دردمندی ز تو هرگز به دوایی نرسید
بی نوایی ز تو هرگز به نوایی نرسید
صرف کردم به وفای تو همه عمر و به من
در همه عمر ز تو بوی وفایی نرسید
بود امّید که این کار به جایی برسد
سعی بسیار بکردیم و به جایی نرسید
از زکات تو رسیده است نصیبی ای شاه
به همه خلق، ولی بخش گدایی نرسید
خسرو ار کام دل از شکر شیرین برداشت
لب فرهاد به بوسیدن پایی نرسید
هرگز از خوان نکویی تو اندر همه عمر
به گدایان در خانه صلایی نرسید
خود نگویی تو که سر منزل جانبازان است
کس نیامد که به شمشیر قضایی نرسید
در مقامی که دو عالم به جوی کس نخرد
نیم جایی چه عجب گر به بهایی نرسید
همچو غنچه دل تنگم ز هوایش خون شد
وز گلستان رُخَش باد صبایی نرسید
حالت درد گرفتار بلا کی داند
هر که را بر سر ازین درد بلایی نرسید
حبّذا از دل شوریده پُر درد جلال
که به درد تو بمرد و به دوایی نرسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حس ناامیدی و بیتوفیقی است. شاعر از دردها و رنجهای خود شکایت میکند و میگوید که تلاشهایش برای رسیدن به وفای محبوب بینتیجه مانده است. او به عدم دستیابی به آرزوها و بیتوجهی دیگران نسبت به درد خود اشاره میکند و میگوید که از هر تلاش و امیدی به جایی نرسیده است. در نهایت، شعر با تأکید بر بینتیجه بودن دوست داشتن و رنج کشیدن به پایان میرسد، نشاندهنده عمق فراق و ناامیدی شاعر از عشق و انتظار.
هوش مصنوعی: هیچ درمانی برای درد من از جانب تو نیامد و هیچ راحتی نیز از تو به دست نیامد.
هوش مصنوعی: تمام عمرم را در راه وفاداری به تو گذراندم، اما در طول این مدت هیچ نشانهای از وفاداری تو به من نرسید.
هوش مصنوعی: امید داشتیم که این کار نتیجهای داشته باشد، اما با وجود تلاشهای فراوانی که کردیم، به جایی نرسیدیم.
هوش مصنوعی: ای شاه، سهمی که از لطف و کمکهای تو به همه مردم رسیده، بسیار است، اما به آنهایی که در فقر و نیاز زندگی میکنند، هنوز چیزی نرسیده است.
هوش مصنوعی: اگر خسرو به خواستهاش برسد و از شیرینی شکر لذت ببرد، فرهاد هرگز به بوسیدن پای او نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هرگز در طول زندگیام از سفرهی نیکی تو سهمی نصیب گدایان در خانهات نشد.
هوش مصنوعی: خودت نگو که اینجا محلی است برای دلیران و جانبازان، هیچکس نیامد که به قضا و قسمت باز نرسید.
هوش مصنوعی: در جایگاهی که هیچ کس به کسی توجه نمیکند، چه انتظار عجیبی است اگر کسی نتواند به بهایی دست یابد یا ارزشی پیدا کند.
هوش مصنوعی: دل من مانند غنچهای است که از هوای او به شدت ناراحت و پریشان شده است. در این میان، از بلندی گلستان چهرهاش نسیمی خوش به من نرسیده است.
هوش مصنوعی: فقط کسی که تجربه درد و بلا را دارد، میتواند به درستی احساس و وضعیت کسانی را درک کند که دچار این مشکلات شدهاند. کسانی که هرگز با چنین دردهایی مواجه نشدهاند، نمیتوانند عمق این احساسات را بفهمند.
هوش مصنوعی: آفرین بر دل عاشق و ناآرامی که به خاطر تو درد کشید و نتوانست به تسکینی دست یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزها شد که ز تو بوی وفایی نرسید
وز سر کوی توام باد صبایی نرسید
چاک شد پیرهن عمر به صد نومیدی
دست امید به دامان قبایی نرسید
در بیابان طلب بخت پریشان کردم
[...]
بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
سعی بسیار نمودیم، بجایی نرسید
ما اسیران بتو هرگز ننمودیم وفا
که همان لحظه بما از تو جفایی نرسید
قامتم چنگ شد و لطف تو ننواخت مرا
[...]
چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
فیض خار سر دیوار به پایی نرسید
هرچه از دست دهی بهتر ازان می بخشند
مسی از دست ندادم که طلایی نرسید
قیمت گوهر شهوار گرفت اشک کباب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.