شده است. شاعر از غمزه و ناز معشوقش گرفتار شده و به کوی او میرود تا جمالش را ببیند. همچنین، به بتخانه میرود و در جستجوی زلف معشوق است. در نهایت، او به قدرت عشق و جذابیت معشوقش اعتراف میکند و میگوید که به رغم ناتوانیاش، شایسته این زیبایی است.
هوش مصنوعی: صبح زود به سراغ معشوق رفتم و به سمت باغ گل رفتم. مانند بلبلی که در کنار گل ناله میزند، پر از غم و اندوه آمدهام.
هوش مصنوعی: شکوفههای زیبای نرگس و سنبل را میبینم و مثل چشم و موهای او، اینقدر سرحال و پریشان شدم که به بازار آمدم.
هوش مصنوعی: از سختی و بیرحمی نگاه معشوق، مست و متوجه گلها شدم و با سر و صدا از درِ باغ وارد شدم و به کوچهی خماری رسیدم.
هوش مصنوعی: برای دیدن زیبایی چهرهاش به بتخانه رفتم و در حالی که تارهای موی او را در دست داشتم، به سمت شخص دیگری رفتم که مربوط به او بود.
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق به طرز شگفتانگیزی در اطراف من نمایان شد، در حالی که من تا به حال شایسته این مقام و افتخار نبودم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه کز زلفت اسیر بند زنّار آمدم
وز خطت در حلقهٔ سودا گرفتار آمدم
می زنم از دست غم بر پای دیوار تو سر
وه که در عشق تو آخر سر به دیوار آمدم
از سرشکم آب رویی بود امّا بر درت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.