ای سهی قدّ ترا سرو و صنوبر بندهای
عالمی حُسن ترا چاکر و چاکر بندهای
نرگس شوخ ترا جادوی کشمیر غلام
سحر ابروی ترا مانی و آزر بندهای
ای سر زلف ترا سنبل رعنا خادم
وی رخ خوب ترا لالهٔ احمر بندهای
بسته در زلف دل خلقی و چشمت بیمار
بهر خسته بکن آزاد سراسر بندهای
نرگس مست ترا سنبل رعنا خادم
سرو آزاد ترا همچو صنوبر بندهای
بوسهای دادی و گفتی که بده جان عزیز
با کس این نرخ نکردهست مقرّر بندهای
هست گیسو و رخ و نرگس جادوی ترا
سنبلش خادم و گل چاکر و عبهر بندهای
خلقی از ناز تو مُردند و ترا خود غم نیست
آری از مردن خر غم نخورد خر بندهای
گفته بودی که چه بیمهر و وفای است جلال
به وفای تو که اینها نبود در بندهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیباییهای محبوبش با استعارههای مختلفی چون سرو، صنوبر، نرگس و سنبل یاد میکند و او را به عنوان معشوقی افسانهای توصیف میکند. شاعر میگوید که زیبایی محبوبش و سحر ابرو و زلف او باعث بیماری دل و چشمان مردم شده و حتی جانشان را به خطر میاندازد. او همچنین به مهربانی و وفای محبوبش اشاره میکند و نشان میدهد که این خصائص در او وجود ندارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عدهای عاشق زیبایی او شدهاند اما او خود نگران این محبتها نیست.
هوش مصنوعی: ای تویی با قامت زیبا، مانند سرو و صنوبر، در این عالم همه به زیبایی تو وابستهاند و من هم یک بنده و مطیع زیبایی تو هستم.
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و بازیگوش تو، جادوی کشمیر را به همراه دارد. زیبایی ابروی تو باعث شد که من همچون بندهای در خدمت تو باشم.
هوش مصنوعی: ای موی تو مانند سنبل خوشبو و دلنشین است، و چهره زیبا و گلگونت همچون گل لالهای هستند که بنده و خدمتگزار تو هستند.
هوش مصنوعی: موی پیچیده و آشفتهات، دلِ مردم را به خود بسته است و چشمانت برای کسانی که رنجیدهاند، درمانی میشود. تو تمام وجودت را وقف آزادی آنها کردهای، در حالی که خودت اسیری در عشق هستی.
هوش مصنوعی: نرگس زیبای مست، گلهای سنبل زیبا و دلربا، در خدمت تو هستند و سرو آزاد و سرسبز نیز مانند درخت صنوبر به تو وابسته است.
هوش مصنوعی: تو بوسهای به من دادی و گفتی که جان عزیزم را به هیچکس دیگری با این قیمت نمیفروشم. من بندهی تو هستم.
هوش مصنوعی: زیبایی تو همچون جادو است که در گیسوی تو و چهرهات نمایان است. سنبل به خاطر تو خدمت میکند و گل، غلام توست و عطر تو بندهای از خود رها کرده.
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به خاطر ناز و زیبایی تو جان باختهاند، اما تو نسبت به این موضوع هیچ دغدغهای نداری. درست مانند اینکه خداوند به احوال الاغ (خر) اهمیتی نمیدهد؛ که او هم دلداری ندارد و تنها زندگی میکند.
هوش مصنوعی: تو گفته بودی که جلال و شکوه چقدر بیمهر و وفادار است، اما وفای تو را چه میتوان گفت که این ویژگیها در بندگی وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.