الا ای گل لاله رخسار من
مکن بیش ازین قصد آزار من
تو سلطانی و من ترا بنده ام
نظر زین بِه انداز در کار من
تو در خواب نازی و آگه نیی
ز طوفان این چشم بیدار من
هَمَت رحمتی در دل آید اگر
به گوشَت رسد ناله زار من
هم از پرتو آتش سینه است
که زرد است چون شمع رخسار من
من اندر فراق تو جان می دهم
نپرسی که چون است بیمار من
مرا جان و دل آرزومند تُست
اگر تو ملولی ز دیدار من
نه جز ناله یک دم مرا همدمی ست
نه جز غم کسی هست غمخوار من
نشد کام حاصل به سعی جلال
دریغ آن همه سعی و تیمار من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق عشق و درد جدایی اشاره دارد. شاعر با گویندهای که به محبوبش خطاب میکند، از آزارهایی که از رابطه ناشی میشود، ابراز نارضایتی میکند. او خود را بنده محبوب میداند و از او میخواهد که درک کند که چشمانش دردی عمیق را تجربه میکنند. شیوه گفتوگوی شاعر به گونهای است که نشان میدهد او به شدت به محبوب وابسته است و احساس تالم و رنج میکند. در عین حال، شاعر از احساسات و نالههایش میگوید و به آرزوهایش برای وصال محبوب اشاره میکند. در نهایت، او به ناکامی در دستیابی به عشق و آرامش اشاره کرده و حسرت تلاشهای بینتیجهاش را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: ای گل لاله با چهره زیبا، دیگر من را آزار نده، لطفاً بیش از این به من آسیب نزن.
هوش مصنوعی: تو بزرگ و سروری و من نوکر و غلام توام، از این رو بهتر است به وضعیت من توجه کنی.
هوش مصنوعی: تو در خواب شیرینی به سر میبری و از طوفان و آشفتگی چشمان بیدار من بیخبری.
هوش مصنوعی: اگر صدای نالهی دلbroken من به گوشت برسد، شاید رحمتی در دلت بوجود آید.
هوش مصنوعی: پرتو آتش درونم باعث شده است که صورتم به رنگ زرد درآید، مانند شمعی که میسوزد.
هوش مصنوعی: من در جدایی تو جان میدهم، اما نپرس که حال و روز بیمار من چگونه است.
هوش مصنوعی: دل و جان من در انتظار توست، اما اگر از ملاقات من خسته باشی...
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها صدای نالهام را دارم که همراهم است و هیچ کس دیگری نیست که در غمهایم شریک شود.
هوش مصنوعی: نتوانستم به هدف خود برسم، با وجود تمام تلاشها و زحماتی که کشیدم، افسوس که این همه سعی و تلاش من بیفایده ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به یزدان همیگفت زنهار من
سپردم ترا ای جهاندار من
کجا رفتی ای دل گسل یار من
مگر سیر گشتی ز دیدار من
نجستم بتا هرگز آزار تو
چرا جستی ای دوست آزار من
چگونست بی من بتا کار تو
[...]
ره من همینست و گفتار من
ولیکن جزاینست دیدار من
نکوش اندر این بحر از آزار من
مشو بار من چون نیی یار من
که از دست این زابلی کار من
سراسر تباهست کردار من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.