ما بریدیم به دوران تو از کام طمع
هر که شد پخته دوران نبود خام طمع
از لب لعل تو دندان طمع برکندیم
کام چون نیست بریدیم به ناکام طمع
تو گدایی که دل از هر دو جهان می خواهی
از گدایان نتوان داشتن انعام طمع
به تو ز آغاز طمع کردم از آن خوار شدم
بکند خوار کسان را به سرانجام طمع
دیده تا چشم تو بیند نکند خواب خیال
دل که زلفت طلبد کی کند آرام طمع
سایه واگیری و بویی نفرستی هرگز
پس چه دارم به تو ای سرو گل اندام طمع
دوست را از من دل خسته جدا کرد ایّام
ای دریغا نه چنین بود ز ایام طمع
عافیت نیست در آن کوی که خمّارانند
نیک نامی مکن از مردم بدنام طمع
ای طبیب! از سر بیمار مرو تا فردا
نیست امروز به تیمار تو تا شام طمع
از طمع بود که در دام غم افتاد جلال
از هوا مرغ درآرد به سوی دام طمع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم طمع و تردید در احساسات انسانی میپردازد. شاعر در ابیات مختلف به ناکامی و مشکلات ناشی از طمع اشاره میکند و بیان میکند که هر کس به دنبال خواستههای دنیوی میرود، ممکن است دچار ذلت و خوارشدن شود. او همچنین به رابطهاش با محبوب خود اشاره میکند و بیان میکند که عشق و longing به عنوان یک نوع طمع، باعث ناآرامی دل و خوابهای خیالانگیز میشود. در نهایت، شاعر از عواقب منفی طمع، مانند غم و افسردگی، در زندگیاش سخن میگوید و تأکید میکند که طمع در نهایت به دردسر و مشکلات میانجامد.
هوش مصنوعی: ما در دوران تو از آرزوها و خواستهها دست کشیدیم، چرا که کسانی که به بلوغ و پختگی رسیدهاند، دیگر دچار خامی آرزوها نمیشوند.
هوش مصنوعی: از لب زیبا و دلانگیز تو، آرزوی ناچیز را کنار گذاشتیم. چون نمیتوانیم به کام دل برسیم، از امید و آرزو دست کشیدیم.
هوش مصنوعی: تو به دنبال چیزی هستی که نه تنها در این دنیا، بلکه در دنیای دیگر نیز آن را میخواهی؛ اما بدان که گدایان نمیتوانند به چیزی فراتر از نیازهای ابتدایی خود امید داشته باشند.
هوش مصنوعی: از همان ابتدا به تو امید داشتم و به خاطر این امید، خود را خوار و خفیف کردم. این تمام امیدها را نیز بر سرانجامی که برای دیگران پیش میآید، فدا کردم.
هوش مصنوعی: چشم من تا تو را ببیند، خواب و خیال دل را فراموش نمیکند، زیرا موهای تو او را به خود جذب میکند و نمیتواند آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: سایهات را از من دور نکن و هرگز بوی عطرت را فراموش نکن؛ پس چه چیزی از تو میخواهم ای سرو خوشهیکل که امیدوارم به وجودت.
هوش مصنوعی: دوست، به خاطر روزگار، از من دلگیر و دور شد. آه! روزگار، چنین نباید میبود که به خاطر طمع اینگونه شود.
هوش مصنوعی: در جایی که افرادی بدنام و بیاصالت حضور دارند، نمیتوان به آسودگی و راحتی زندگی کرد. بنابراین، بهتر است از ذکر نامهای خوب و نیک از افرادی که بدنام هستند، پرهیز کنیم.
هوش مصنوعی: ای پزشک! از بالای سر بیمار نرو، زیرا ممکن است فردا نباشد. امروز در درمان تو امید دارم تا غروب.
هوش مصنوعی: جلال به خاطر طمع و آرزوهایش به مشکلات و غمها دچار شد، مانند پرندهای که به خاطر خواستههایش به دام طمع میافتد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.