منِ غریب که در هجر یار میگریم
همینشینم و تنها و زار میگریم
ز سوز گریه من جان خلق میسوزد
بدین صفت که منِ سوگوار میگریم
اگر چو شمع بمیرم به روز غم چه عجب
که من چو شمع به شبهای تار میگریم
بسا که لاله خونین ز اشک من بشکفت
از آن سبب که چو ابر بهار میگریم
به خون دیدهام آغشته است نامه دوست
که مینویسم و بیاختیار میگریم
گهی ز دوری اهل وطن همینالم
دمی ز فرقت یار و دیار میگریم
چه روزگار و چه روز است این که من دارم
که روزهاست که بر روزگار میگریم
مرا که کار همه گریه است و یار اندوه
عجب مدار که بر کار و بار میگریم
زمین عجب نه که دریا شود ز اشک جلال
بدین صفت که من از هجر یار میگریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از غم و اندوه جدایی یار مینالد و به شدت گریه میکند. او به تنهایی و در دل شب، از سوزی که در دل دارد، میگرید و متوجه است که گریهاش نه تنها برای خودش، بلکه برای جانِ دیگران نیز دردناک است. او حس میکند که مرگش هم مانند شمعی که در شب میسوزد، عجیبی نخواهد داشت. شاعر به زیبایی توصیف میکند که چگونه اشکهایش میتواند لالهها را بشکفاند و نامهاش به دوست، با اشک آغشته است. او از دوری وطن و یار مینالد و روزگار غمانگیزی را تجربه میکند که در آن فقط بر کار و بار خود میگرید. نهایتاً، او بیان میکند که زمین هم عجب نخواهد کرد اگر به خاطر عشقش دریا شود.
هوش مصنوعی: من، که بییار و غریب هستم، در غم دوری او اشک میریزم و به تنهایی نشستهام و از درد فراقش زار زار گريه میکنم.
هوش مصنوعی: از شدت گریه و اندوه من، جان مردم هم در آتش میسوزد، زیرا من در حال سوگواریام و به همین خاطر میبارم.
هوش مصنوعی: اگر مانند شمع بمیرم، در روزهای غم و اندوه چیز عجیبی نیست، چون من همانند شمع در شبهای تاریک اشک میریزم.
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، اشکهای من مانند باران بهاری میریزد و باعث میشود که گل لاله از خونین بودنش شکوفا شود.
هوش مصنوعی: نامهای که به دوست مینویسم، به قدری برایم مهم و حاوی احساسات عمیق است که اشکهایم به طور ناخواسته سرازیر میشود و آن را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: گاهی از دوری مردم سرزمین خودم غمگین میشوم و در لحظاتی به خاطر دوری از دوست و زادگاهم اشک میریزم.
هوش مصنوعی: این روزها چقدر شرایط سخت و غمانگیزی دارم که مدام بر روزگار خودم اشک میریزم.
هوش مصنوعی: من که تمام کارها و زندگیام با گریه همراه است و همدم من اندوه است، تعجب نکن که به خاطر کار و مسائل زندگیام مینالم و اشک میریزم.
هوش مصنوعی: زمین به شگفتی میآید که چطور دریا از اشکهای عظمت و جلال پر میشود، چرا که من از دوری محبوبم میگریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گهی که در غم آن گلعذار می گریم
بصورت ناله چو ابر بهار می گریم
ز چرخ می گذرد های های گریه من
شبی که بی مه خود زار زار می گریم
چه سود منع من ای همنشین چو می دانی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.