جانم از عشق تو بی صبر و سکون خواهد شد
دلم از آتش سودای تو خون خواهد شد
من تنها نه که با حسن و جمالی که تراست
عالمی در کف عشق تو زبون خواهد شد
بر من آن زلف تو شوریده نمی شد و اکنون
گوییا بخت منش راهنمون خواهد شد
هر دم آید ز هوای دو لبت جان بر لب
تا سرانجامِ من از عشق تو چون خواهد شد؟
ای بسا شب که ز تاب غم هجران رخت
آه من بر فلک آینه گون خواهد شد
زان سر زلف چو زنجیر معنبر که تراست
عاقلان را همگی میل جنون خواهد شد
بلبل جان من از شوق گلستان رخت
ناگهان از قفس سینه برون خواهد شد
داستان غم تو کم نشود در عالم
کاین حدیثی ست که هر روز فزون خواهد شد
در ازل با رخ تو عشق همی باخت جلال
جان او بسته سودا نه کنون خواهد شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی عمیق شاعر از معشوقش است. شاعر بیان میکند که عشق به معشوقش به او آرامش نمیدهد و دلش پر از آتش اشتیاق است. او احساس میکند که زیبایی معشوقش تأثیری فراتر از خود او دارد و جهانی به خاطر عشق او نابود خواهد شد. شاعر به شدت تحت تأثیر زلف و زیبایی معشوقش قرار دارد و این عشق او را به جنون میکشاند. همچنین، اشاره میکند که غم و فراق معشوقش داستان همیشگی او و بشر خواهد بود و عشق از دیرباز با زیبایی معشوق گره خورده است. در نهایت، شاعر به ناگزیر بودن عشق و دلبستگیاش به معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: جانم برای عشق تو آرام و قرار ندارد و دلم از شوق و اشتیاق به تو شعلهور و سوزان خواهد شد.
هوش مصنوعی: من تنها نیستم، چرا که زیبایی و جذابیتی که در توست، دنیای عشق را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هوش مصنوعی: زلف تو هرگز بر من بیتابی نکرد و حالا به نظر میرسد که شانس من در مسیر درست قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: هر لحظه به یاد دماوندی لبت جانم در خطر است و نمیدانم سرنوشت عشق تو به کجا خواهد رسید.
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها بوده که به خاطر غم دوری، با افسوس و حسرت، نالهام به آسمان میرسد و مانند آینهای میدرخشد.
هوش مصنوعی: از آن موهای پیچ در پیچ و جذاب تو که مانند زنجیری است، عقلهای سالم نیز به جنون گرایش پیدا میکنند.
هوش مصنوعی: بلبل دل من به خاطر شوق گلستان ناگهان از قفس سینهام بیرون خواهد آمد.
هوش مصنوعی: غم تو هرگز در دنیا کمتر نخواهد شد، زیرا این داستانی است که هر روز بیشتر و بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: در آغاز، هنگامی که عشق با زیبایی تو در قمار دستی میزد، جلال و جمال جان او در عشق تو به بنبست رسیده و از آن زمان به بعد، دیگر نمیخواهد به آن وضعیت ادامه دهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد
اگر اینست دل غمزده خون خواهد شد
میکند زلف تو گر سلسله داری زین سان
عقلها بر سر سودای جنون خواهد شد
جلوه ی سرو قبا پوش من ار خواهد دید
[...]
دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد
حال دل بیتو توان یافت که چون خواهد شد
خط او سرزد و اکنون بسر کوی ویم
اعتباریست که هر روز فزون خواهد شد
شوق آن زلف چو زنجیر که من می بینم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.