ای به بازار غم عشق تو صد جان به جوی
خود ترا نیست غم حال اسیران به جوی
تا که دلاّل غمت حلقه جانبازان دید
می زند نعره و فریاد که صد جان به جوی
گر کند داس فنا خرمن هستی جوجو
بر من بی خبر واله حیران به جوی
کار عالم همه گر بی سر و سامان گردد
بر من سوخته بی سرو سامان به جوی
جام جمشید به من ده که نیرزد برِ من
گنج قارون به دو جو مُلک سلیمان به جوی
پیش ما جز سخن باده و پیمانه مگوی
که نیرزد همه عالم بر رندان به جوی
ای فلک! گرمی بازار به یک نان چه کنی؟
هست در ملک دل ما صد ازین نان به جوی
گر توان دید به بازار قیامت رخ دوست
هیچ عاشق نخرد روضه رضوان به جوی
جان بدادیم ز عشق و برِ جانان هیچ است
سوخت در درد جلال و بر درمان به جوی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر اشاره به شدت عشق و دلتنگی شاعر دارد. او به بازار عشق میرود و جان خود را برای محبوب میخواهد، اما محبوب به حال اسیران توجهی ندارد. شاعر از تصورات خود درباره عشق و زیبایی سخن میگوید و میخواهد از لذتهای دنیوی چشم پوشی کند. او در پی جستجوی دوست در روز قیامت است و در درد عشق خود را سوخته و بیقرار میبیند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ چیز در برابر عشق واقعی و یاد محبوبش ارزش ندارد.
هوش مصنوعی: ای عشق تو به قدری در بازار دلها پررنگ است که جانهای زیادی به خاطر تو فدای میشوند؛ اما تو هیچگونه نگرانی از حال و وضعیت اسیران (عاشقان) در میان آنها نداری.
هوش مصنوعی: وقتی که پیامآور غم تو به جانبازان رسید، به شدت فریاد و ناله کرد که جانهای زیادی در خطر هستند.
هوش مصنوعی: اگر داس نابودی به خرمن وجود من بیفتد، من همچنان غافل و حیران در کنار جوی خواهم ماند.
هوش مصنوعی: اگر کار و زندگی دانشمندان و افراد با دانش از نظم و ترتیب خارج شود، من که در آتش عشق سوختهام و بینظم و ناامید ماندهام، به جستجوی آن خواهم رفت.
هوش مصنوعی: به من جام جمشید را بده، زیرا ثروت قارون و ملک سلیمان هیچکدام به ارزش من نمیرسند.
هوش مصنوعی: در حضور ما، فقط از باده و میگوئی و نوشیدنی صحبت کن، زیرا هیچ چیز در این دنیا ارزش آن را ندارد که رندان و اهل دل را از لذت اینها بازدارد.
هوش مصنوعی: ای آسمان! برای یک نان چه بر سر بازار گرمی میکنی؟ در دل ما به اندازهی صد نان از این موارد وجود دارد.
هوش مصنوعی: اگر بتوانی در روز قیامت چهره دوست را ببینی، هیچ عاشقی حاضر نخواهد بود به خاطر بهشت و نعمتهای آن، چیزی بخرد.
هوش مصنوعی: ما برای عشق جان خود را فدا کردیم، و برای محبوب هیچ چیزی با ارزش نیست. در آتش درد عشق سوختیم و در جستوجوی درمان هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.