گنجور

 
جلال عضد

خطّی که قرین خال باشد

شک نیست که بی مثال باشد

سروی که به قامت تو ماند

در غایت اعتدال باشد

آن دم که تو شرح حال گویی

بنگر که مرا چه حال باشد

افسوس بود که چون تویی را

با همچو منی وصال باشد

آن را که به یاد تست مشغول

از هر دو جهان ملال باشد

هرگز نکنم خیال خوابی

تا در سرم این خیال باشد

هم باد پیام ما رساند

صبحی اگرش مجال باشد

دیگر نکند نشاط پرواز

مرغی که شکسته بال باشد

گفتند که بنده می نوازی

شاید که یکی جلال باشد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حکیم نزاری

تا با منت این ملال باشد

کی با منت اتّصال باشد

هر چند که صحبتِ گدایی

با پادشهی محال باشد

نتوان دانست هم بکوشم

[...]

امیرخسرو دهلوی

خطی که قرین حال باشد

شک نیست که بی مثال باشد

سروی که به قامت تو ماند

در قامت اعتدال باشد

آندم که تو شرح حال گویی

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
عرفی

آن را که مراد حال باشد

کی رغبت قیل و قال باشد

آن جرعه که دُرد شکوه دارد

در ساغر من زلال باشد

از شغل غمی که گفتنی نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه