دوش در سودای او بر من به بیداری گذشت
روز روشن گشت و بر من چون شب تاری گذشت
از حساب زندگانی کی برد عمری که آن
گاه در جان کندن و گاهی به بیماری گذشت
بر رخ چون زعفرانم اشک گلناری چکد
در دلم هر گه که آن رخسار گلناری گذشت
عشق شور آغاز کرد و عقل را تمکین نماند
روزگار مستی آمد دور هشیاری گذشت
باد فردوس است یا بوی خم گیسوی دوست
یا برین در کاروان مشک تاتاری گذشت
گر بنالد همچو بلبل در قفس عیبش مکن
عاشق بی دل که عمرش در گرفتاری گذشت
عمر شیرین را به تلخی بگذرانیدی جلال
ای دریغا! عهد آسانی به دشواری گذشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از گذر زمان و تأثیر آن بر زندگی و احساساتش صحبت میکند. آنچه که در بیداری و خوابش میگذرد، به تلخی و زحمت میانجامد. او به تغییرات زندگی، درد و رنجهایش، و اشکهایی که از عشق میریزد اشاره میکند. عشق او را از عقل دور کرده و به مستی کشانده است. همچنین، او از دشواریها و تلخیهای عمرش صحبت میکند و به یاد روزهای آسانی میافتد که به زحمت تبدیل شده است. در کل، این شعر نشاندهندهٔ مضرات گذر زمان و چالشهای عشق و زندگی است.
هوش مصنوعی: دیروز شب را به یاد او در حالی که بیدار بودم گذراندم و وقتی روز شروع شد، حس کردم که بر من مانند شب تاریک است.
هوش مصنوعی: زندگی عمر ما را حساب نمیکند؛ چرا که بخشی از آن به مرگ و بخشی دیگر به بیماری سپری میشود.
هوش مصنوعی: صورت من به رنگ زعفران است و هر بار که آن چهرهی زیبا و گلناری از مقابل چشمانم میگذرد، اشکهای گلناری در دلم میریزد.
هوش مصنوعی: عشق هیجان و شوری جدیدی به وجود آورد و عقل نتوانست خود را کنترل کند. زمان حال، زمان مستی و نشئگی است و دوره آگاهی و هشیاری به پایان رسیده است.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف عطر و بویی میپردازد که میتواند ناشی از زیباییهای بهشتی یا رایحهی موهای دوست باشد. همچنین اشاره دارد به این که در کنار این عطر، بوی مشک تاتاری هم حس میشود که به فضای کاروان نسبت داده میشود. به طور کلی، شاعر به زیبایی و جذابیت بویهایی که در طبیعت و از وجود محبوبش وجود دارد، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند بلبل در قفس ناله کند، نباید عیبش را بگویی. چرا که عاشق بیدل، عمرش را در رنج و گرفتاری سپری کرده است.
هوش مصنوعی: زندگی شیرین را با تلخی سپری کردی، جلال! افسوس که دوران راحتی به سختی گذشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
یاد می کردم ازان شبها که در یاری گذشت
خواب هم ناید گهی تا دیدمی وقتی، مگر
زان شب فرخ که با یارم به بیداری گذشت
بر درش سودم همه شب دیده و چشم مرا
[...]
مد عمر من چو نی در ناله و زاری گذشت
از تهی مغزی حیاتم در سبکساری گذشت
خواب غفلت فرصت وا کردن چشمی نداد
روز من در پرده شب از سیه کاری گذشت
در شبستان عدم شد شمع کافوری مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.