درد ما دوری درمان برنتابد بیش ازین
پشت طاقت بار هجران بر نتابد بیش ازین
هیچ زلفی بار دلها برنگیرد بیش از آن
هیچ جانی درد جانان بر نتابد بیش ازین
من که وصلش رانده ام در هجر تا کی داردم
سلطنت ورزیده زندان برنتابد بیش ازین
هر که عمری رانده باشد کامی اندر دولتی
محنت حال پریشان برنتابد بیش ازین
ما به بویی از نسیم زلف جانان مانده ایم
هستی ما منّت جان برنتابد بیش ازین
من همی بارم سرشک و عقل می گوید مکن
عالم از خاک است و طوفان برنتابد بیش ازین
دود هم روزی برآید از گریبان جلال
کآتش اندر زیردامان بر نتابد بیش ازین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تحمل درد و رنج ناشی از دوری معشوق است. شاعر احساس میکند که دیگر قادر به تحمل بار فراق نیست و این وضعیت برایش بیش از این قابل تحمل نیست. او به ناممکن بودن تحمل این درد اشاره دارد و به تأثیر عمیق عشق بر روح و روان انسان میپردازد. در واقع، شاعر از عمق حسی میگوید که در این حالت، حتی زلف معشوق نیز نمیتواند بار دل را کم کند و زندگی بدون حضور معشوق برای او بیمعناست. در نهایت، تأکید بر ناامیدی و ناتوانی در فرار از این درد به خوبی مشهود است.
هوش مصنوعی: درد ما ناشی از دوری است و دیگر نمیتواند بیشتر از این تحمیل شود؛ طاقت ما نیز نمیتواند بیشتر از این بار دوری را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هیچ زلفی نمیتواند بار دلها را بیشتر از این سنگین کند و هیچ جانی نمیتواند درد عشق را بیشتر از این تحمل کند.
هوش مصنوعی: من که در جدایی از او هستم، تا کی میتوانم به سلطه و قدرتی که دارم ادامه دهم؟ این زندان را بیشتر از این نمیتوانم تحمل کنم.
هوش مصنوعی: هر کسی که عمرش را در سختی و درد سپری کرده باشد، دیگر نمیتواند با شرایط دشوار و پریشانحالی بیشتر از این کنار بیاید.
هوش مصنوعی: ما از عطر نسیم موهای محبوبمان سرشاریم و وجود ما تحمل آزار بیش از این را از جانب جان عزیزمان ندارد.
هوش مصنوعی: من اشکم را به دوش میکشم و عقل به من میگوید که این کار را نکن. دنیا از خاک ساخته شده و نمیتواند طوفانی را بیشتر از این تحمل کند.
هوش مصنوعی: دود روزی از سینه جلال برمیخیزد، زیرا آتش در زیر دامن او نمیتواند بیشتر از این خاموش بماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بلبل شوریده زندان بر نتابد بیش ازین
جان من هجران جانان بر نتابد بیش ازین
رحمتی بر من کن و بر درد بی درمان من
درد من دوری ز درمان بر نتابد بیش ازین
آدم سرگشته در حیرت سرای خاکدان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.