ای دُرج ثمین تو گهربار
لعل شکرین تو شکر بار
باغی ست رخت ز بس لطافت
آورده بنفشه های پر بار
از دل ننشست جوش عشقت
وین دیگ هنوز هست بر بار
سروی ست قدت که هست بر وی
نسرین و گل و بنفشه بر بار
باری ست گران جدایی دوست
این بار زیاده تر ز هر بار
بر من ستم زمانه بس نیست
کاندوه تو می خورم به سربار
ساقی بده آن شراب گلرنگ
من توبه شکسته ام دگر بار
چون چشم جلال در غم عشق
من ابر ندیده ام گهربار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت معشوق خود میپردازد و از عشق عمیقش سخن میگوید. او معشوق را به گلی ارزشمند تشبیه میکند که زیباییهایش را در باغی طراوتبخش به نمایش میگذارد. عشق او هیچگاه کاهش نیافته و جدایی از معشوق بار سنگینی بر دوش او گذاشته است. شاعر از درد جدایی رنج میبرد و به دنبال تسکین از طریق شراب و فراموشی دردهایش است. در نهایت، به زیباییهای چشمان معشوقی اشاره میکند که در غم عشق، همچون گوهری درخشان است.
هوش مصنوعی: ای گنجینهی ارزشمند تو همچون لعلانی زیبا و شیرین هستی و نعمتهای تو فراوان و گوارا است.
هوش مصنوعی: باغی وجود دارد که به خاطر نرمی و لطافت تو، بنفشههای فراوانی را در خود جای داده است.
هوش مصنوعی: عشق تو از دل من دور نشده و هنوز هم این احساس در من به شدت وجود دارد.
هوش مصنوعی: شما همچون درخت سروی هستید که بر روی آن گلهای نسرین، گل و بنفشه شکفته شده است.
هوش مصنوعی: وزن جدایی از دوست به قدری سنگین شده که این بار بیشتر از همیشه احساس سنگینی میکنم.
هوش مصنوعی: بر من ظلم زمانه کافی نیست، که برای غم تو هم بارها به دوش میکشم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً آن شراب خوش رنگ را به من بده. من دیگر بار به دنیا برگشتهام و توبهام شکسته است.
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه زیبا و باشکوه او در غم عشق من است، احساس کردهام که ابرها را هرگز ندیدهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.