باز به بستان شکفته گشت شقایق
باز جهان گشت پر ز نور حدایق
غنچه تبسّم نمای و ابرگهربار
خنده معشوق بین و گریه عاشق
لاله حمرا بسان چهره عذرا
لیک درون دلش چو سینه وامق
بر سر لاله شکفته شد گل دو روی
زآن که در آتش بود مقام منافق
موسم عیش است و جام باده کشیدن
خاصّه کسی را که هست یار موافق
بهر تفرّج به هر کرانه نشینند
در چمن باغ جوق جوق خلایق
خلق به حیرت ز گونه گونه ریاحین
حیرت مخلوق بین و قدرت خالق
قمری تسبیح خوان و بلبل سرمست
هر دو به یک جای جمع زاهد و فاسق
دوش چو بنهفت روی خسرو انجم
در تتق خاک ازین بلند سرادق
من به چمن در شدم از کلبه احزان
کرده ز دل دور فکر لاحق و سابق
فرق دلم را ک لَه ز تَرک دو عالم
وصله ای بر دوخته ز قطع علایق
من به چنین وجد و حال به بستان
لاله و نسرین مرا ندیم و مرافق
همّت مقصدنمای و قطع منازل
خاطر مشکل گشای و کشف حقایق
از شعله سوز دل و از دوده آهم
زهره و پروین باغ غارب و شارق
داد هر آن ناله که کردم از آغاز
فاخته و بلبلم جواب مطابق
ای که به غفلت همیشه عمر گذاری
گه غم سابق خوری و گه غم لاحق
خیز و بسان جلال طرفِ چمن گیر
هر سحری زود وقت خواندن فالق
باده چون صبح ریز در افق جان
تا شود از باد صبح بخت تو صادق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر تصویر زیبایی از بهار و شگفتیهای طبیعت را به تصویر میکشد. شقایقها در باغ شکفتند و جهان پر از نور و زیبایی شده است. غنچهها در حال تبسماند و بین عشق و معشوق تضاد بین شادی و غم وجود دارد. لالهها نمایانگر زیبایی و عشق هستند، اما در دل آنها نیز درد و آتش نهفته است.
این فصل بهار زمان شادی و نوشیدن شراب عاشقانه است، به ویژه برای کسانی که یار دارند. مردم برای تفرج به باغها میروند و از زیباییهای طبیعت شگفتزده میشوند. قمری و بلبل در کنار هم با نشاط و شور زندگی میکنند و افرادی با اعتقادات مختلف در کنار هم جمع شدهاند.
شاعر از غمهای گذشته فاصله گرفته و در باغی که گلها و زیباییها همراه او هستند، به آرامش میرسد. دل او پر از اشتیاق و جستجوی حقیقت است و از صدای نالههایش شکوه مینمود. به مخاطبش هشدار میدهد که از غفلت رهایی یابد و زندگی را با نشاط و درک عمیق سپری کند.
هوش مصنوعی: گلهای شقایق دوباره در باغها شکفته شدند و جهان دوباره پر از نور و زیبایی شد.
هوش مصنوعی: به چهره معشوق لبخند شادی را ببین و در مقابل، غم و اشک عاشق را که به خاطر عشقش ریخته شده، احساس کن.
هوش مصنوعی: گل لاله قرمز به زیبایی چهره دختران جوان و معصوم است، اما درون دل او مانند سینه وامق، پر از درد و سختی است.
هوش مصنوعی: بر روی لالهای که شکفته شده، گل دو رنگی ظاهر شده است، چون در آتش، جایگاه فرد نفاقی وجود دارد که نمیتواند صداقت خود را نشان بدهد.
هوش مصنوعی: زمان خوشی و جشن و شادمانی فرا رسیده است، به ویژه برای کسی که همراه و دوست خوبی دارد و میتواند از آن لذت ببرد.
هوش مصنوعی: برای خوشگذرانی، مردم به هر طرف نشستهاند و در باغ چمن، گروه گروه حضور دارند.
هوش مصنوعی: مردم به شگفتی از زیبایی و تنوع گلها در آمدهاند. در این بین، میتوان حیرت مخلوق را دید و همچنین قدرت خالق را حس کرد.
هوش مصنوعی: قمری که مشغول تسبیحخوانی است و بلبل که در حال شادی و مستی به سر میبرد، هر دو در یک مکان جمع شدهاند؛ جایی که زاهد و فاسق نیز کنار هم هستند.
هوش مصنوعی: دیشب که چهره زیبای پادشاه در آسمان ظهور کرد، زمین از این بلندی به زیر تختش درآمد.
هوش مصنوعی: به باغ رفتم و از کلبه اندوه خارج شدم، و دیگر به گذشته و آینده فکر نمیکنم.
هوش مصنوعی: دل من از دنیای دوگانهای که در آن زندگی میکنیم، جدا شده و به نوعی در هم تنیده با چیزهایی است که به قلبم نزدیکند؛ به همین خاطر هر چیزی که به من ربط دارد، به شدت برایم مهم و ارزشمند است.
هوش مصنوعی: من در چنین شادی و حالتی به باغ لاله و نسرین میروم، اما همدم و همراهی ندارم.
هوش مصنوعی: کوشش تو نشاندهنده هدف توست و عبور از مراحل، مایهی آسایش خاطر است و حقیقتها را برایت روشن میسازد.
هوش مصنوعی: از آتش سوزان دل و دودی که از آه من بلند میشود، پروین و زهره در باغ غروب و صبح درخشان هستند.
هوش مصنوعی: هر نالهای که از ابتدا کردم، فاخته و بلبل به من پاسخی مناسب دادند.
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه در بیخبری و در غفلت زندگی میکنی، گاهی به غمهای گذشته فکر میکنی و گاهی به غمهای آینده.
هوش مصنوعی: برخیز و شبیه به جلال باغ، صبح زود به وقت خواندن فال بپرداز.
هوش مصنوعی: نوشیدنی شبیه صبحی که در افق جان روشنایی میبخشد، تا با نسیم صبح، شانس تو راست و درست گردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش که این شهسوار کره ابلق
از قرپوس غروب گشت معلق
شام سیه گر، بزیر دست فرو داد
مهره ی اصفر ز طرف رقعه ازرق
از سر زین کوهه ی افول در افکند
[...]
نرگس شهلا به طرف باغ چو زنبق
برده چو سرو سهی ز حسن تو رونق
هست ثنای تو در شکوفه مفلق
از پی تعظیم تست بید معلق
باز به پا کرد نوبهار سرادق
بلبل آمد خطیب و قمری ناطق
رایتی فرودین به باغ درآویخت
پرچم سرخ از گلوی سبز سناجق
طبل زد از نیمروز لشکر نوروز
[...]
ملک خدا را یگانه مالک مطلق
ملک باو قائم اوست قائم بالحق
چون بحرم برزند فراشته بیرق
هر روشی را فتد شکست برونق
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.