تا که آمد دیده را بالای جانان در نظر
خوش نمی آید مرا سرو خرامان در نظر
خرّم آن دم کز لب و رخسار او باشد مرا
جام باده بر لب و طرف گلستان در نظر
چون نظر بر رویت اندازم شود اشکم روان
آب در چشم آورد خورشید تابان در نظر
چون لب لعلت ببینم حسرتم گردد فزون
من چنین لب تشنه و آنگه آب حیوان در نظر
هر شبی خاک سر کوی تو بالین من است
زان نمی آید مرا ملک سلیمان در نظر
بی لب غنچه نمایت دوش رفتم در چمن
غنچه می آمد مرا مانند پیکان در نظر
امشب ای دیده خیالش میرسد مهمانپذیر
هر چه اندر خانه داری پیش مهمان در نظر
زان هوس بگذر جلالا کی ببینی روی او
خود کجا آید کسی را صورت جان در نظر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر در آن احساسات عمیق و شوق دیدن محبوبش را بیان میکند. او میگوید که هر چیز دیگری در نظر او بیارزش میشود و تنها زیبایی معشوقش او را خوشحال میکند. همچنین، او با توصیف لحظات خاص و آرزوهایش نشان میدهد که محبتش تا چه حد عمیق و شدید است. عشق او به معشوقش آنقدر قوی است که هیچ چیز دیگری نمیتواند توجهش را جلب کند. در نهایت، شاعر با تکیه بر زیبایی و جذابیت معشوق، به تصویرسازی احساساتش میپردازد و از دلتنگی و آرزوهایش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: هنگامی که چشمانم به محبوب میافتد، دیگر چیزی جز زیبایی او برایم خوشایند نیست و دیگر حتی سرو و گیسوان دلربای دیگران نیز در نظرم زیبا نمینماید.
هوش مصنوعی: لحظهای خوشحالکننده است که لب و چهره او در کنارم باشد، در حالی که لیوانی شراب به دست دارم و باغ گلستان را در نظر میآورم.
هوش مصنوعی: هر بار که به چهرهات نگاه میکنم، اشکهایم سرازیر میشوند و در چشمهایم مانند آب میجوشند، درست مانند اینکه خورشید در نگاه من درخشش دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای سرخ تو را میبینم، حسرتی بیشتر از درونم به وجود میآید. من تشنهام و آب حیات در پیش چشمم است.
هوش مصنوعی: هر شب، خاک سرِ کوی تو تبدیل به بالش من میشود، و به همین خاطر، نشانههای قدرت و ثروت همچون ملک سلیمان برایم نمایان نمیشود.
هوش مصنوعی: دیشب به باغ رفتم و دیدم که غنچهای بیلب باز شده است، و این غنچه برای من مانند پیکانی در نظر میآمد که به سوی من میآید.
هوش مصنوعی: امشب، ای چشم، خیال او به سراغت میآید. همه چیزهایی را که در خانه داری، برای مهمان خود به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: از آرزوی آن جمال بگذر، ای بزرگ؛ زیرا کسی نمیتواند زیبایی واقعی او را ببیند و نمیتوان کسی را پیدا کرد که تصویر جان او را در نظر داشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا رب، آن رویست یا گلبرگ خندان در نظر
یا رب، آن بالاست یا سرو خرامان در نظر
ای خوش آن ساعت که بینم آن رخ و گیرم لبش
باده خوش بر کف و گلنار خندان در نظر
تا تو، ای سرو خرامان، در چمن بگذشته ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.