درد تو در سینه دارم دم نمییارم زدن
آه کز درد تو آهی هم نمییارم زدن
هر سحر تا شب ز زانو سر نمییارم گرفت
دیده شبها تا سحر بر هم نمییارم زدن
جانم آمد بر لب، امّا لب نمییارم گشود
دل ز غم خون گشت، لیکن دم نمییارم زدن
سر نمییارم کشید از طرّه عیّار او
پنجه با سر فتنهٔ عالم نمییارم زدن
با که گویم درد خود کز دست این نامحرمان
یک نفس با همدمی محرم نمییارم زدن
گریهام دایم ز شادی برنمیآید، ولی
خندهای هرگز ز دست غم نمییارم زدن
عالم از نوروز خرّم شد ولی زآنم چه سود
من که در عالم دمی خرّم نمییارم زدن
بیلبِ لعلت دلم ریش است مانند جلال
نالهای زین ریش بیمرهم نمییارم زدن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل درد و غم ناشی از عشق خود صحبت میکند. او احساسات عمیق خود را بیان میکند و میگوید که به خاطر درد عشق، حتی نمیتواند آه بکشد یا گریه کند. او شبها بیدار میماند و نمیتواند خوابش ببرد و اگرچه جانش به لبش رسیده، هیچ نمیگوید. او از حس تنهایی و نبود معشوقش مینالد و به مشکلاتی که در دل دارد اشاره میکند. در نهایت، شاعر از ناتوانی خود در بیان این درد و غم با دیگران میگوید، و حسرت زمان شادی را میخورد که در آن زندگیاش خالی از خوشی است.
هوش مصنوعی: من از درد تو در درون خودم رنج میبرم، اما نمیتوانم برای آن آه بکشم. حتی از درد تو نیز نمیتوانم صدایی از خود درآورم.
هوش مصنوعی: هر صبح تا شب نمیتوانم از زانو بلند شوم و چشمانم را که تا صبح بیدار میماند، نمیتوانم ببندم.
هوش مصنوعی: جانم به لب رسیده، اما جرات باز کردن دهان را ندارم. دل از غم پر شده، ولی نمیتوانم نفس بزنم.
هوش مصنوعی: من هرگز سرم را از زیباییهای جذاب او خم نخواهم کرد و نمیگذارم که دسیسههای جهان بر من تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: با چه کسی درد دل کنم وقتی که از دست این بیخبران، حتی یک لحظه هم نمیتوانم با رفیق و همدمی که قابل اعتماد باشد، صحبت کنم.
هوش مصنوعی: من همیشه از خوشحالی گریه میکنم، اما هرگز نمیتوانم از غم بخندم.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر نوروز شاداب و سرزنده شده است، اما برای من چه فرقی میکند وقتی که خودم هیچ وقت لحظهای شاداب و خوشحال نیستم.
هوش مصنوعی: دل من بدون لبهای زیبای تو همچون گلی خراب و پژمرده است. نالهای که از این دل شکسته برمیآید، از شدت درد و بیپناهی است. من بدون درمان نمیتوانم به این درد ادامه دهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در جگر سوز تو دارم، دم نمییارم زدن
آه، آهی بر سر آن هم نمییارم زدن
همدم من آه سرد است، از غم عشقت ولی
ناله از درد تو با همدم نمییارم زدن
هر شب از شمع جمالت تا ابد پروانهوار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.