ای جمال رخ تو تا بوده
عاشقان در غمش نیاسوده
دلها را به مهر ببریده
جانها را ز عشق فرسوده
بر سر کویت آنگه افتاده ست
جان عشّاق توده بر توده
عاشقانت هر آنچه جز غم تست
دست همّت بدان نیالوده
حُسن تو جلوه داد یک نوبت
عالمی را ز هوش بربوده
تا تو در پرده رفته هیچ کسی
پرده از روی کار نگشوده
از جمالت به کس نداده نشان
عقل هر چند راه پیموده
عشق تو در ضمیر دلها هست
آفتابی به گِل بیندوده
هست در دولت غم عشقت
آه ما سر بر آسمان سوده
دردسر می دهند مستان را
هوشیاران به پند بیهوده
چشمه ای پر دُر است چشم جلال
آتش عشق آبش افزوده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت چهرهی محبوب و تأثیر عمیق آن بر عاشقان است. شاعر به توصیف احساسات عاشقان میپردازد که در عشق و غم محبوب غرق شدهاند. این جذابیت به حدی است که عقل را از کار و زندگی بازمیدارد و تنها غم عشق برای عاشقان باقی میماند. عشق به محبوب در دلها وجود دارد و به مثابهی نور آفتابی در میان گلها نمایان است. شاعر به وضعیت عاشقان اشاره میکند که دچار دردسرها و موانع عاطفی هستند و این وضعیت باعث میشود تا سر به آسمان بسایند و در جستجوی آرامش باشند. در نهایت، شاعر از شدت عشق و تأثیر آن بر روح و دل عاشقان سخن میگوید.
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهی تو باعث شده که عاشقان همیشه در غم و اندوه باشند و هرگز از آن رنج رهایی نیابند.
هوش مصنوعی: دلها را از محبت جدا کرده و جانها را از عشق خسته کرده است.
هوش مصنوعی: در مقابل کوچهات، جان عاشقان به صورت انبوهی افتاده است.
هوش مصنوعی: عاشقان تو هر چیزی جز غم تو را نمیخواهند و برای به دست آوردن آن تلاش نمیکنند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری خیرهکننده است که یک بار دیدن آن، تمام عالم را از هوش برده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در پرده و پنهانی حضور داری، هیچ کس از روی کار تو خبر ندارد و پرده راز از روی آن نمیافتد.
هوش مصنوعی: هیچ کس از زیبایی تو نشانی از عقل و خرد را مشاهده نکرده است، هرچند که مسیری را طی کرده باشد.
هوش مصنوعی: عشق تو در قلبها همچون خورشیدی است که در گل و لای پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در این دنیا به خاطر نبودن عشق تو، ما با آه و نالهای بلند به آسمان نگاه میکنیم.
هوش مصنوعی: مردم هوشیار با نصیحتهای بیفایده برای مستان دردسر ایجاد میکنند.
هوش مصنوعی: چشم جلال مانند چشمهای پر از مروارید است که آتش عشق آن را به جریان درآورده و به طراوت و زندگی بخشیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ور شود نیز وقتی آلوده
چه دهد دل به رنج بیهوده
در پناهش رعیت آسوده
ده به داد و دهش بیفزوده
راصد چرخ آبگون بوده
قطره تا قطره قطر پیموده
دایه رویت به ماه ننموده
تاب مویت صبا نفرسوده
خود بخود او خوش است و آسوده
چرب و شیرین بسان پالوده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.