مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
چون روز شود رونق مهتاب نباشد
از تشنگی لعل تو در کوی تو میرم
با خاک بسازیم اگر آب نباشد
تا بر نکند نرگس مست تو سر از خواب
شک نیست که در دیده ما خواب نباشد
آن را چه خبر باشد از احوال دل ما
کز خون جگر غرقه غرقاب نباشد
جز روی تو گر کعبه نباشد عجبی نیست
آن را که جز ابروی تو محراب نباشد
عشقی که حقیقی نبود ذوق نبخشد
مستی نکند باده اگر ناب نباشد
ما و غم و سختی و در دوست که نبود
از بابت ما هرچه ازین باب نباشد
گر اشک مرا نیست سکون، طرفه مدارید
کاین خاصیت اندر تن سیماب نباشد
شادی جلال ار چه بود بی می و معشوق
عشرت نتوان کرد چو اسباب نباشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میگوید که در صورت نبودن او، همه چیز بیمعنا و بیجاذبه است. او از احساسات شدیدش سخن میگوید و نشان میدهد که عشق واقعی و عمیق او به معشوق، زندگیاش را شکل میدهد. در غیاب معشوق و ویژگیهای او، هیچ چیز نمیتواند او را شاداب و خوشحال کند، و غم و سختی در زندگیاش سیطره دارد. شاعر بیان میکند که در نبود عشق و زیبایی معشوق، زندگی طعم و رنگی ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی تو چهرهات را نشان بدهی، ماه دیگر تاب و درخشش ندارد و جایی برای زیباییاش باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: تشنهی زیبایی تو هستم و در جادههای عشق به تو از شدت این درد جان میسپارم، حتی اگر آب و زندگی نباشد، با خاک و دردهای خود کنار خواهیم آمد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نرگس زیبای تو از خواب بیدار نشود، شک نیست که در چشمان ما نیز هیچ خیالی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: دل ما در شرایط بدی به سر میبرد و کسی از آن خبر ندارد؛ حتی اگر از خون دل هم پر شده باشیم، کسی به وضعیت ما اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: اگر غیر از چهرهات جایی که به پرستش و عبادت بپردازند وجود نداشته باشد، تعجبی نیست؛ زیرا هیچ محلی مقدسی جز ابروی تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عشقی که واقعی و راستین نیست، نمیتواند انسان را شاد کند و سرمستی به او ببخشد، همانطور که اگر شراب خالص و ناب نباشد، تأثیری به آدمی نخواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: ما و اندوه و مشکلات و دوری از دوست، هیچ چیز از این جهت به خاطر ما نیست.
هوش مصنوعی: اگر اشک من آرامش ندارد، پس تعجب نکنید که این ویژگی در وجود من مانند جیوه است و نمیتواند ثابت بماند.
هوش مصنوعی: شادی و خوشی جلالی اگر هم وجود داشته باشد، بدون شراب و معشوق نمیتوان از آن لذت برد، چون اگر زمینه و ابزار مناسب برای آن نباشد، خوشحالی امکانپذیر نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.