سزد که رنجه کنی یک زمان قدوم شریف
به کنج کلبه احزان ما دهی تشریف
شبی به خلوتم از تُست آرزو که بود
لب تو ساقی و رخساره شمع و غمزه حریف
شریف داشتم آن زلف را چو عمر دراز
ولی چه سود که بر باد رفت عمر شریف
بگو به یار سبک روحم ای نسیم صبا
بیا که جان گران جان همی کند تخفیف
ز جان بود همه خوفی کنون که جانم رفت
مرا چه بیم ز بیم و چه خوف از تخویف
اگر در آب دو چشمم وگر در آتش دل
خیال تو به همه حال مونس است و الیف
ز ما صلاح مجو ای صلاح جو، که به عقل
نه عاقلی ست که دیوانه را کنی تکلیف
به کوی دوست تواند مرا صبا بردن
ز بس که گشته ام از هجر ناتوان و ضعیف
مشو به سختی از امّید ناامید جلال
و انّه «لرؤفً» و بِالعباد «لطیف»
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و غمگین شاعر میپردازد. او از محبوب خود خواسته تا به کلبهی غمگینش برگردد و در لحظات تنهاییاش، یاد او را چشمهی آرامش و شادی قرار دهد. شاعر از زیباییهای محبوب و زلفهایش سخن میگوید، اما به یاد میآورد که عمرش به هدر رفته است. احساس محنت و ضعف ناشی از دوری یار، و التماس به نسیم برای آوردن محبوب به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به دوستان و اطرافیانش هشدار میدهد که عشق و دیوانگی را نمیتوان با منطق تنها توضیح داد و به امید داشتنِ جلال الهی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: خوشایند است که به خاطر شخصیت والایت، لحظهای به کلبه غمانگیز ما سر بزنی و به ما اهمیت بدهی.
هوش مصنوعی: شبی در تنهاییام آرزو داشتم که لبهای تو مانند ساقی و چهرهات مانند شمع باشد و غمزهات دوستانم را مجذوب کند.
هوش مصنوعی: من آن زلف را بسیار ارزشمند و گرانبها میدانستم، همانطور که عمر را با ارزش میدانم، اما چه فایده که عمر ارزشمندم به هدر رفت و از میان رفت.
هوش مصنوعی: به دوست آشنا و سبکسری بگو ای نسیم دلانگیز، بیا که روح من به خاطر غم و اندوه، به شدت تحت فشار است و به آرامش نیاز دارد.
هوش مصنوعی: همه ترسها و نگرانیهایم از بین رفته، زیرا جانم از من رفته است. حالا که هیچ چیزی از من نمانده، دیگر از هیچ ترس و تهدیدی نمیترسم.
هوش مصنوعی: هرچند که در چشمانم اشک باشد و دل در آتش عشق تو بسوزد، در هر شرایطی تو همراه و مونس من هستی.
هوش مصنوعی: از ما نخواه که ما را اصلاح کنی، زیرا با عقل هیچ آدم عاقلی نمیتواند دیوانه را در قید و بند قرار دهد.
هوش مصنوعی: باد صبا میتواند مرا به کوی دوست ببرد، زیرا به شدت از دوری او خسته و ناتوان شدهام.
هوش مصنوعی: از ناامیدی در سختیها فاصله بگیر، زیرا او مهربان و با لطف نسبت به بندگانش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کرشمه تو برد از قمارخانه حریف
خورد ز دست تو تایب شراب بی تکلیف
رفیق کعبه و هم مشرب خراباتی
به نام و ننگ نبینی زهی حریف لطیف
ز عشق روی تو در هیچ باغ و مصطبه نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.