گنجور

 
جلال عضد

کسی را در دو عالم حاصلی هست

که او را چون تو آرام دلی هست

عجب دارم که در اطراف عالم

بدین پاکیزگی آب و گلی هست

نپندارم که در فردوس اعلی

ز کوی دوست خوشتر منزلی هست

رموز عشق چون من کس نداند

بگو تا حل کنم گر مشکلی هست

چو خونی می چکد بی ضربتی نیست

چو مقتولی ببینی قاتلی هست

نه تنها من توقّع دارم انعام

ز هر جانب که بینی سایلی هست

کسی را کاتّصالی هست با دوست

ز دوران حیاتش حاصلی هست

مکن عیبم که هر جایی ست یارت

که او شمع است و در هر محفلی هست

جلال! این بحر کافتادی تو در وی

نه دریایی ست کآن را ساحلی هست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

بیا گر تنگ میجویی دلی هست

دگر با من بگو گر مشکلی هست

سلیمی جرونی

خوشا آن گل که او را بلبلی هست

که بلبل را و گل را هم دلی هست

اقبال لاهوری

گل رعنا چو من در مشکلی هست

گرفتار طلسم محفلی هست

زبان برگ او گویا نکردند

ولی در سینهٔ چاکش دلی هست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه