دوش شبم را صفت روز بود
در برم آن شمع دل افروز بود
چاکر من دولت بیدار بود
بنده من طالع پیروز بود
یار مرا مونس و دمساز بود
شمع مرا همدم و هم سوز بود
خال بر آن چهره شب قدر بود
زلف بر آن رخ شب نوروز بود
با من بیچاره نمی گشت رام
وین اثر پند بدآموز بود
پرتو رخسار دل افروز او
در دل شب روز نی از روز بود
جان و دلم خسته و مجروح کرد
ناوک چشمش که جگردوز بود
خرّمی اندوخت ز وصلش جلال
گرچه ز هجرانش غم اندوز بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد شبهایی میپردازد که معشوقش در کنار او بوده و زندگیاش را روشن کرده است. او از زیباییهای چهره و زلف معشوق صحبت میکند و به تأثیر عمیق عشق او بر دل و جانش اشاره میکند. با وجود لذتی که از وصال میبرد، شاعر از درد جدایی و اضطرابهای ناشی از آن نیز سخن میگوید، و در نهایت احساسات متضاد شادی و غم را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: دیشب، شب من مانند روز روشن بود و در کنارم آن شمعی بود که دل را روشن میکرد.
هوش مصنوعی: خدمتگزار من در حال بیداری و آگاهی بود و بنده من نیز با سرنوشتی موفق و خوشبخت به سر میبرد.
هوش مصنوعی: دوست من همدم و شریک شادیها و غمهایم بود، مثل شمع که همواره همراه من است و در کنارم میسوزد.
هوش مصنوعی: نقطههای تیرهای که بر آن چهره زیبا وجود دارد، مانند زلفهای مشکی است که بر آن صورت درخشان در جشن نوروز میدرخشد.
هوش مصنوعی: با من بیچاره، هیچکس نمیتواند آرام و راحت باشد، زیرا تأثیر نصیحتهای نادرست و بد، باعث چنین حالتی شده است.
هوش مصنوعی: نور چهرهی جذاب او در دل شب، مانند روز روشن و روشنی بخش است.
هوش مصنوعی: چشم او مانند نیزهای تیز و مهیب به دل و جانم آسیب رساند و مرا خسته و مجروح کرد.
هوش مصنوعی: او از وصال معشوق شادی و زیبایی جمع کرده است، هرچند که از جدایی او غم و اندوهی به دل دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خال چو عودش که جگرسوز بود
غالیهسای صدف روز بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.