گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
شاه نعمت‌الله ولی

شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم

همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم

تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع

از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم

من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی

[...]

صفایی جندقی

سر چو ناکام ز خاک قدمت برگیرم

بند برپا به اسیری پی لشکر گیرم

چون نیفتد که سر زلف تو از سر گیرم

از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه